Friday , 20 April 2018 | جمعه , ۳۱ فروردین ۱۳۹۷
آخرین خبرها
شما اینجا هستید: خانه » بایگانی نویسنده: سجاد روشنایی

بایگانی نویسنده: سجاد روشنایی

اشتراک به خبردهی

زنگ خطر افزایش قیمت مسکن به صدا درآمد

7_0-420x354

به گزارش ندای اصفهان، به نقل از مشرق، مطابق گزارش مرکز آمار، در سال ۱۳۹۳ تعداد ۱۳۵ هزار پروانه ساختمانی در کل کشور صادر شد که از لحاظ تعداد، کمترین رقم در ۲ دهه اخیر یعنی از سال ۱۳۷۱ تاکنون محسوب می‌شود که در آن سال ۱۲۴ هزار پروانه ساختمانی صادر شده بود.

اطلاعات پروانه‌های ساختمانی صادرشده توسط شهرداری‌های کشور نشان می‌دهد از دهه ۱۳۷۰ بدین سو تعداد صدور پروانه ساختمانی در کل کشور با وجود نوسانات در برخی سال‌ها در مجموع با رشد ملایمی همراه بوده است.

زنگ خطر افزایش قیمت مسکن به صدا درآمد

دوره ۸ ساله ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۲ دوران اوج رونق مسکن‌سازی در کشور بوده است به طوری که به طور میانگین سالانه برای ۲۲۱ هزار واحد مسکونی پروانه ساخت صادر شده است.

رکورد بالاترین رقم صدور پروانه‌های ساختمانی نیز به سال ۱۳۸۶ بازمی‌گردد که در آن سال ۲۶۸ هزار پروانه ساخت مسکن صادر شد.

با این حال، در سال گذشته وضعیت ساخت مسکن در کشور به شدت افت پیدا کرده که نتیجه طبیعی رکود شدید در اقتصاد کشور و بخش مسکن است.

صدور فقط ۱۳۵ هزار پروانه ساختمانی در سال گذشته بیانگر کاهش ۳۹ درصدی این شاخص نسبت به سال ۱۳۹۲ است که بالاترین رشد منفی پس از انقلاب در حوزه ساخت‌وساز محسوب می‌شود. حتی در دهه اول انقلاب اسلامی و دوران دفاع مقدس نیز وضعیت صدور پروانه‌های ساختمانی کشور با چنین افتی مواجه نشده بود.

زنگ خطر افزایش قیمت مسکن به صدا درآمد

با توجه به نیاز انباشته چندمیلیونی برای مسکن و اضافه شدن تقاضای جدید در هر سال در بازار مسکن کشور، بدون تردید در صورتی که دولت برای بازگشت رونق به حوزه تولید مسکن، تدبیر نکند در سال‌های آینده با کمبود مسکن و تبعات آن، از جمله افزایش قیمت روبرو خواهیم شد.

متاسفانه مسئولان دولت، ۲ سال اخیر را با هجمه به طرح مسکن مهر بدون رفع ایرادات آن گذراندند و تنها اقدام قابل ذکر در این مدت، افزایش چند مرحله‌ای وام خرید مسکن بود که تاثیری خاصی هم در بازار مسکن نداشت و با عدم استقبال مردم روبرو شد.

واژه شناسی و آشنایی با اصطلاحات مهم برگرفته از بیانات رهبر معظم انقلاب

ندای اصفهان- ناصر بهارلو (دانشجوی دکتری مهندسی مکانیک دانشگاه تهران)

 بیانات رهبر معظم انقلاب نمونه بی نظیری از خطبه هاست که قابل فهم برای عموم، روان و در عین حال پرمحتوا و پرمعناست. ایشان در طی بیاناتشان به مناسبت های مختلف و بنابر صلاحدید، از برخی واژه ها تعریف ارائه می­ کنند که این تعاریف، مختصر و البته جامع و کامل است. در این یادداشت ۴۰ واژه و اصطلاحی که رهبر انقلاب از آنها تعریف ارائه نموده اند- به ترتیب حروف الفبا- ارائه می شود.

واژه شناسی

۱- آرمان‌گرایی این است که نگاه کنید به واقعیّت ها و آنها را درست بشناسید؛ از واقعیّت های مثبت استفاده کنید، با واقعیّت های سلبی و منفی مقابله کنید و مبارزه کنید. این معنای آرمان‌گرایی است. (۱)

۲- استقلال یعنى آزادى در ابعاد یک ملت، که وابسته‌ى به کسى و به جایى نباشد؛ یک ملت آزاد یعنى ملتى که به‌هرصورت تحت نفوذ و سیطره‌ى مخالفین خود یا دشمنان خود یا بیگانگان قرار ندارد. (۲) استقلال یعنى آزادى از اراده‌ى بیگانگان و اراده‌ى دیگران… معناى استقلال این است که یک ملّتى سرنوشت خودش را خودش تعیین کند. (۳)

۳- استکبار یعنى قدرتى در دنیا یا قدرت هائى در دنیا؛ چون نگاه می کنند به خودشان، مى‌بینند داراى امکانات پولى و تسلیحاتى و تبلیغاتى هستند؛ بنابراین باید به خودشان حق بدهند که در امور زندگى کشورها و ملت هاى دیگر، دخالت هاى مالکانه بکنند؛ این معناى استکبار است. (۴)

۴- استکبارستیزى یعنى یک ملّتى زیر بار مداخله‌جویى و تحمیل قدرت استکبارگر یا انسان مستکبر یا دولت مستکبر نرود؛ این معناى استکبارستیزى است. (۵)

۵- اغوا یعنى چه؟ یعنى ایجاد اختلال در دستگاه محاسبه‌ى شما. (۳)

۶- اقتصاد مقاومتی یعنی آن اقتصادی که مقاوم است؛ با تحریکات جهانی، با تکانه‌های جهانی، با سیاست های آمریکا و غیر آمریکا زیر و رو نمی شود؛ اقتصادی است متّکی به مردم.(۶)

۷- امام فقط به معنای پیشوای دینی و مسأله‌ی طهارت و غسل و وضو و نماز نیست؛ امام یعنی پیشوای دین و دنیا؛ راهبرِ مردم به سوی صلاح. این معنای امام در منطق شرایع دینی از اوّل تا امروز است. (۷)

۸- امربه‌معروف یعنی همه‌ی مؤمنان در هر نقطه‌ای از عالم که هستند، موظّفند جامعه را به‌سمت نیکی، به‌سمت معروف، به‌سمت همه‌ی کارهای نیکو حرکت دهند. (۸)

۹- بصیرت، روشن بینى، یعنى چه؟ یعنى شناخت زمان، شناخت نیاز، شناخت اولویّت، شناخت دشمن، شناخت دوست، شناخت وسیله اى که در مقابل دشمن باید به کار برد؛ این شناخت ها؛ بصیرت است. (۹)

۱۰- بهره‌وری یعنی از امکاناتی که وجود دارد حدّاکثر استفاده‌ی بهینه بشود. (۶)

۱۱- بسیج یعنى آن عنصر دلسوزى که کشور را متعلق به خود و آینده را وابسته‌ى به تلاش خود مى‌داند؛ نگران است،چون صاحبخانه است. (۱۰)

۱۲- تقوا یعنى مواظب خود بودن. تقوا یعنى مراقب خودتان باشید و با چشم باز خودتان را زیر نظر بگیرید که دست از پا خطا نکنید. (۱۱) …تقوا یعنى یک انسان بداند که چه کار مى‌کند و هر حرکت خودش را با اراده و فکر و تصمیم انتخاب کند. (۱۲)، تقوا یعنى اسیر هواى نَفْس نشدن در جانب‌‌دارى و طرف‌‌دارى یا در مخالفت و معارضه، در انتقاد یا در تمجید. (۱۳)

۱۳- تمدّن اسلامی یعنی آن فضایی که انسان در آن فضا از لحاظ معنوی و از لحاظ مادّی می تواند رشد کند و به غایات مطلوبی که خدای متعال او را برای آن غایات خلق کرده است برسد. (۱۴)

۱۴- توحید یعنى رهایى انسان از عبودیت و اطاعت و تسلیم در برابر هر چیز و هرکس به جز خدا؛ یعنى گسستن بندهاى سلطه‌ى نظام هاى بشرى؛ یعنى شکستن طلسم ترس از قدرت هاى شیطانى و مادّى؛ یعنى تکیه بر اقتدارات بى‌نهایتى که خداوند در نهاد انسان قرارداده و از او بکارگیرى آنها را همچون فریضه‌یى تخلف‌ناپذیر، طلب کرده است؛ یعنى اعتماد به وعده‌ى الهى در پیروزى مستضعفین بر ستمگران و مستکبرین به شرط قیام و مبارزه و استقامت؛ یعنى دل‌بستن به رحمت خدا و نهراسیدن از احتمال شکست؛ یعنى استقبال از زحمات و خطراتى که در راه تحقق وعده‌ى الهى، آدمى را تهدید مى‌کند؛ یعنى مشکلات راه را به حساب خدا گذاشتن و خود را به پیروزى حتمى و نهایى امیدوار داشتن؛ یعنى در مبارزه، چشم به هدف عالى – که نجات جامعه از هرگونه ستم و تبعیض و جهل و شرک است – دوختن و عوض ناکامی هاى شخصى و میان راهى را نزد خدا جستن؛ و خلاصه یعنى خود را مرتبط و متصل به اقیانوس لایزال قدرت و حکمت الهى دیدن و به سمت هدف اعلى‌، با امید و بى‌تشویش شتافتن. (۱۵)

۱۵- جامعه ى اسلامى یعنى چه؟ یعنى جامعه­ اى که در آن، آرمان هاى اسلامى، اهداف اسلامى، آرزوهاى بزرگى که اسلام براى بشر ترسیم کرده است، تحقق پیدا کند. جامعه‌ى عادل، برخوردار از عدالت، جامعه‌ى آزاد، جامعه‌اى که مردم در آن، در اداره‌ى کشور، در آینده‌ى خود، در پیشرفت خود داراى نقشند، داراى تأثیرند، جامعه‌اى داراى عزت ملى و استغناى ملى، جامعه‌اى برخوردار از رفاه و مبراى از فقر و گرسنگى، جامعه‌اى داراى پیشرفت هاى همه‌جانبه – پیشرفت علمى، پیشرفت اقتصادى، پیشرفت سیاسى – و بالاخره جامعه‌اى بدون سکون، بدون رکود، بدون توقف و در حال پیشروى دائم. (۱۶)

۱۶- جاهلیّت به معنای وسیع عبارت است از غلبه و حاکمیّت نیروی شهوت و غضب انسانی بر محیط زندگی؛ این می شود جاهلیّت. جاهلیّت یعنی جوامع انسانی، تحت تأثیر تمایلات شهوی و غضبیِ عمدتاً فرمانروایان خود به شکلی دربیاید که فضائل در آن گم بشود و رذائل حاکم بشود؛ این می شود جاهلیّت. (۱۷)

۱۷- جمهورى اسلامى یعنى نظامى که در آن، مردم سالارى از اسلام گرفته شده است و با ارزش هاى اسلامى همراه است. (۱۶)

۱۸- جهاد یعنى حضور در میدان با مجاهدت، با تلاش، با هدف و با ایمان (۱۸)، اگر بخواهیم در ادبیاتِ امروز ما براى «جهاد» معادلى پیدا کنیم، می شود «مبارزه» (۱۹)، جهاد عبارت است از آن تلاشى که در برابر یک چالش خصمانه از سوى طرف مقابل صورت می گیرد. (۲۰)

۱۹- حزب اللهى یعنى آن‌که در خدمت خداست و هیچ وابستگى تشکیلاتىِ سیاسى، جز وابستگى به انقلاب و اساس انقلاب – که اراده‌ى الهى است – ندارد. (۲۱)

۲۰- حضور قلب یعنی اینکه شما وقتی نماز می خوانید، بدانید دارید با کسی حرف می زنید، مخاطب دارید. (۱)

۲۱- حماسه یعنى واقعه ى جهادگونه و پرشور. (۲۲)

۲۲- دانشجو یعنى جوانِ طالب علمى که آینده در دست اوست. (۲۳)

۲۳- صبر یعنى پایدارى، یعنى خسته نشدن، یعنى مغلوب مشکلات نشدن. (۲۴)

۲۴- صدق یعنی اینکه گفتار انسان به وسیله عمل و کردارش تایید شود. (۲۵)

۲۵- طاغوت یعنى کسى که در مقابل خدا، دستگاهى برپا مى‌کند: «انداد اللَّه»، «شرکاءاللَّه» (۲۶)

۲۶- عدالت یعنى هر چیزى را در جاى خود قرار دادن. این معناى عدل است… عدالت یعنى برطبق حق عمل کردن، و حقِ‌ّ هر چیز و هرکسى را به او دادن. (۲۷)

۲۷- عدالت اجتماعى، یعنى نظر و نگاهِ دستگاه قدرت و حکومت، نسبت به آحاد مردم یکسان باشد. (۲۸)

۲۸- عزت یعنى چه؟ عزت به معناى ساخت مستحکم درونى یک فرد یا یک جامعه است که او را در مقابله‌ى با دشمن، در مقابله‌ى با موانع، داراى اقتدار می کند و بر چالش ها غلبه می بخشد. (۲۹)

۲۹- فتنه یعنى آن فضاى غبارآلودى که چشم هاى انسان قادر بر دیدن در آن فضاى غبارآلود نیست؛ راه را نمی بیند، صلاح را تشخیص نمی دهد (۳۰)

۳۰- فرهنگ یعنی باورهای مردم، ایمان مردم، عادات مردم، آن چیزهایی که مردم در زندگی روزمره با آن سر و کار دائمی دارند و الهام‌بخش مردم در حرکات و اعمال آنها است. (۶)

۳۱- فرهنگ بسیجى یعنى آن مجموعه‌ى معرفت ها و روش ها و منش هائى که می تواند مجموعه‌هاى عظیمى را در ملت به وجود بیاورد که تضمین‌کننده‌ى حرکت مستقیم و پایدار اسلامى آن ملت باشند (۳۱)

۳۲- فرهنگ شهادت یعنی فرهنگ تلاش کردن با سرمایه‌گذاری از خود برای اهداف بلندمدّت مشترک بین همه‌ی مردم؛ که البتّه در مورد ما آن اهداف، مخصوص ملّت ایران هم نیست، برای دنیای اسلام بلکه برای جهان بشریت است(۳۲)

۳۳- فلسفه شکل دادن فکر است، یاد دادنِ فهم کردن است، ذهن را به فهمیدن و تفکر کردن عادت دادن است (۳۳)

۳۴- گفتمان یعنى باور عمومى (۳۴)

۳۵- محافظه‌کاری یعنی شما تسلیم هر واقعیّتی -هرچه تلخ، هرچه بد- باشید و هیچ حرکتی از خودتان نشان ندهید(۱)

۳۶- مدیریت جهادی یعنی کار، تلاش، محاسبه با خدا و تکیه به علم، درایت و تدبیر (۳۵)

۳۷- نظام سلطه یعنی چه؟ یعنی آن ساز و کاری در دنیا که کشورها و ملت­ های دنیا تقسیم می­ شوند به دو قسم سلطه گر و سلطه پذیر(۳۶)

۳۸- ورزش همگانی یعنی سلامت جسمانی عمومی ملّت (۳۷)

۳۹- ولایت یعنى اتّصال و ارتباط و قرب دو چیز به صورت مماس و مستحکم با یکدیگر (۳۸) …ولایت حکومتی است که در آن، شخص حاکم با آحاد مردم دارای پیوندهای محبت آمیز و عاطفی و فکری و عقیدتی است (۳۹)

۴۰- هنر دینی آن است که بتواند معارفی را که همه‌ی ادیان – و بیش از همه، دین مبین اسلام – به نشر آن در بین انسان‌ها همت گماشته‌اند و جان‌های پاکی در راه نشر این حقایق نثار شده است، نشر دهد، جاودانه کند و در ذهن‌ها ماندگار سازد… و این هنر لزوماً با واژگان دینی به وجود نمی‌آید. ای بسا هنری صددرصد دینی باشد، اما در آن از واژگان عرفی و غیردینی استفاده شده باشد. نباید تصور کرد که هنر دینی آن است که حتماً یک داستان دینی را به تصویر بکشد یا از یک مقوله‌ی دینی – مثلاً روحانیت و غیره – صحبت کند(۴۰).

مراجع:

۱- بیانات در دیدار جمعى از دانشجویان، ۹۴/۰۴/۲۰

۲- بیانات در مراسم بیست و پنجمین سالروز رحلت حضرت امام خمینی، ۹۳/۰۳/۱۴

۳- بیانات در دیدار مسئولان نظام، ۹۳/۰۴/۱۶

۴- بیانات‌ در دیدار دانش‌آموزان در آستانه ۱۳ آبان، ‌۸۸/۰۸/۱۲

۵- بیانات در دیدار دانش‌آموزان و دانشجویان، ۹۲/۰۸/۱۲

۶- بیانات در حرم مطهر رضوی، ۹۳/۰۱/۰۱

۷- بیانات در دیدار جمعی از دانشجویان قزوین، ۲۶/۹/۸۲

۸- بیانات در حرم مطهر رضوی، ۹۴/۰۱/۰۱

۹- بیانات در دیدار اعضاى مجمع عالى بسیج مستضعفین، ۹۳/۰۹/۰۶

۱۰- بیانات در دیدار اعضاى بسیج دانشجویى دانشگاه‌ها، ۸۶/۰۲/۳۱

۱۱- بیانات در دیدار کارگزاران نظام، ۱۸/۷/۸۵

۱۲- بیانات در دیدار جمعی از جوانان، ۷/۲/۷۷

۱۳- بیانات در دیدار دانشجویان، ۹۳/۰۵/۰۱

۱۴- بیانات در دیدار رئیس و اعضای مجلس خبرگان رهبری، ۱۴/۶/۹۲

۱۵- پیام به مناسبت اولین سالگرد رحلت حضرت امام خمینی(ره)، ۱۰/۳/۶۹

۱۶- بیانات در دیدار دانشجویان کرمانشاه، ۲۴/۷/۹۰

۱۷- بیانات در دیدار مسئولان نظام و سفراى کشورهاى اسلامى، ۹۴/۰۲/۲۶

۱۸- بیانات در دیدار اعضاى بسیجى‌ هیئت علمى دانشگاه‌ها، ۸۹/۰۴/۰۲

۱۹- بیانات در جمع مردم و کارکنان صنعت نفت عسلویه‌، ۹۰/۰۱/۰۸

۲۰- بیانات در دیدار اساتید دانشگاه‌ها، ۹۳/۰۴/۱۱

۲۱- بیانات در دیدار با وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکى و رؤساى دانشگاههاى علوم پزشکى سراسر کشور، ۱/۸/۶۹

۲۲- بیانات در دیدار کارگران و فعالان بخش تولید کشور، ۹۲/۰۲/۰۷

۲۳- بیانات در دیدار اعضاى بسیج دانشجویى دانشگاه تهران، ۷۶/۱۱/۱۱

۲۴- بیانات در دیدار طلاب خارجى حوزه ى علمیه ى قم، ۳/۸/۸۹

۲۵- بیانات در دیدار جمعی از روحانیون، ۲۷/۱۰/۷۴

۲۶- بیانات در دیدار جمعی از روحانیون، ۱۶/۹/۷۴

۲۷- بیانات در دیدار کارگزاران نظام، ۷۱/۱۰/۱۷

۲۸- بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم و کارگزاران نظام، ۷۵/۰۹/۰۵

۲۹- بیانات در سالگرد رحلت امام، ۱۴/۳/۹۱

۳۰- بیانات در دیدار مسئولان نظام و میهمانان کنفرانس وحدت اسلامى،‌ ۲۹/۱۰/۹۲

۳۱- بیانات در دیدار اقشار نمونه بسیج سراسر کشور، ۹۰/۰۹/۰۶

۳۲- بیانات در دیدار اعضای ستادهای «کنگره شهدای امور تربیتی»، «کنگره شهدای دانشجو»، و «کنگره شهدای هنرمند»، ۹۳/۱۱/۲۷

۳۳- بیانات در دیدار معلمان و اساتید خراسان شمالى، ۲۰/۷/۹۱

۳۴- بیانات در دیدار اعضاى مجلس خبرگان رهبرى، ۱۵/۱۲/۹۲

۳۵- بیانات در دیدار شهردار و اعضای شورای اسلامی شهر تهران، ۲۳/۱۰/۹۲

۳۶– فرماندهان نیروی زمینی ارتش، ۳/۲/۹۱

۳۷– بیانات دیدار قهرمانان و ورزشکاران مسابقات آسیایی و پارا آسیایی، ۹۳/۱۱/۰۱

۳۸– بیانات در دیدار کارگزاران نظام، ۶/۲/۷۶

۳۹- بیانات در حرم مطهر رضوی، ۶/۱/۷۹

۴۰- بیانات در دیدار جمعی از اصحاب فرهنگ و هنر، ۸۰/۵/۱

رژیم صهیونیستی تا ۲۵ سال دیگر در منطقه وجود نخواهد داشت/ بعضی اصرار دارند شیطان بزرگ را به شکل فرشته‌ی نجات وانمود کنند

13940618_1730703-420x354

به گزارش ندای اصفهان، به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (چهارشنبه) در دیدار پرشور هزاران نفر از قشرهای مختلف مردم، با هشدار درباره‌ی تلاش‌های فریب‌کارانه‌ی آمریکا برای نفوذ از برخی روزنه‌ها، «اقتصاد قوی و مقاوم»، «توسعه‌ی روزافزون علم» و «حفظ و تقویت روحیه‌ی انقلابی‌گری به‌خصوص در جوانان» را سه عامل مقابله‌ی مقتدرانه با دشمنی‌های پایان‌ناپذیر شیطان بزرگ اعلام کردند و با بیان برخی نکات درباره‌ی انتخابات اسفند ۹۴، افزودند: نتیجه‌ی هر انتخابات نیز مانند تک‌تک آرای مردم، حق‌الناس است و با همه‌ی وجود، از این حق ملت، دفاع خواهد شد.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به ایام پربرکت ماه ذی‌القعده و لزوم بهره‌مندی از این فرصت‌های گرانبها، ماه شهریور را نیز حاوی خاطراتی پرمعنا خواندند و خاطرنشان کردند: در همه‌ی حوادث این ماه از جمله کشتار مردم بی‌گناه به دست رژیم پهلوی در ۱۷ شهریور ۵۷، شهادت رئیس‌جمهور و نخست‌وزیر کشور در ۸ شهریور ۶۰، ترور شهید آیت‌الله قدوسی و شهید آیت‌الله مدنی در همین ماه و حمله‌ی صدام به ایران در ۲۹ شهریور ۵۹، ردپای مستقیم یا غیرمستقیم آمریکا مشاهده می‌شود.
ایشان با ابراز نگرانی از فراموش‌شدن تدریجی این خاطرات تأمل برانگیز به ویژه در ذهن جوانان کشور، از کم کاری دستگاههای مسئول در این زمینه انتقاد کردند و افزودند: اینگونه حوادث عبرت آموز نباید در حافظه تاریخی ملت کمرنگ شود، چرا که اگر نسل جوان از شناخت و ریشه یابی اینگونه خاطرات تاریخی و ملّی، بازماند در شناخت راهِ حال و آینده کشور دچار خطا خواهد شد.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با بازخوانی برخی نشانه ها از حاکمیت مطلق آمریکایی ها در دوران رژیم پهلوی خاطرنشان کردند: همه ارکان حکومت طاغوت از جمله هیأت دولت و شخص شاه تابع آمریکا بودند و مقامات آمریکایی از طریق دست نشاندگان خود همچون فرعون بر ملت مظلوم ایران حکومت می کردند، اما امام بزرگوار همچون موسای زمان، به پشتوانه ملت، آن بساط را از این سرزمین کهن، برچید.
رهبر انقلاب، پایان یافتن منافع نامشروع آمریکایی ها در ایران را علت اصلی کینه ورزی و دشمنی پایان ناپذیر آنها با جمهوری اسلامی و ملت ایران برشمردند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، اقدام تاریخی امام خمینی در دادن لقب «شیطان بزرگ» به آمریکا را، حرکتی بسیار پرمغز برشمردند و افزودند: رئیس همه شیطانهای عالم، ابلیس است، اما ابلیس کارش فقط اغوا و فریب است در حالیکه آمریکا هم اغوا می کند، هم کشتار هم تحریم و هم فریب و ریاکاری.
رهبر انقلاب با انتقاد شدید از کسانی که سعی می کنند چهره بدتر از ابلیسِ آمریکا را فرشته نجات جلوه دهند گفتند: دین و انقلابی گری به کنار، وفاداری به مصالح کشور و عقل چه می‌شود؟ کدام عقل و وجدان اجازه می دهد ما جنایتکاری مانند آمریکا را بزک کنیم و دوست و مورد اعتماد جلوه دهیم؟
ایشان با هشدار درباره سیاستها و روشهای نفوذ آمریکا افزودند: شیطانی را که ملت از در بیرون کردند در صدد است از پنجره برگردد و ما نباید اجازه این کار را بدهیم.
رهبر انقلاب دشمنی آمریکایی ها را با ملّت ایران، پایان ناپذیر خواندند و به عنوان نمونه خاطرنشان کردند: در همین روزهای بعد از برجام و توافقی که هنوز سرنوشتش در ایران و آمریکا درست معلوم نیست، آمریکایی ها در کنگره مشغول توطئه و طراحی مصوبه ای برای مشکل تراشی علیه ایران هستند.
ایشان تنها راه پایان یافتن توطئه‌های آمریکایی ها را، اقتدار ملی ایرانیان خواندند و افزودند: باید به گونه ای قوی شویم که شیطان بزرگ از نتیجه بخشی دشمنی‌های خود مأیوس شود.
رهبر انقلاب در تبیین راههای دستیابی به اقتدار ملی بر سه نکته تأکید کردند: «اقتصاد قوی و مقاوم»، «علم پیشرفته و روزافزون» و «حفظ و تقویت روحیه انقلابی گری به خصوص در جوانان».
ایشان درباره نکته اول افزودند: اقتصاد قوی و مقاوم، از طریق اجرای عینی و بدون تأخیر سیاستهای ابلاغ شده اقتصاد مقاومتی امکان پذیر می‌شود که البته دولت کارهایی هم در دست اجرا دارد.
رهبر انقلاب توسعه علمی و حفظ شتاب پیشرفت علمی را نیز مهم دانستند و افزودند: تقویت روحیه انقلابی و ایستادگی در مردم، از بهترین راههای تقویت درونی است و مسئولان باید جوانان انقلابی را گرامی بدارند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به تلاش دشمن برای لاابالی و بی تفاوت کردن جوانان افزودند: آنها می خواهند روحیه حماسی و انقلابی را در جوانان بُکُشند و در داخل نیز عده ای مدام جوانان حزب اللهی را با تعابیری نظیر افراطی می کوبند که این کار بسیار غلط است.
رهبر انقلاب پس از تبیین راههای دست یابی به اقتدار روزافزون و مأیوس کردن دشمنان افزودند: آمریکایی‌ها، اکنون با نوعی تقسیم وظایف، با ایران، دوگانه رفتار می کنند برخی لبخند می زنند و برخی در حال تهیه مصوبه علیه ایران هستند.
ایشان تلاش آمریکایی ها برای مذاکره با ایران را بهانه ای برای نفوذ و تحمیل خواسته‌های کاخ سفید خواندند و تأکید کردند: ما فقط در قضیه هسته ای آنهم به دلایل مشخص و اعلام شده اجازه مذاکره دادیم که بحمدالله مذاکره کنندگان نیز در این عرصه خوب ظاهر شدند اما در زمینه‌های دیگر با آمریکا مذاکره ای نمی کنیم.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: البته ما با همه کشورها به جز شیطان بزرگ در سطوح مختلف «دولتی، اقوام و ادیان»، اهل مذاکره و تفاهم هستیم.
ایشان همچنین با اشاره به جعلی بودن دولت صهیونیستی افزودند: برخی صهیونیستها گفته اند با توجه به نتایج مذاکرات هسته ای، ۲۵ سال از دغدغه ایران آسوده شده ایم اما ما به آنها می گوییم شما ۲۵ سال آینده را، اصولاً نخواهید دید و به فضل الهی، چیزی به نام رژیم صهیونیستی در منطقه وجود نخواهد داشت.
رهبر انقلاب تأکید کردند: در همین مدت نیز روحیه اسلامی مبارز، حِماسی و جهادی، صهیونیستها را راحت نخواهد گذاشت.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در بخش پایانی سخنانشان به بیان نکاتی مهم درباره انتخابات اسفند ۹۴ پرداختند.
ایشان با انتقاد از کسانی که از یک سال و نیم قبل درصدد انتخاباتی کردن فضای کشور برآمده اند گفتند: این موضوع به مصلحت کشور نیست، زیرا وقتی فضای رقابت و تعارضات انتخاباتی اصل می‌شود، مسائل اصلی به حاشیه می رود و این به نفع مردم و کشور نیست اما اکنون زمان طرح برخی نکات انتخاباتی فرا رسیده است.
رهبر انقلاب، مسئله انتخابات را بسیار مهم و مظهر حضور و اعتماد مردم و نماد مردم سالاری دینی و واقعی در ایران خواندند.
ایشان افزودند: به دلیل همین اهمیت بی بدیل، برگزاری انتخابات در ایران در ۳۷ سال گذشته، به هیچ علتی و در هر شرایط سخت و دشوار، حتی یک روز به تأخیر نیفتاده است البته برخی سیاست بازان در مقاطعی در این زمینه تلاش کردند اما جلوی آنها گرفته شد.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به تبلیغات بی وقفه آمریکا و عواملش ضد انتخابات در ایران خاطرنشان کردند:  آنها در همه دوران رژیم طاغوت حتی یک بار به انتخابات فرمایشی و نمایشی، اعتراض نکردند و اکنون هم به رژیم‌های دیکتاتور و وراثتی منطقه، هیچ اعتراضی نمی کنند اما ایران را با وجود دهها انتخابات کاملاً مردمی و واقعی، مدام در معرض تبلیغات منفی قرار می دهند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر سالم بودن همه انتخابات ۳۷ سال گذشته افزودند: انتخابات در ایران، با معیارهای متعارف بین المللی نیز از سالم ترین و بهترین انتخابات است اما متأسفانه عده ای در داخل در اقدامی غلط در سلامت انتخابات خدشه می کنند و حتی از قبل از انتخابات از تقلب و دغدغه ناسالم بودن انتخابات حرف می زنند.
رهبر انقلاب حضور پرشور ملت در همه انتخابات ۳ دهه اخیر را نشانه اعتماد به نظام دانستند و افزودند: چرا عده ای با طرح دغدغه‌های دروغین و مباداگویی‌های بی مبنا، این اعتماد را خدشه دار می کنند؟
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: بدیهی است که در موضوع سلامت انتخابات مراقبتهای شدیدی به عمل می آید و به کسی اجازه چنین کارهایی داده نمی شود پس تکرار این حرفها با چه هدفی صورت می گیرد؟
ایشان در بحث مراقبت از سلامت انتخابات، به نقش قانونی و مؤثر شورای نگهبان اشاره کردند و افزودند: از بزرگترین برکات شورای نگهبان این است که مراقب هر گونه خطا و اشتباه است که البته دستگاههای دیگر هم در این زمینه، فعال هستند.
رهبر انقلاب در تبیین سلامت انتخابات پس از انقلاب خاطرنشان کردند: البته در برخی انتخابات گزارشهایی در مورد اشکال در انتخابات وجود داشت که دستور بررسی دقیق داده و معلوم شد آنگونه نبوده است، ضمن اینکه گاه در گوشه و کنار، مشکلاتی و تخلفاتی نیز وجود داشته اما هیچکدام در نتیجه انتخابات مؤثر نبوده است.
رهبر انقلاب، رأی مردم را به معنای واقعی کلمه «حق الناس» خواندند و تأکید کردند: مراقبت از رأی هر ایرانی، «واجب شرعی و اسلامی» است و هیچ کس حق ندارد در این امانت خیانت کند ضمن اینکه «نتیجه آرای» مردم نیز مظهر کامل حق الناس است و همه باید در مراقبت و دفاع از آن تلاش کنند.
رهبر انقلاب ایستادگی در مقابل اصرار عده ای برای باطل اعلام شدن نتیجه انتخابات ۸۸ را نمونه ای از صیانت از نتایج آرای ملت و دفاع از حق الناس برشمردند و افزودند: ۴۰ میلیون نفر با حضور پرشور، به میدان آمدند، نتیجه انتخابات نیز هرچه بود ما بطور کامل از آن دفاع می کردیم، همچنانکه در همه انتخابات دیگر نیز پشت نتایج آرای ملت هرچه باشد می ایستم و اجازه خدشه در آن را نمی دهم.
رهبر انقلاب با اشاره به حرفهای بی منطقی که در باب انتخابات درباره وزارت کشور و شورای نگهبان زده می‌شود تأکید کردند: شورای نگهبان چشم بینای نظام در انتخابات است و در همه دنیا، چنین نهادی با اسم ها و عناوین متفاوت وجود دارد.
ایشان افزودند: نظارت شورای نگهبان در انتخابات، استصوابی و مؤثر است و این نظارت بخشی از همان حق الناس است و باید آن را رعایت و حفظ کرد.
رهبر انقلاب با تأکید بر ضرورت احراز صلاحیتها در انتخابات افزودند: شورای نگهبان مراقبت می کند که اگر به علت برخی کوتاهی‌ها، افراد بی صلاحیت، به عنوان نامزد وارد عرصه انتخابات شدند، جلویش را بگیرد و این حق قانونی، منطقی و عقلی شورا است.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای حضور پرشور مردم در انتخابات را ضامن حفظ کشور خواندند و افزودند: جمهوری اسلامی به شرط وحدت و انسجام ملت و پرهیز از دو دستگی، بدون تردید شامل نصرت الهی شده و بر همه دشمنان پیروز خواهد شد.

موتور فرهنگ را پیاده کردیم؛ به این فنرِ یدکِ کپی رایت خیلی فشار نیاورید! (طنز)

4450648401510255102a-420x287

صحبت ها و اوامر رهبر انقلاب که مدت ها در مورد فرهنگ ایراد فرموده اند، ما را به فکر فرو برد و واداشت تا موتور این فرهنگ که همه به طور لاینقطع از آن دم می‌زنند را پیاده کنیم و یک نگاه خریدارانه به سرتاپای آن بیندازیم و ببینیم چه ایرادی داشته که داد بزرگان را هم در آورده است.

خلاصه درحال باز کردن پیچ و مهره ها بودیم که ناگهان در همان ابتدای کار یک فنر از بخش مجازی موتور در رفت و از بیخ گوشمان رد شد و بعد از اینکه حسابی به در و دیوار خورد، افتاد جلوی پایمان، آن را برداشتیم و دیدیم که یک علامت © خیلی مشکوکی روی آن حک شده است که کمی هم به چشممان آشنا می آید. خوب که براندازش کردیم فهمیدیم که ای بابا این همان نشانک قانون کپی رایت خودمان است. این شد که شستمان خبردار شد که بعله مشکل از همین جاست. ظاهراً این فنر باعث شده بود که قطعۀ تبادلِ گرمایِ موتور به خوبی عمل نکند و گرمای لازمه تأمین نشود و فضایِ مجازیِ موتورِ فرهنگِ این مملکت، سرد و منجمد شود.

علامت کپی رایت

القصه، بنده به نمایندگی دوستان فرهنگی، فنر را برداشتم و رفتم سراغ اساتید فنرساز که البته جدیداً هم ساکن میدان بهارستان شده‌اند و محل برگزاری مجلس هایشان آنجاست. اساتید نگاهی به آن فنر فلک زده انداختند و اظهار نظرها شروع شد. یکی گفت باید تعمیر شود، یک گفت پوسیده است، یکی گفت تاب برداشته است و… خلاصه بازار افاضات داغ بود که در این بین یک نفر که حرفش حسابی تر به نظر می‌آمد گفت: به خاطر اینکه تسمۀ زحمتِ موتورِ فرهنگ خیلی کِش آمده است و زحمتِ موتورِ فرهنگ را زیادی کشیده اند، این فنر هم داغ شده است و دیگر کار نمی کند.

فنر

پرسیدم که خب حالا چاره چیست؟ دستی به چانه کشید و گفت این کار، کارِ احمدخان سرلک کاشانی است و بس. بروید طبقه بالا درب اول سمت راست. دوباره فنر را برداشتم و رفتم سراغ ایشان. همان لحظه اول که داخل دفتر شدم یک نگاهی به سرتاپای من انداختند و گفتند که ظاهراً برای امور مجازی تشریف آورده اید. عرض کردم که فنر کپی رایتِ بخشِ مجازیِ موتورِ فرهنگ، بیرون زده است، به دنبال راه چاره ایم، گفتند بیایم خدمت شما. فنر را گرفتند و نگاهی به آن انداختند و گفتند که بعله «مخاطب و ساقی به هم ساخته‌اند و بنیادش را برانداخته‌اند» باشد رسیدگی می‌کنیم. فنر را بگذارید و بروید ۴۰۰ روز دیگر تشریف بیاورید، ان شاا… که درست شده است. بنده (بعد از یک ملاقات پنج هزار ولتی با جناب ادیسون) با تعجب گفتم ۴۰۰ روز! مگر می‌خواهید یک موتور جدید طراحی کنید؟! گفتند بچه بازی که نیست، قرار است کار فرهنگی بکنیم. دیدم که نخیر ایشان راضی بشو نیستند که نیستند.

قفل

فنر را برداشتم و پرسان پرسان خودم را به خیابان فلسطین شمالی رساندم، خدمت استاد محمدرضا خان مخبرزاده دزفولی و ناله زدم که آقا به دادم برسید، این فنر کپی رایت ما مشکل دارد و برای صاحبان آثار فرهنگی دردسرهای مالی فراوانی درست می‌کند و موتور فرهنگ درست نمی‌چرخد. گفتند که اجازه بدهید تا ببریم داخل شورا مطرح کنیم تا ببینیم نظر دوستان چیست. بعد از بررسی های لازم، از اتاق شورا بیرون آمدند و گفتند که نظر شورا این است که این فنر دیگر به کار نمی‌آید و در فضای مجازی امروز، جا نمی‌رود. باید آن را عوض کرد، چرا که جنسش خارجی است و با فرهنگ ما که ایرانی است جور در نمی‌آید. باید بنشینیم یک فنر ایرانی و سازگار با موتور فرهنگی خودمان طراحی و تهیه کنیم که به فضای مجازیمان بخورد. به هرحال تقریبا ۴۰۰ روزی طول می‌کشد.

دیدم که ظاهراً چاره دیگری نیست، قبول کردم و برگشتم. الآن هم که این یادداشت را خدمت شما خواننده عزیز می‌نویسم، تعمیر موتور فرهنگ نیمه کاره رها شده است و نمی‌دانید که در فضای مجازی چه اوضاعی داریم. به هر حال جناب مخبر دزفولی پیغامی دادند که به شما خوانندگان و رانندگان فرهنگی برسانم. فرمودند که لطفاً تا آن موقعی که کار ساخت فنر جدید تمام می‌شود، دست به دامانتان هستیم که به این فنرِ یدکِ کپی رایت خیلی فشار نیاورید که ممکن است دوباره بیرون بزند و خدای ناکرده به صاحب اثری آسیبی برساند.

پ.ن:

در حین نگارش به یاد دوبیتی آن شاعر گمنام (چکاد) افتادم که می‌گفت:

شخصی با کلی امید آرزو و اهداف سپید   طرحی ساخت و روانه‌ی حوزه کپی رایت گردید

گرچه در چکاچک مشکلات درنرفت و فرار ننمود   اما حقوق مادی و معنویش در فضای مجاز، ترکید

‌                                                                                                             اجرتان با خدا…

ببینید تلویزیون چطور ذره ذره ما را می کشد!

دکتر اریک سیگمن

دکتر اریک سیگمن عضو انجمن روانشناسی بریتانیا و عضو موسسه بیولوژی و نویسنده کتاب های «نسل معیوب شده» و «جامعه الکلی» است. او در یک مقاله جامع، اثرات جانبی تماشای تلویزیون را بررسی و برای تکمیل تحقیقات خود به نقاط متعدد و مختلف جهان از جمله ایران سفر کرده است (+). در ادامه ترجمه این مقاله را با هم می خوانیم.

 دریافت متن زبان اصلی مقاله: اینجا

آشنایی بیشتر با نویسنده: اینجا

***

اریک سیگمن: به یاد دارم که در شهر ساحلی هیستینگز در شرق ساسکس[۱]، در ورودی اتاق زیر شیروانی فروشگاه کویین ایستاده بودم، دقیقاً همان جایی که جان لوگی برد[۲] ، مخترع «گیرنده سیگنال‌های بی سیم» مشغول انجام اولین آزمایش‌های خود بود (سال ۱۹۲۵). سال‌ها بود که با تمام قوا دست وپا می زد تا این دنیای شکاک و پر از تردید را متقاعد کند که چیزی که او در حال ساختنش است، می تواند یکی از بزرگترین اختراعات بشر باشد، او در این رابطه در زندگینامه اش نوشته است: چیزی که او را به این مسیر می‌کشاند و نمی‌گذارد ناامید شود این است که حس می کند کاری که انجام می دهد ارزشمند است و می تواند خدمتی به بشریت بکند.

متاسفانه «برد» نتوانست ببیند که اختراع او امروز در بین جوامع مختلف چه کاربردی پیدا کرده است.

فکر می‌کنید اگر برد این آینده را می‌دید، باز هم دستگاهش را اختراع می‌کرد؟ اگر می‌دید که بدترین صحنه‌های غیر اخلاقی از دستگاهی که او ساخته است پخش می شود چه؟ اگر می‌دید تلویزیون جای ارتباطات انسانی را گرفته است، از رفتن به کلیسا محبوب تر شده است یا اگر می‌دید حتی افرادی هستند به آن معتاد می شوند چه، آیا باز هم آن را اختراع می کرد؟ اگر می‌دید که رأی مردم به یک مسابقه بی سروته تلویزیونی حتی از انتخابات (نخست وزیر و کل کابینه اش) هم بیشتر است چه؟ از همه مهم تر، آیا او اصلاً باورش می‌شد که اختراع بی‌نظیرش در قرن ۲۱ به یکی از بزرگترین خطرات برای سلامت و رفاه اجتماعی بریتانیا تبدیل شود؟

تلویزیون

من اخیراً مقاله‌ای در مورد خطرات جدی این مقدار تماشای تلویزیون منتشر کرده‌ام که در این مقاله طیف گسترده‌ای از مطالعات علمی سازمان‌های دولتی در سراسر جهان را مورد بررسی قرار داده‌ام، از مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری چین بگیرید تا کالج سلطنتی روانپزشکان، انجمن پزشکی آمریکا، آکادمی ملی علوم و دانشکده‌های پزشکی دانشگاه‌های هاروارد و استنفورد. برای تألیف این مقاله ماه‌ها وقت صرف مطالعه دقیق مقالات علمی و مجلات مختلفی مثل: لانست و مجله پزشکی نیواینگلند، مجله طبیعت و مجله علم عصب شناسی کردم و در نهایت تصویری که با این مطالعات و بررسی ها در ذهن من شکل گرفت به قدری نگران کننده بود که به اعتقاد من، بزرگترین رسوایی بهداشتی زمان ما است.

من با انجام این تحقیقات متوجه شدم که حتی مقدار متوسط تماشای تلویزیون هم:

* ممکن است به توسعه سلولی و عملکرد مغز آسیب برساند.

* تنها تفریح ​​و سرگرمی بزرگسالان در سنین ۲۰ تا ۶۰ است که با ابتلا به بیماری آلزایمر مرتبط است.

* یک علت مستقیم و بی واسطه چاقی است. عاملی حتی بزرگتر از خوردن فست فود و یا ورزش نکردن (کمتر از حد نرمال) است.

* به طور قابل ملاحظه خطر ابتلا به دیابت نوع ۲ را افزایش می دهد.

* ممکن است باعث بلوغ زودرس شود.

* منجر به میزان قابل توجهی از مشکلات خواب در دوران بزرگسالی، تغییرات هورمونی که خود باعث افزایش تولید چربی بدن و افزایش اشتها، صدمات سیستم ایمنی بدن و ممکن است منجر بالاتر رفتن شانس ابتلا به سرطان منجر شود.

* یک علت مستقل و مهم افسردگی بالینی [۳] است (که انگلیس دارای بالاترین نرخ آن در اروپاست).

توجه کنید که این نتایج، به‌هیچ وجه حدس و گمان نیستند. منبع تمام این ادعاها، شواهد و مدارک محکم پزشکی است که در مجلات علمی درج یا بهتر بگویم دفن شده‌اند. به عنوان مثال، دانشمندان دانشگاه واشنگتن، ۲۵۰۰ کودک را مورد مطالعه قرار دادند و متوجه شدند که بین قرار گرفتن در معرض تلویزیون در سنین پایین و مشکلات تمرکزی (که با تست ADHD قابل تشخیص بود) [۴] که در سن هفت سالگی ظاهر می‌شود، یک پیوند قوی و انکار نشدنی وجود دارد. به عبارت دقیق‌تر، هر یک ساعتی که یک کودک در طول روز به تماشای تلویزیون می‌نشیند، به میزان نه درصد مشکلات تمرکزی مغز او بالا می‌رود.

گزارشی که در مجله پزشکی کودکان منتشر شده است هم به همین اندازه تکان دهنده است. در این گزارش آمده است: در آزمایشی که در آن سرعت سوخت و ساز بدن ۳۱ کودک، در هنگام انجام فعالیت‌های مختلف مورد مطالعه قرار گرفت، تنیجه این شد که هنگامی که کودکان تلویزیون تماشا می‌کنند، روزانه معادل ۲۱۱ کالری کمتر از موقعی که مطلقاً هیچ کاری انجام نمی‌دهند، انرژی مصرف می‌کردند. در انتها نویسندگان این مقاله علمی نتیجه گرفتند که تماشای تلویزیون، یک اثر نسبتاً شدید در کاهش نرخ سوخت و ساز بدن دارد، که برای سلامت افراد نیز خطرساز است.

وقتی من برای تکمیل این مقاله به نقاط مختلف دنیا سفر کردم به نتایج دقیق تری دست یافتم. مطالعه جوامع مختلف و بررسی تأثیر ورود تلویزیون بر آنها برای من مثل این بود که درحال برگشت به گذشته جامعه خودم بودم. من کاملاً و به وضوح می دیدم که جوامع مختلف چطور با این رسانه شکل می‌گیرند و تلویزیون چه تأثیراتی عمیقی برآنها دارد.

من در سفرم به آخرین کشوری که تلویزیون به آن وارد شد (بوتان) سر زدم و وحشت کردم که چطور در این فرصت کمی که ۴۶ کانال به این کشور وارد شده است، مردم آن با اولین موج جدی جرم و جنایت روبه رو هستند. وحشت کردم که چطور آرام آرام، حرص و بخل و خودخواهی جایگزین ارزش های دیرین آنها مثل صلح و احترام می‌شود. دانشمندان بوتانی در یک تحقیق به این تنیجه رسیدند که تلویزیون عامل افزایش جرم و جنایت، فساد و همینطور عامل تغییرات چشمگیری در رفتار و روابط مردم در کشورشان است و کاملاً شوکه شدند وقتی به این موضوع پی بردند که در حال حاضر بیش از یک سوم از پدران و مادران بوتانی به جای صحبت کردن و بازی کردن با کودکانشان، ترجیح می‌دهند وقت خود را به تماشای تلویزیون اختصاص دهند.

کمی بعد وقتی به جزیره واوا- او [۵] در کشور تونگا سفر کردم، دریافتم که آنها هم با مشکلاتی مشابه کشور بوتان مواجه هستند، در آنجا با رئیس پلیس اشلی فوآ [۶] ملاقاتی داشتم، او اشاره کرد که از زمان ورود کانال های تلویزیون و دی وی دی های برنامه‌های امریکایی، جرم و جنایت در میان مردان جوان این جزیره به طور محسوسی اوج گرفته است. او اشاره کرد: «مشکل اینجاست که ما تا به حال هیچ نیازی به دادگاه یا زندان نوجوانان و یا دادگستری نداشته‌ایم و اما الآن نیروی پلیس ناگهان باید با موجی از جرم و جنایت مقابله کند که برای این کار آماده بوده است».

البته هیچ کس نمی تواند ادعا کند که همه مشکلات اجتماعی بریتانیا به تماشای تلویزیون برمی‌گردد. اما دست کم، با مشاهده این یافته ها و نتایج می توان از خود پرسید که چه مقدار از مصرف تلویزیون ممکن است مشکل آفرین باشد؟

برای اینکه پاسخ این سوال را بهتر درک کنیم باید بدانیم که بیشتر ما تا سن ۷۵ سالگی، بیش از ۱۲٫۵ سال را صرف تماشای تلویزیون می‌کنیم. این یعنی تماشای تلویزیون در دنیای صنعتی به یک فعالت اصلی تبدیل شده است و این یعنی زمانی که صرف تماشای تلویزیون می‌کنیم از تمام فعالیت‌های ما جز کار و خواب بیشتر است. در حال حاضر کودکان بیشتر از زمانی که در مدرسه هستند، وقت خود را صرف تماشای تلویزیون می کنند. درواقع هر کودکی که شش ساله می‌شود، به طور متوسط نزدیک به یک سال از زندگی خود را صرف تماشای تلویزیون کرده است. ​اگر دیگر فعالیت‌های مبتنی بر تلویزیون، مانند بازی‌های رایانه‌ای را نیز در محاسبه بگنجانیم، این رقم به مراتب بسیار بالاتر خواهد بود. کودکان ۱۱ تا ۱۵ سال جمعا ۵۳ ساعت در هفته صرف تماشای تلویزیون و کار با کامپیوتر می‌کنند که این عدد نسبت به یک دهه قبل ۴۰ درصد افزایش داشته است. این رفتارهای غلط واقعاً نگران کننده است به ویژه که یافته‌ها نشان می‌دهد که مشاهده تلویزیون در کودکان زیر سه سال به توانایی‌های یادگیری آنها به طور دائم آسیب می‌رساند.

دانشمندان می‌گویند که تماشای بیش از حد تلویزیون بر توانایی‌های ریاضیاتی، خواندن، قدرت تشخیص و درک مطلب، حتی بعد از دوران کودکی نیز اثرات زیان آوری خواهد داشت. در واقع به نظر می رسد که خروجی‌ دیداری و شنیداری تلویزیون، به سرعت توسعه مغز کودک آسیب می‌رساند.

آمارها نشان می دهند، کودکانی که والدینشان به آنها اجازه می‌دهند که در اتاق خوابشان تلویزیون داشته باشند در سنین هشت یا نه سال بدترین نمرات را در آزمون های مدرسه کسب می‌کنند.

دانشمندان در یک مطالعه طولانی مدت ۲۶ ساله (مطالعه کودکان از بدو تولد)، دریافتند که تماشای تلویزیون در دوران کودکی و نوجوانی ممکن است پیامدهای خطرناک و طولانی مدتی برای: سلامت جسمی،سلامت روحی، پیشرفت تحصیلی، وضعیت اجتماعی و اقتصادی درپی داشته باشد.

پزشکان توانستند ارتباط مستقیمی بین میزان زمانی که کودکان صرف تماشای تلویزیونی می‌کنند و میزان آسیب‌های آموزشی آنها بیابند. آسیب های بلندمدت قابل توجهی حتی در به اصطلاح سطح متوسطی از تماشای تلویزیون​ (بین یک تا دو ساعت در روز) رخ می‌دهد.

متاسفانه به خاطر اینکه تماشای تلویزیون ظاهراً یک فعالیت کاملاً بی خطر و سالم است، هشدار دادن در مورد آن پشت سر دیگر مسائل مربوط به بهداشت روانی قرار گرفته است. اما در مواجهه با چنین شواهد محکمی عاقلانه ترین کار، کاهش زمان ارتباط ما با صفحه نمایش است، این کار باید برای همه ما یک اولویت بهداشتی باشد. ولی متاسفانه در چنین شرایطی و با این میزان بالای آسیب‌های اجتماعی و خطرات جدی تماشای بیش از حد تلویزیون بر سلامت افراد، دولت هنوز چشمانش را بر روی حقیقت بسته است و بعید است که در سیاست‌های کلی خودش تجدید نظر کند. پس در نهایت، مردم باید خود تصمیم بگیرند که چه مقدار و چه نوع برنامه‌های تلویزیونی را تماشا کنند، چرا که آگاهی دادن و هشدار دادن توسط دانشگاهیان، سیاستمداران و رسانه‌ها بخاطر منافع مالی که تلویزیون برای دولت دارد، پشت گوش انداخته می شود. (دقیقا همان طور که مدیریت صنعت دخانیات، سال ها ادعا می کرد که سیگار کشیدن یک فعالیت لذت بخش است که هیچ اثر سوء ثابت شده‌ای بر سلامت مردم ندارد).

معمولاً افرادی که بیشتر به فکر هستند توصیه می‌کنند که «کلید حل این مشکل میانه روی است» و یا «والدین باید متعادل باشند» اما هنگامی که پای سلامت فرزندانمان در میان است، باید بپرسیم که واقعاً منظورمان از «اعتدال» و «تعادل» چیست؟ اگر در آینده کسی به شما در مورد اثرات سوء تماشای بیش از حد تلویزیون هشدار داد، به یاد داشته باشید که اغلب موارد منظور از عبارت «بیش از حد»، دو ساعت در روز است.

با وجود اثرات طولانی مدت و خطرناک تماشای تلویزیون، شاید بزرگترین مانع ما در راه اصلاح رفتارمان این واقعیت ساده است که تماشای تلویزیون لذت بخش است. ما هشدارها را نمی‌شنویم چرا که نمی‌خواهیم بشنویم، چون سرمان با دیدن برنامه‌های جورواجور تلویزیون گرم است.

آلدوس هاکسلی [۷] هشدار داده بود که از ولع و اشتیاق بی پایان انسان، برای پرت کردن حواس و کنترل ذهن او استفاده می‌شود، اکنون این خطر وجود دارد که با وابستگی رو به رشد ما به تلویزیون، کابوس هاکسلی در آغاز قرن ۲۱به واقعیت بپیوندد.

پی نوشت

[۱] شهری در انگلستان

[۲] John Logie Baird

[۳] افسردگی که نیازمند درمان های پزشکی است. (مترجم)

[۴] Attention Deficit Disorder

[۵] Vava’u

[۶] Ashley Fua

[۷] Aldous Huxley

Scroll To Top