Tuesday , 14 August 2018 | سه شنبه , ۲۳ مرداد ۱۳۹۷
آخرین خبرها
شما اینجا هستید: خانه » بایگانی نویسنده: مدیریت

بایگانی نویسنده: مدیریت

اشتراک به خبردهی

سیاه یا سفید مساله این است…

نژاد پرستی

بسیاری معتقدند که نژاد پرستی چیزی است بیش از اندیشه هایی که گروه کوچکی از افراد متأثر و لجوج واجد آنند . برعکس ، نژاد پرستی در بطن ساختار و عملکرد جامعه ریشه می دواند . مفهوم نژاد پرستی نهادی حاکی از این است کهنژاد پرستی تمامی ساختارهای جامعه را به شیوه ای سیستماتیک در می نوردد . طبق این دیدگاه نهادهایی مثل پلیس ، خدمات بهداشتی و نظام آموزش همگی خط مشی ها و سیاست هایی در پیش می گیرند که به نفع بعضی گروه هاست و علیه گروههای دیگر تبعیض می گذارد .همانطور که مفهوم نژاد زیست شناختی از اعتبار ساقط شده است ، نژاد پرستی قدیمی مسلک (زیست شناسانه) هم که مبتنی بر تفاوت های جسمانی بود به ندرت در جامعه امروز به طور علنی بیان می شود .

بببب

این اندیشه های نژاد پرستانه بر اساس ربط دادن ویژگی های جسمانی امروز دیگر به گوش نمی رسد مگر در مواردی اندک . اما منظور این نیست که ایستارهای نژاد پرستانه در جوامع مدرن از بین رفته اند . بر عکس ، همانطور که برخی محققان استدلال می کنند ، نژاد پرستی جدید (یا نژاد پرستی فرهنگی) پیچیده تری جای آنرا گرفته است که از مفهوم تفاوت های فرهنگی برای حذف و طرد گروههای معینی استفاده می کنند .

کسانی که معتقدند نژاد پرستی جدیدی به وجود آمده است مدعی اند که اکنون استدلال های فرهنگی جایگزین استدلال های زیست شناسانه شده اند تا پایه و اساسی برای تبعیض علیه برخی از بخش های جمعیت فراهم آید .

طبق ایندیدگاه ، سلسه مراتب برتری و فرو دستی بر اساس ارزشهای فرهنگ اکثریت بر ساخته می شود . گروههای که با اکثریت تفاوت دارند ممکن است به حاشیه رانده شوند یا به سبب امتناع از همانند گردی با اکثریت مورد تهمت و افترا قرار گیرند .

گفته می شود که نژاد پرستی جدید ابعاد سیاسی آشکاری دارد . مثلا در بریتانیا این مطلب را می توان در محتوای کتابهای درسی آموزش ملی دید که روی نویسندگان بریتانیایی و تاریخ بریتانیا تأکید می کند نه روی برنامه درسی چند فرهنگی و یا کشمکش هایی که در فرانسه درباره دخترانی که مایل به داشتن حجاب اسلامی در مدارسند و …

بعضی از محققان به این نتیجه رسیده اند که ما در عصر نژاد پرستی های چند گانه زندگی می کنیم به تبعیض در بخشهای گوناگون جمعیت به شیوه های مختلف تجربه می شود .

تفسیرهای روان شناختی در فهم ماهیت ایستارهای متعصبانه و اهمیت تفاوت های قومی برای مردم به ما کمک می کنند . دو رهیافت روان شناختی سودمند وجود دارد :

۱ – این که تعصب عمدتا با اتکا به تفکر کلیشه ای عمل می کند . افراد با توسل به این باورهای کلیشه ای خشم و خصومت خود را روی (سپر بلاهایی) خالی می کند . سپر بلاها کسانی هستند که به دلیل چیزهایی که تقصیر آنها نیست مقصر قلمداد می شوند . سپر بلا کردن معمولا هنگامی رخ می دهد که دو گروه قومی محروم به دلیل عواید اقتصادی به رقابت با برمی خیزند.

۲ – رهیافت دوم حاکی از این است که شاید برخی از مردم ، در نتیجه اجتماعی شدن اولیه ، تمایل خاصی به تفکر کلیشه ای و فرافکنی – نسبت دادن امیال و عصبیت های خود به دیگران به صورت ناخود آگاه – داشته باشند .

.
ولی پژوهش آدورنو از جهات گوناگون مورد انتقاد قرار گرفته است و بعضی به صحت مقیاس های سنجش مورد استفاده در این پژوهش شک داشته اند .

مفاهیم جامع شناختی مربوط به بحث کلی تعارض های قومی عبارتند از : قوم مداری ، انسداد گروه و تخصیص منابع.

۱ – قوم مداری : بد گمانی به غیر خودی ها همراه با گرایشی به ارزیابی فرهنگ دیگران بر اساس فرهنگ خویش .
تقریبا همه فرهنگ ها تا اندازه ای قوم مدار بوده اند و می توان فهمید که قوم مداری چگونه با تفکر کلیشه ای ترکیب می شود . غیر خودی ها به منزله افرادی بیگانه و نا متمدن یا کسانی که از نظر اخلاقی و ذهنی فرو مرتبه ترند پنداشته می شوند . قوم مداری و انسداد گروه به وفور همراه یکدیگرند .

۲ – انسداد : به فرایندی اطلاق می شود که گروهها از آن طریق مرزهای جدا کننده خود و دیگران را حفظ می کنند .
این مرزها به کمک روشهای طرد و حذف شکل می گیرند . روشهای حذف شامل محدود یا ممنوع کردن ازدواج بین گروهها ، محدود ساختن تماس اجتماعی یا روابط اقتصادی و جدایی فیزیکی گروهها و … آفریقایی – آمریکایی های ایالات متحده هر سه روش حذف فوق را تجربه کرده اند .

۳ – تخصیص منابع : گاهی گروههای که قدرتی هم پایه ی یکدیگر دارند ، مرزهای خود را به طور متقابل به روی یکدیگر مسدود می کنند : اعضای این گروهها از هم دوری می کنند اما هیچ یک بر دیگری سیطره ندارد اما عموما یک گروه قومی موضع قدرت را اشغال می کند و بر دیگری سلطه پیدا می کند . در چنین شرایطی ، انسداد گروه با تخصیص منابع همراه می شود ، یعنی نهادی کردن نا برابری ها در توزیع ثروت و کالاهای مادی .

بعضی محققان کوشیده اند نژاد پرستی را در متن فرهنگ عمومی جامعه بگنجاند ؛ استدلال آنها این است که نژاد پرستی نوع محافظ کاری طبیعی است که در دوره های تغییر و بی ثباتی ظهور می کند . از دید تبیین های فرهنگی ، نژاد پرستی نوعی دفاع در برابر ورود آداب و رسوم ، زبانها و سبک های زندگی نوینی است که نظم موجود را تهدید می کنند .
اما این استدلال ها چندان متقاعد کننده نیستند ، زیرا نمی توانند توضیح دهند که نژاد پرستی چگونه به ساختارها و نیروهای جامعه مربوط می شود ، نه فقط به افراد .

در گذشته و امروزه بسیاری از تنش ها و جنگ افروزی ها به خاطر وجود عقاید و عملکردهای نژادپرستانه بوده و هست و تاریخ،قرن بیستم را خون ریز ترین دوره ی اعمال کشتار و حق کشی های نژاد پرستانه دانسته است…

نژادپرستی(Racism) تفکر برتر دانستن یک نژاد بر نژاد(های) دیگر است.

در کتاب «فرهنگ سیاسی» داریوش آشوری برای نژادپرستی تحت نام «نژادگرایی» چنین تعریفی آورده شده:  نژادگرایی نظریه‌ای است که میان نژاد و پدیده‌های غیر زیست شناسی ماننددین، آداب، زبان و… رابطه ایجاد کرده برخی نژادها را برتر از دیگر نژادهای بشری می‌شمارد. در این نظریه برتری نژادی مستقل از شرایط محیطی و اجتماعی رشد افراد عمل کرده و دست تقدیر برخی نژادهای بشر را برتر و برخی دیگر را کهتر گردانیده‌است.
ریشه‌های نژادپرستی در عصر جدید به نظریات کنت دوگوبینو نویسنده فرانسوی می‌رسد که آن را در ۱۸۵۳ منتشر نمود. در قرن بیستم بزرگ‌ترین حامی نژادگرایی هاستن استوارت چیمبرلیننویسنده آلمانی انگلیسی تبار بود.

 

تاکتیک ربوبی/سخنان امام خامنه ای (حفظه الله)

تاکید رهبر انقلاب بر کتاب های آموزش زبان

بسم الله الرحمن الرحیم

حقیر مشمار…

شناخت خدا…

اهمیت نماز

12

هرگز اندیشیده اید…

21H

شهید سردار سرتیپ الله دادی

ewrerw

دانشجو هستید؟ رهبر انقلاب چه توصیه هایی برای شما دارد؟

13910916_0121718

Scroll To Top