Monday , 18 June 2018 | دوشنبه , ۲۸ خرداد ۱۳۹۷
آخرین خبرها
شما اینجا هستید: خانه » یادداشت

بایگانی دسته بندی ها : یادداشت

اشتراک به خبردهی

شک های شیطانی کدامند؟!

1912333225212411461192316924515623522728246

سرویس دین و اندیشه ندای اصفهان/ «دین» از بزرگ ترین نعمات الهی است و به فرموده ی امام سجاد (علیه السلام) راه احسان خداست که انسان را به سوی رستگاری و احسان در راه الهی می کشاند و عاقبت سعادتمندی را برای صاحبش فراهم می نماید. از جمله درخواست ها و تلاش های ما باید در جهت حفظ دین باشد که برای این امر در خود دین و شریعت الهی دستورالعمل هایی وجود دارد!

دوری از الحاد در دین

الحاد در دین یعنی آنچه را خداوند متعال در این دنیا ایجاد نموده به غیر خدا نسبت دهیم. مثلاً شفای مریض را به طبیب یا دارو نسبت دهیم در حالی که آفرینش دارد و ایجاد خواص آن و رابطه ی آن با بهبود یافتن بیمار فقط از آن خداست و هیچ کس در این رابطه ها شریک او نیست. پس انسان باید بداند که از جمله راه های حفظ دین حفظ اعتقاد به توحید و ارکان آن در درون خویش است که نبایستی با الحاد و شرک آلوده گردد!
دعا و طلب از خدا!

امام سجاد (علیه السلام) در فرازی از دعای استقبال از ماه مبارک رمضان به پروردگار متعال عرضه می دارند: اللهم صلی علی محمد واله و جنّبنا الالحاد فی توحیدک؛ خدایا بر محمد و آل محمد (صلی الله علیه واله وسلم) درود فرست و ما را از اعراض و سستی در توحید خود باز دار؛ بنابراین برای حفظ نعمت دین بایستی از خود خداوند متعال درخواست نمود که ما را از آسیب های دینی مصون دارد که مهم ترین آن ها همانا الحاد در دین است!

از امیرالمومنین (علیه السلام) نقل است که فرمودند، هر کس خود را در شکش فرو گذارد و در آن توقف نماید هر آنچه داشته است از دست می دهد.

دوری از شک های ناپسند

از دیگر مواردی که سبب می شود دین آدمی ، این نعمت عظیم الهی تباه گردد، شک است. البته شک انواع دارد. شکی که پرورنده ی فکر و تحقیق باشد بسیار زیبا و قابل احترام است و سبب تحکیم اعتقادات دینی خواهد شد. امّا شکی که به دور از مبانی عقلی و فکری باشد و انسان را به انحراف بکشاند سبب تباهی دین و دنیا می شود. همچنین شکی که در ابتدا صحیح و منطقی به نظر می رسد ولی صاحب آن خود را در آن شک وا می گذارد و کوششی برای خروج از آن شک نمی نماید که سرانجام سبب تردید در امر دینی شده و صاحب خود را از دین رویگران می نماید!
از این رو امام سجاد (علیه السلام) به پروردگار متعال عرضه می دارند: «و جنّبنا … التقصیر فی تمجیدک و الشکّ فی دینک والعمی عن سبیلک و الاغفال لحرمتک و الا نخداع لعدوّک الشیطان الرجیم؛ خدایا ما را از کوتاهی در بزرگداشت تو و شک و تردید در دین و کوری در راه و غفلت از تعظیم حرمت خود و گول خوردن از شیطان رجیم باز دار.

شک های شیطانی

در واقع شک هایی که انسان را از خداوند دور می نمایند خدعه و نیرنگ های شیطانی هستند که کوری و غفلت را برای انسان بر جای می گذارند. از امیرالمومنین (علیه السلام) نقل است که فرمودند، هر کس خود را در شکش فرو گذارد و در آن توقف نماید هر آنچه داشته است از دست می دهد.
این مطلب اهمیت کوشش برای خروج از شک را نشان می دهد که انسان بکوشد با توکل به خدا وتوسل به بزرگان دینی و به کار بردن مبانی عقل و یقین خود را از شک برهاند.

شک دالان است!

بنابراین از اصل شک کردن نباید ترسید. چرا که شک مقدمه ی یقین است. در شرح حال بسیاری از بزرگان دینی چنین شک های مقدسی را می توان دید. از جمله جندب که از یاران امیرالمومنین (علیه السلام) بود که در برهه ای از حیات خویش دچار شک و تردید در دین شد امّا با توکل و استعانت از نماز و نیز پایداری در مسیر ولایت امیرالمومنین (علیه السلام) توانست از شک خویش به سلامت عبور کرده و از دالان شک به نور یقین برسد.

دین نعمت بزرگ الهی است که باید آن را پاس داشت و برای حفظ آن کوشید به خصوص دستورالعمل های خود دین برای حفظ آن وارد شده است که باید آن ها را دانست و به کار برد

امّا بسیارند افرادی که پس از ورود به دالان شک یا راه خروج را نیافتند و در سیاهی آن ماندند و یا راه خروج را به درستی طی نکردند و از بیراهه ها سر در آوردند و نصیبی جز گمراهی و تباهی نداشتند!
دعا برای عاقبت به خیری

از دیگر راه ها برای حفظ دین، دعا برای عاقبت به خیری است. به همین دلیل سفارش زیادی به خصوص در آخرالزمان برای دعای «ربّنا لا تزغ قلوبنا بعد إذ هدیتنا و وهب لنا من لّدنک رحمه إنّک أنت الوهّاب» شده است که سبب می شود دین این ودیعه ی الهی در قلوب مومنین پایدار و باقی بماند.
پایان سخن…

دین نعمت بزرگ الهی است که باید آن را پاس داشت و برای حفظ آن کوشید به خصوص دستورالعمل های خود دین برای حفظ آن وارد شده است که باید آن ها را دانست و به کار برد.

منبع: تبیان

واژه شناسی و آشنایی با اصطلاحات مهم برگرفته از بیانات رهبر معظم انقلاب

ندای اصفهان- ناصر بهارلو (دانشجوی دکتری مهندسی مکانیک دانشگاه تهران)

 بیانات رهبر معظم انقلاب نمونه بی نظیری از خطبه هاست که قابل فهم برای عموم، روان و در عین حال پرمحتوا و پرمعناست. ایشان در طی بیاناتشان به مناسبت های مختلف و بنابر صلاحدید، از برخی واژه ها تعریف ارائه می­ کنند که این تعاریف، مختصر و البته جامع و کامل است. در این یادداشت ۴۰ واژه و اصطلاحی که رهبر انقلاب از آنها تعریف ارائه نموده اند- به ترتیب حروف الفبا- ارائه می شود.

واژه شناسی

۱- آرمان‌گرایی این است که نگاه کنید به واقعیّت ها و آنها را درست بشناسید؛ از واقعیّت های مثبت استفاده کنید، با واقعیّت های سلبی و منفی مقابله کنید و مبارزه کنید. این معنای آرمان‌گرایی است. (۱)

۲- استقلال یعنى آزادى در ابعاد یک ملت، که وابسته‌ى به کسى و به جایى نباشد؛ یک ملت آزاد یعنى ملتى که به‌هرصورت تحت نفوذ و سیطره‌ى مخالفین خود یا دشمنان خود یا بیگانگان قرار ندارد. (۲) استقلال یعنى آزادى از اراده‌ى بیگانگان و اراده‌ى دیگران… معناى استقلال این است که یک ملّتى سرنوشت خودش را خودش تعیین کند. (۳)

۳- استکبار یعنى قدرتى در دنیا یا قدرت هائى در دنیا؛ چون نگاه می کنند به خودشان، مى‌بینند داراى امکانات پولى و تسلیحاتى و تبلیغاتى هستند؛ بنابراین باید به خودشان حق بدهند که در امور زندگى کشورها و ملت هاى دیگر، دخالت هاى مالکانه بکنند؛ این معناى استکبار است. (۴)

۴- استکبارستیزى یعنى یک ملّتى زیر بار مداخله‌جویى و تحمیل قدرت استکبارگر یا انسان مستکبر یا دولت مستکبر نرود؛ این معناى استکبارستیزى است. (۵)

۵- اغوا یعنى چه؟ یعنى ایجاد اختلال در دستگاه محاسبه‌ى شما. (۳)

۶- اقتصاد مقاومتی یعنی آن اقتصادی که مقاوم است؛ با تحریکات جهانی، با تکانه‌های جهانی، با سیاست های آمریکا و غیر آمریکا زیر و رو نمی شود؛ اقتصادی است متّکی به مردم.(۶)

۷- امام فقط به معنای پیشوای دینی و مسأله‌ی طهارت و غسل و وضو و نماز نیست؛ امام یعنی پیشوای دین و دنیا؛ راهبرِ مردم به سوی صلاح. این معنای امام در منطق شرایع دینی از اوّل تا امروز است. (۷)

۸- امربه‌معروف یعنی همه‌ی مؤمنان در هر نقطه‌ای از عالم که هستند، موظّفند جامعه را به‌سمت نیکی، به‌سمت معروف، به‌سمت همه‌ی کارهای نیکو حرکت دهند. (۸)

۹- بصیرت، روشن بینى، یعنى چه؟ یعنى شناخت زمان، شناخت نیاز، شناخت اولویّت، شناخت دشمن، شناخت دوست، شناخت وسیله اى که در مقابل دشمن باید به کار برد؛ این شناخت ها؛ بصیرت است. (۹)

۱۰- بهره‌وری یعنی از امکاناتی که وجود دارد حدّاکثر استفاده‌ی بهینه بشود. (۶)

۱۱- بسیج یعنى آن عنصر دلسوزى که کشور را متعلق به خود و آینده را وابسته‌ى به تلاش خود مى‌داند؛ نگران است،چون صاحبخانه است. (۱۰)

۱۲- تقوا یعنى مواظب خود بودن. تقوا یعنى مراقب خودتان باشید و با چشم باز خودتان را زیر نظر بگیرید که دست از پا خطا نکنید. (۱۱) …تقوا یعنى یک انسان بداند که چه کار مى‌کند و هر حرکت خودش را با اراده و فکر و تصمیم انتخاب کند. (۱۲)، تقوا یعنى اسیر هواى نَفْس نشدن در جانب‌‌دارى و طرف‌‌دارى یا در مخالفت و معارضه، در انتقاد یا در تمجید. (۱۳)

۱۳- تمدّن اسلامی یعنی آن فضایی که انسان در آن فضا از لحاظ معنوی و از لحاظ مادّی می تواند رشد کند و به غایات مطلوبی که خدای متعال او را برای آن غایات خلق کرده است برسد. (۱۴)

۱۴- توحید یعنى رهایى انسان از عبودیت و اطاعت و تسلیم در برابر هر چیز و هرکس به جز خدا؛ یعنى گسستن بندهاى سلطه‌ى نظام هاى بشرى؛ یعنى شکستن طلسم ترس از قدرت هاى شیطانى و مادّى؛ یعنى تکیه بر اقتدارات بى‌نهایتى که خداوند در نهاد انسان قرارداده و از او بکارگیرى آنها را همچون فریضه‌یى تخلف‌ناپذیر، طلب کرده است؛ یعنى اعتماد به وعده‌ى الهى در پیروزى مستضعفین بر ستمگران و مستکبرین به شرط قیام و مبارزه و استقامت؛ یعنى دل‌بستن به رحمت خدا و نهراسیدن از احتمال شکست؛ یعنى استقبال از زحمات و خطراتى که در راه تحقق وعده‌ى الهى، آدمى را تهدید مى‌کند؛ یعنى مشکلات راه را به حساب خدا گذاشتن و خود را به پیروزى حتمى و نهایى امیدوار داشتن؛ یعنى در مبارزه، چشم به هدف عالى – که نجات جامعه از هرگونه ستم و تبعیض و جهل و شرک است – دوختن و عوض ناکامی هاى شخصى و میان راهى را نزد خدا جستن؛ و خلاصه یعنى خود را مرتبط و متصل به اقیانوس لایزال قدرت و حکمت الهى دیدن و به سمت هدف اعلى‌، با امید و بى‌تشویش شتافتن. (۱۵)

۱۵- جامعه ى اسلامى یعنى چه؟ یعنى جامعه­ اى که در آن، آرمان هاى اسلامى، اهداف اسلامى، آرزوهاى بزرگى که اسلام براى بشر ترسیم کرده است، تحقق پیدا کند. جامعه‌ى عادل، برخوردار از عدالت، جامعه‌ى آزاد، جامعه‌اى که مردم در آن، در اداره‌ى کشور، در آینده‌ى خود، در پیشرفت خود داراى نقشند، داراى تأثیرند، جامعه‌اى داراى عزت ملى و استغناى ملى، جامعه‌اى برخوردار از رفاه و مبراى از فقر و گرسنگى، جامعه‌اى داراى پیشرفت هاى همه‌جانبه – پیشرفت علمى، پیشرفت اقتصادى، پیشرفت سیاسى – و بالاخره جامعه‌اى بدون سکون، بدون رکود، بدون توقف و در حال پیشروى دائم. (۱۶)

۱۶- جاهلیّت به معنای وسیع عبارت است از غلبه و حاکمیّت نیروی شهوت و غضب انسانی بر محیط زندگی؛ این می شود جاهلیّت. جاهلیّت یعنی جوامع انسانی، تحت تأثیر تمایلات شهوی و غضبیِ عمدتاً فرمانروایان خود به شکلی دربیاید که فضائل در آن گم بشود و رذائل حاکم بشود؛ این می شود جاهلیّت. (۱۷)

۱۷- جمهورى اسلامى یعنى نظامى که در آن، مردم سالارى از اسلام گرفته شده است و با ارزش هاى اسلامى همراه است. (۱۶)

۱۸- جهاد یعنى حضور در میدان با مجاهدت، با تلاش، با هدف و با ایمان (۱۸)، اگر بخواهیم در ادبیاتِ امروز ما براى «جهاد» معادلى پیدا کنیم، می شود «مبارزه» (۱۹)، جهاد عبارت است از آن تلاشى که در برابر یک چالش خصمانه از سوى طرف مقابل صورت می گیرد. (۲۰)

۱۹- حزب اللهى یعنى آن‌که در خدمت خداست و هیچ وابستگى تشکیلاتىِ سیاسى، جز وابستگى به انقلاب و اساس انقلاب – که اراده‌ى الهى است – ندارد. (۲۱)

۲۰- حضور قلب یعنی اینکه شما وقتی نماز می خوانید، بدانید دارید با کسی حرف می زنید، مخاطب دارید. (۱)

۲۱- حماسه یعنى واقعه ى جهادگونه و پرشور. (۲۲)

۲۲- دانشجو یعنى جوانِ طالب علمى که آینده در دست اوست. (۲۳)

۲۳- صبر یعنى پایدارى، یعنى خسته نشدن، یعنى مغلوب مشکلات نشدن. (۲۴)

۲۴- صدق یعنی اینکه گفتار انسان به وسیله عمل و کردارش تایید شود. (۲۵)

۲۵- طاغوت یعنى کسى که در مقابل خدا، دستگاهى برپا مى‌کند: «انداد اللَّه»، «شرکاءاللَّه» (۲۶)

۲۶- عدالت یعنى هر چیزى را در جاى خود قرار دادن. این معناى عدل است… عدالت یعنى برطبق حق عمل کردن، و حقِ‌ّ هر چیز و هرکسى را به او دادن. (۲۷)

۲۷- عدالت اجتماعى، یعنى نظر و نگاهِ دستگاه قدرت و حکومت، نسبت به آحاد مردم یکسان باشد. (۲۸)

۲۸- عزت یعنى چه؟ عزت به معناى ساخت مستحکم درونى یک فرد یا یک جامعه است که او را در مقابله‌ى با دشمن، در مقابله‌ى با موانع، داراى اقتدار می کند و بر چالش ها غلبه می بخشد. (۲۹)

۲۹- فتنه یعنى آن فضاى غبارآلودى که چشم هاى انسان قادر بر دیدن در آن فضاى غبارآلود نیست؛ راه را نمی بیند، صلاح را تشخیص نمی دهد (۳۰)

۳۰- فرهنگ یعنی باورهای مردم، ایمان مردم، عادات مردم، آن چیزهایی که مردم در زندگی روزمره با آن سر و کار دائمی دارند و الهام‌بخش مردم در حرکات و اعمال آنها است. (۶)

۳۱- فرهنگ بسیجى یعنى آن مجموعه‌ى معرفت ها و روش ها و منش هائى که می تواند مجموعه‌هاى عظیمى را در ملت به وجود بیاورد که تضمین‌کننده‌ى حرکت مستقیم و پایدار اسلامى آن ملت باشند (۳۱)

۳۲- فرهنگ شهادت یعنی فرهنگ تلاش کردن با سرمایه‌گذاری از خود برای اهداف بلندمدّت مشترک بین همه‌ی مردم؛ که البتّه در مورد ما آن اهداف، مخصوص ملّت ایران هم نیست، برای دنیای اسلام بلکه برای جهان بشریت است(۳۲)

۳۳- فلسفه شکل دادن فکر است، یاد دادنِ فهم کردن است، ذهن را به فهمیدن و تفکر کردن عادت دادن است (۳۳)

۳۴- گفتمان یعنى باور عمومى (۳۴)

۳۵- محافظه‌کاری یعنی شما تسلیم هر واقعیّتی -هرچه تلخ، هرچه بد- باشید و هیچ حرکتی از خودتان نشان ندهید(۱)

۳۶- مدیریت جهادی یعنی کار، تلاش، محاسبه با خدا و تکیه به علم، درایت و تدبیر (۳۵)

۳۷- نظام سلطه یعنی چه؟ یعنی آن ساز و کاری در دنیا که کشورها و ملت­ های دنیا تقسیم می­ شوند به دو قسم سلطه گر و سلطه پذیر(۳۶)

۳۸- ورزش همگانی یعنی سلامت جسمانی عمومی ملّت (۳۷)

۳۹- ولایت یعنى اتّصال و ارتباط و قرب دو چیز به صورت مماس و مستحکم با یکدیگر (۳۸) …ولایت حکومتی است که در آن، شخص حاکم با آحاد مردم دارای پیوندهای محبت آمیز و عاطفی و فکری و عقیدتی است (۳۹)

۴۰- هنر دینی آن است که بتواند معارفی را که همه‌ی ادیان – و بیش از همه، دین مبین اسلام – به نشر آن در بین انسان‌ها همت گماشته‌اند و جان‌های پاکی در راه نشر این حقایق نثار شده است، نشر دهد، جاودانه کند و در ذهن‌ها ماندگار سازد… و این هنر لزوماً با واژگان دینی به وجود نمی‌آید. ای بسا هنری صددرصد دینی باشد، اما در آن از واژگان عرفی و غیردینی استفاده شده باشد. نباید تصور کرد که هنر دینی آن است که حتماً یک داستان دینی را به تصویر بکشد یا از یک مقوله‌ی دینی – مثلاً روحانیت و غیره – صحبت کند(۴۰).

مراجع:

۱- بیانات در دیدار جمعى از دانشجویان، ۹۴/۰۴/۲۰

۲- بیانات در مراسم بیست و پنجمین سالروز رحلت حضرت امام خمینی، ۹۳/۰۳/۱۴

۳- بیانات در دیدار مسئولان نظام، ۹۳/۰۴/۱۶

۴- بیانات‌ در دیدار دانش‌آموزان در آستانه ۱۳ آبان، ‌۸۸/۰۸/۱۲

۵- بیانات در دیدار دانش‌آموزان و دانشجویان، ۹۲/۰۸/۱۲

۶- بیانات در حرم مطهر رضوی، ۹۳/۰۱/۰۱

۷- بیانات در دیدار جمعی از دانشجویان قزوین، ۲۶/۹/۸۲

۸- بیانات در حرم مطهر رضوی، ۹۴/۰۱/۰۱

۹- بیانات در دیدار اعضاى مجمع عالى بسیج مستضعفین، ۹۳/۰۹/۰۶

۱۰- بیانات در دیدار اعضاى بسیج دانشجویى دانشگاه‌ها، ۸۶/۰۲/۳۱

۱۱- بیانات در دیدار کارگزاران نظام، ۱۸/۷/۸۵

۱۲- بیانات در دیدار جمعی از جوانان، ۷/۲/۷۷

۱۳- بیانات در دیدار دانشجویان، ۹۳/۰۵/۰۱

۱۴- بیانات در دیدار رئیس و اعضای مجلس خبرگان رهبری، ۱۴/۶/۹۲

۱۵- پیام به مناسبت اولین سالگرد رحلت حضرت امام خمینی(ره)، ۱۰/۳/۶۹

۱۶- بیانات در دیدار دانشجویان کرمانشاه، ۲۴/۷/۹۰

۱۷- بیانات در دیدار مسئولان نظام و سفراى کشورهاى اسلامى، ۹۴/۰۲/۲۶

۱۸- بیانات در دیدار اعضاى بسیجى‌ هیئت علمى دانشگاه‌ها، ۸۹/۰۴/۰۲

۱۹- بیانات در جمع مردم و کارکنان صنعت نفت عسلویه‌، ۹۰/۰۱/۰۸

۲۰- بیانات در دیدار اساتید دانشگاه‌ها، ۹۳/۰۴/۱۱

۲۱- بیانات در دیدار با وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکى و رؤساى دانشگاههاى علوم پزشکى سراسر کشور، ۱/۸/۶۹

۲۲- بیانات در دیدار کارگران و فعالان بخش تولید کشور، ۹۲/۰۲/۰۷

۲۳- بیانات در دیدار اعضاى بسیج دانشجویى دانشگاه تهران، ۷۶/۱۱/۱۱

۲۴- بیانات در دیدار طلاب خارجى حوزه ى علمیه ى قم، ۳/۸/۸۹

۲۵- بیانات در دیدار جمعی از روحانیون، ۲۷/۱۰/۷۴

۲۶- بیانات در دیدار جمعی از روحانیون، ۱۶/۹/۷۴

۲۷- بیانات در دیدار کارگزاران نظام، ۷۱/۱۰/۱۷

۲۸- بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم و کارگزاران نظام، ۷۵/۰۹/۰۵

۲۹- بیانات در سالگرد رحلت امام، ۱۴/۳/۹۱

۳۰- بیانات در دیدار مسئولان نظام و میهمانان کنفرانس وحدت اسلامى،‌ ۲۹/۱۰/۹۲

۳۱- بیانات در دیدار اقشار نمونه بسیج سراسر کشور، ۹۰/۰۹/۰۶

۳۲- بیانات در دیدار اعضای ستادهای «کنگره شهدای امور تربیتی»، «کنگره شهدای دانشجو»، و «کنگره شهدای هنرمند»، ۹۳/۱۱/۲۷

۳۳- بیانات در دیدار معلمان و اساتید خراسان شمالى، ۲۰/۷/۹۱

۳۴- بیانات در دیدار اعضاى مجلس خبرگان رهبرى، ۱۵/۱۲/۹۲

۳۵- بیانات در دیدار شهردار و اعضای شورای اسلامی شهر تهران، ۲۳/۱۰/۹۲

۳۶– فرماندهان نیروی زمینی ارتش، ۳/۲/۹۱

۳۷– بیانات دیدار قهرمانان و ورزشکاران مسابقات آسیایی و پارا آسیایی، ۹۳/۱۱/۰۱

۳۸– بیانات در دیدار کارگزاران نظام، ۶/۲/۷۶

۳۹- بیانات در حرم مطهر رضوی، ۶/۱/۷۹

۴۰- بیانات در دیدار جمعی از اصحاب فرهنگ و هنر، ۸۰/۵/۱

موتور فرهنگ را پیاده کردیم؛ به این فنرِ یدکِ کپی رایت خیلی فشار نیاورید! (طنز)

4450648401510255102a-420x287

صحبت ها و اوامر رهبر انقلاب که مدت ها در مورد فرهنگ ایراد فرموده اند، ما را به فکر فرو برد و واداشت تا موتور این فرهنگ که همه به طور لاینقطع از آن دم می‌زنند را پیاده کنیم و یک نگاه خریدارانه به سرتاپای آن بیندازیم و ببینیم چه ایرادی داشته که داد بزرگان را هم در آورده است.

خلاصه درحال باز کردن پیچ و مهره ها بودیم که ناگهان در همان ابتدای کار یک فنر از بخش مجازی موتور در رفت و از بیخ گوشمان رد شد و بعد از اینکه حسابی به در و دیوار خورد، افتاد جلوی پایمان، آن را برداشتیم و دیدیم که یک علامت © خیلی مشکوکی روی آن حک شده است که کمی هم به چشممان آشنا می آید. خوب که براندازش کردیم فهمیدیم که ای بابا این همان نشانک قانون کپی رایت خودمان است. این شد که شستمان خبردار شد که بعله مشکل از همین جاست. ظاهراً این فنر باعث شده بود که قطعۀ تبادلِ گرمایِ موتور به خوبی عمل نکند و گرمای لازمه تأمین نشود و فضایِ مجازیِ موتورِ فرهنگِ این مملکت، سرد و منجمد شود.

علامت کپی رایت

القصه، بنده به نمایندگی دوستان فرهنگی، فنر را برداشتم و رفتم سراغ اساتید فنرساز که البته جدیداً هم ساکن میدان بهارستان شده‌اند و محل برگزاری مجلس هایشان آنجاست. اساتید نگاهی به آن فنر فلک زده انداختند و اظهار نظرها شروع شد. یکی گفت باید تعمیر شود، یک گفت پوسیده است، یکی گفت تاب برداشته است و… خلاصه بازار افاضات داغ بود که در این بین یک نفر که حرفش حسابی تر به نظر می‌آمد گفت: به خاطر اینکه تسمۀ زحمتِ موتورِ فرهنگ خیلی کِش آمده است و زحمتِ موتورِ فرهنگ را زیادی کشیده اند، این فنر هم داغ شده است و دیگر کار نمی کند.

فنر

پرسیدم که خب حالا چاره چیست؟ دستی به چانه کشید و گفت این کار، کارِ احمدخان سرلک کاشانی است و بس. بروید طبقه بالا درب اول سمت راست. دوباره فنر را برداشتم و رفتم سراغ ایشان. همان لحظه اول که داخل دفتر شدم یک نگاهی به سرتاپای من انداختند و گفتند که ظاهراً برای امور مجازی تشریف آورده اید. عرض کردم که فنر کپی رایتِ بخشِ مجازیِ موتورِ فرهنگ، بیرون زده است، به دنبال راه چاره ایم، گفتند بیایم خدمت شما. فنر را گرفتند و نگاهی به آن انداختند و گفتند که بعله «مخاطب و ساقی به هم ساخته‌اند و بنیادش را برانداخته‌اند» باشد رسیدگی می‌کنیم. فنر را بگذارید و بروید ۴۰۰ روز دیگر تشریف بیاورید، ان شاا… که درست شده است. بنده (بعد از یک ملاقات پنج هزار ولتی با جناب ادیسون) با تعجب گفتم ۴۰۰ روز! مگر می‌خواهید یک موتور جدید طراحی کنید؟! گفتند بچه بازی که نیست، قرار است کار فرهنگی بکنیم. دیدم که نخیر ایشان راضی بشو نیستند که نیستند.

قفل

فنر را برداشتم و پرسان پرسان خودم را به خیابان فلسطین شمالی رساندم، خدمت استاد محمدرضا خان مخبرزاده دزفولی و ناله زدم که آقا به دادم برسید، این فنر کپی رایت ما مشکل دارد و برای صاحبان آثار فرهنگی دردسرهای مالی فراوانی درست می‌کند و موتور فرهنگ درست نمی‌چرخد. گفتند که اجازه بدهید تا ببریم داخل شورا مطرح کنیم تا ببینیم نظر دوستان چیست. بعد از بررسی های لازم، از اتاق شورا بیرون آمدند و گفتند که نظر شورا این است که این فنر دیگر به کار نمی‌آید و در فضای مجازی امروز، جا نمی‌رود. باید آن را عوض کرد، چرا که جنسش خارجی است و با فرهنگ ما که ایرانی است جور در نمی‌آید. باید بنشینیم یک فنر ایرانی و سازگار با موتور فرهنگی خودمان طراحی و تهیه کنیم که به فضای مجازیمان بخورد. به هرحال تقریبا ۴۰۰ روزی طول می‌کشد.

دیدم که ظاهراً چاره دیگری نیست، قبول کردم و برگشتم. الآن هم که این یادداشت را خدمت شما خواننده عزیز می‌نویسم، تعمیر موتور فرهنگ نیمه کاره رها شده است و نمی‌دانید که در فضای مجازی چه اوضاعی داریم. به هر حال جناب مخبر دزفولی پیغامی دادند که به شما خوانندگان و رانندگان فرهنگی برسانم. فرمودند که لطفاً تا آن موقعی که کار ساخت فنر جدید تمام می‌شود، دست به دامانتان هستیم که به این فنرِ یدکِ کپی رایت خیلی فشار نیاورید که ممکن است دوباره بیرون بزند و خدای ناکرده به صاحب اثری آسیبی برساند.

پ.ن:

در حین نگارش به یاد دوبیتی آن شاعر گمنام (چکاد) افتادم که می‌گفت:

شخصی با کلی امید آرزو و اهداف سپید   طرحی ساخت و روانه‌ی حوزه کپی رایت گردید

گرچه در چکاچک مشکلات درنرفت و فرار ننمود   اما حقوق مادی و معنویش در فضای مجاز، ترکید

‌                                                                                                             اجرتان با خدا…

ببینید تلویزیون چطور ذره ذره ما را می کشد!

دکتر اریک سیگمن

دکتر اریک سیگمن عضو انجمن روانشناسی بریتانیا و عضو موسسه بیولوژی و نویسنده کتاب های «نسل معیوب شده» و «جامعه الکلی» است. او در یک مقاله جامع، اثرات جانبی تماشای تلویزیون را بررسی و برای تکمیل تحقیقات خود به نقاط متعدد و مختلف جهان از جمله ایران سفر کرده است (+). در ادامه ترجمه این مقاله را با هم می خوانیم.

 دریافت متن زبان اصلی مقاله: اینجا

آشنایی بیشتر با نویسنده: اینجا

***

اریک سیگمن: به یاد دارم که در شهر ساحلی هیستینگز در شرق ساسکس[۱]، در ورودی اتاق زیر شیروانی فروشگاه کویین ایستاده بودم، دقیقاً همان جایی که جان لوگی برد[۲] ، مخترع «گیرنده سیگنال‌های بی سیم» مشغول انجام اولین آزمایش‌های خود بود (سال ۱۹۲۵). سال‌ها بود که با تمام قوا دست وپا می زد تا این دنیای شکاک و پر از تردید را متقاعد کند که چیزی که او در حال ساختنش است، می تواند یکی از بزرگترین اختراعات بشر باشد، او در این رابطه در زندگینامه اش نوشته است: چیزی که او را به این مسیر می‌کشاند و نمی‌گذارد ناامید شود این است که حس می کند کاری که انجام می دهد ارزشمند است و می تواند خدمتی به بشریت بکند.

متاسفانه «برد» نتوانست ببیند که اختراع او امروز در بین جوامع مختلف چه کاربردی پیدا کرده است.

فکر می‌کنید اگر برد این آینده را می‌دید، باز هم دستگاهش را اختراع می‌کرد؟ اگر می‌دید که بدترین صحنه‌های غیر اخلاقی از دستگاهی که او ساخته است پخش می شود چه؟ اگر می‌دید تلویزیون جای ارتباطات انسانی را گرفته است، از رفتن به کلیسا محبوب تر شده است یا اگر می‌دید حتی افرادی هستند به آن معتاد می شوند چه، آیا باز هم آن را اختراع می کرد؟ اگر می‌دید که رأی مردم به یک مسابقه بی سروته تلویزیونی حتی از انتخابات (نخست وزیر و کل کابینه اش) هم بیشتر است چه؟ از همه مهم تر، آیا او اصلاً باورش می‌شد که اختراع بی‌نظیرش در قرن ۲۱ به یکی از بزرگترین خطرات برای سلامت و رفاه اجتماعی بریتانیا تبدیل شود؟

تلویزیون

من اخیراً مقاله‌ای در مورد خطرات جدی این مقدار تماشای تلویزیون منتشر کرده‌ام که در این مقاله طیف گسترده‌ای از مطالعات علمی سازمان‌های دولتی در سراسر جهان را مورد بررسی قرار داده‌ام، از مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری چین بگیرید تا کالج سلطنتی روانپزشکان، انجمن پزشکی آمریکا، آکادمی ملی علوم و دانشکده‌های پزشکی دانشگاه‌های هاروارد و استنفورد. برای تألیف این مقاله ماه‌ها وقت صرف مطالعه دقیق مقالات علمی و مجلات مختلفی مثل: لانست و مجله پزشکی نیواینگلند، مجله طبیعت و مجله علم عصب شناسی کردم و در نهایت تصویری که با این مطالعات و بررسی ها در ذهن من شکل گرفت به قدری نگران کننده بود که به اعتقاد من، بزرگترین رسوایی بهداشتی زمان ما است.

من با انجام این تحقیقات متوجه شدم که حتی مقدار متوسط تماشای تلویزیون هم:

* ممکن است به توسعه سلولی و عملکرد مغز آسیب برساند.

* تنها تفریح ​​و سرگرمی بزرگسالان در سنین ۲۰ تا ۶۰ است که با ابتلا به بیماری آلزایمر مرتبط است.

* یک علت مستقیم و بی واسطه چاقی است. عاملی حتی بزرگتر از خوردن فست فود و یا ورزش نکردن (کمتر از حد نرمال) است.

* به طور قابل ملاحظه خطر ابتلا به دیابت نوع ۲ را افزایش می دهد.

* ممکن است باعث بلوغ زودرس شود.

* منجر به میزان قابل توجهی از مشکلات خواب در دوران بزرگسالی، تغییرات هورمونی که خود باعث افزایش تولید چربی بدن و افزایش اشتها، صدمات سیستم ایمنی بدن و ممکن است منجر بالاتر رفتن شانس ابتلا به سرطان منجر شود.

* یک علت مستقل و مهم افسردگی بالینی [۳] است (که انگلیس دارای بالاترین نرخ آن در اروپاست).

توجه کنید که این نتایج، به‌هیچ وجه حدس و گمان نیستند. منبع تمام این ادعاها، شواهد و مدارک محکم پزشکی است که در مجلات علمی درج یا بهتر بگویم دفن شده‌اند. به عنوان مثال، دانشمندان دانشگاه واشنگتن، ۲۵۰۰ کودک را مورد مطالعه قرار دادند و متوجه شدند که بین قرار گرفتن در معرض تلویزیون در سنین پایین و مشکلات تمرکزی (که با تست ADHD قابل تشخیص بود) [۴] که در سن هفت سالگی ظاهر می‌شود، یک پیوند قوی و انکار نشدنی وجود دارد. به عبارت دقیق‌تر، هر یک ساعتی که یک کودک در طول روز به تماشای تلویزیون می‌نشیند، به میزان نه درصد مشکلات تمرکزی مغز او بالا می‌رود.

گزارشی که در مجله پزشکی کودکان منتشر شده است هم به همین اندازه تکان دهنده است. در این گزارش آمده است: در آزمایشی که در آن سرعت سوخت و ساز بدن ۳۱ کودک، در هنگام انجام فعالیت‌های مختلف مورد مطالعه قرار گرفت، تنیجه این شد که هنگامی که کودکان تلویزیون تماشا می‌کنند، روزانه معادل ۲۱۱ کالری کمتر از موقعی که مطلقاً هیچ کاری انجام نمی‌دهند، انرژی مصرف می‌کردند. در انتها نویسندگان این مقاله علمی نتیجه گرفتند که تماشای تلویزیون، یک اثر نسبتاً شدید در کاهش نرخ سوخت و ساز بدن دارد، که برای سلامت افراد نیز خطرساز است.

وقتی من برای تکمیل این مقاله به نقاط مختلف دنیا سفر کردم به نتایج دقیق تری دست یافتم. مطالعه جوامع مختلف و بررسی تأثیر ورود تلویزیون بر آنها برای من مثل این بود که درحال برگشت به گذشته جامعه خودم بودم. من کاملاً و به وضوح می دیدم که جوامع مختلف چطور با این رسانه شکل می‌گیرند و تلویزیون چه تأثیراتی عمیقی برآنها دارد.

من در سفرم به آخرین کشوری که تلویزیون به آن وارد شد (بوتان) سر زدم و وحشت کردم که چطور در این فرصت کمی که ۴۶ کانال به این کشور وارد شده است، مردم آن با اولین موج جدی جرم و جنایت روبه رو هستند. وحشت کردم که چطور آرام آرام، حرص و بخل و خودخواهی جایگزین ارزش های دیرین آنها مثل صلح و احترام می‌شود. دانشمندان بوتانی در یک تحقیق به این تنیجه رسیدند که تلویزیون عامل افزایش جرم و جنایت، فساد و همینطور عامل تغییرات چشمگیری در رفتار و روابط مردم در کشورشان است و کاملاً شوکه شدند وقتی به این موضوع پی بردند که در حال حاضر بیش از یک سوم از پدران و مادران بوتانی به جای صحبت کردن و بازی کردن با کودکانشان، ترجیح می‌دهند وقت خود را به تماشای تلویزیون اختصاص دهند.

کمی بعد وقتی به جزیره واوا- او [۵] در کشور تونگا سفر کردم، دریافتم که آنها هم با مشکلاتی مشابه کشور بوتان مواجه هستند، در آنجا با رئیس پلیس اشلی فوآ [۶] ملاقاتی داشتم، او اشاره کرد که از زمان ورود کانال های تلویزیون و دی وی دی های برنامه‌های امریکایی، جرم و جنایت در میان مردان جوان این جزیره به طور محسوسی اوج گرفته است. او اشاره کرد: «مشکل اینجاست که ما تا به حال هیچ نیازی به دادگاه یا زندان نوجوانان و یا دادگستری نداشته‌ایم و اما الآن نیروی پلیس ناگهان باید با موجی از جرم و جنایت مقابله کند که برای این کار آماده بوده است».

البته هیچ کس نمی تواند ادعا کند که همه مشکلات اجتماعی بریتانیا به تماشای تلویزیون برمی‌گردد. اما دست کم، با مشاهده این یافته ها و نتایج می توان از خود پرسید که چه مقدار از مصرف تلویزیون ممکن است مشکل آفرین باشد؟

برای اینکه پاسخ این سوال را بهتر درک کنیم باید بدانیم که بیشتر ما تا سن ۷۵ سالگی، بیش از ۱۲٫۵ سال را صرف تماشای تلویزیون می‌کنیم. این یعنی تماشای تلویزیون در دنیای صنعتی به یک فعالت اصلی تبدیل شده است و این یعنی زمانی که صرف تماشای تلویزیون می‌کنیم از تمام فعالیت‌های ما جز کار و خواب بیشتر است. در حال حاضر کودکان بیشتر از زمانی که در مدرسه هستند، وقت خود را صرف تماشای تلویزیون می کنند. درواقع هر کودکی که شش ساله می‌شود، به طور متوسط نزدیک به یک سال از زندگی خود را صرف تماشای تلویزیون کرده است. ​اگر دیگر فعالیت‌های مبتنی بر تلویزیون، مانند بازی‌های رایانه‌ای را نیز در محاسبه بگنجانیم، این رقم به مراتب بسیار بالاتر خواهد بود. کودکان ۱۱ تا ۱۵ سال جمعا ۵۳ ساعت در هفته صرف تماشای تلویزیون و کار با کامپیوتر می‌کنند که این عدد نسبت به یک دهه قبل ۴۰ درصد افزایش داشته است. این رفتارهای غلط واقعاً نگران کننده است به ویژه که یافته‌ها نشان می‌دهد که مشاهده تلویزیون در کودکان زیر سه سال به توانایی‌های یادگیری آنها به طور دائم آسیب می‌رساند.

دانشمندان می‌گویند که تماشای بیش از حد تلویزیون بر توانایی‌های ریاضیاتی، خواندن، قدرت تشخیص و درک مطلب، حتی بعد از دوران کودکی نیز اثرات زیان آوری خواهد داشت. در واقع به نظر می رسد که خروجی‌ دیداری و شنیداری تلویزیون، به سرعت توسعه مغز کودک آسیب می‌رساند.

آمارها نشان می دهند، کودکانی که والدینشان به آنها اجازه می‌دهند که در اتاق خوابشان تلویزیون داشته باشند در سنین هشت یا نه سال بدترین نمرات را در آزمون های مدرسه کسب می‌کنند.

دانشمندان در یک مطالعه طولانی مدت ۲۶ ساله (مطالعه کودکان از بدو تولد)، دریافتند که تماشای تلویزیون در دوران کودکی و نوجوانی ممکن است پیامدهای خطرناک و طولانی مدتی برای: سلامت جسمی،سلامت روحی، پیشرفت تحصیلی، وضعیت اجتماعی و اقتصادی درپی داشته باشد.

پزشکان توانستند ارتباط مستقیمی بین میزان زمانی که کودکان صرف تماشای تلویزیونی می‌کنند و میزان آسیب‌های آموزشی آنها بیابند. آسیب های بلندمدت قابل توجهی حتی در به اصطلاح سطح متوسطی از تماشای تلویزیون​ (بین یک تا دو ساعت در روز) رخ می‌دهد.

متاسفانه به خاطر اینکه تماشای تلویزیون ظاهراً یک فعالیت کاملاً بی خطر و سالم است، هشدار دادن در مورد آن پشت سر دیگر مسائل مربوط به بهداشت روانی قرار گرفته است. اما در مواجهه با چنین شواهد محکمی عاقلانه ترین کار، کاهش زمان ارتباط ما با صفحه نمایش است، این کار باید برای همه ما یک اولویت بهداشتی باشد. ولی متاسفانه در چنین شرایطی و با این میزان بالای آسیب‌های اجتماعی و خطرات جدی تماشای بیش از حد تلویزیون بر سلامت افراد، دولت هنوز چشمانش را بر روی حقیقت بسته است و بعید است که در سیاست‌های کلی خودش تجدید نظر کند. پس در نهایت، مردم باید خود تصمیم بگیرند که چه مقدار و چه نوع برنامه‌های تلویزیونی را تماشا کنند، چرا که آگاهی دادن و هشدار دادن توسط دانشگاهیان، سیاستمداران و رسانه‌ها بخاطر منافع مالی که تلویزیون برای دولت دارد، پشت گوش انداخته می شود. (دقیقا همان طور که مدیریت صنعت دخانیات، سال ها ادعا می کرد که سیگار کشیدن یک فعالیت لذت بخش است که هیچ اثر سوء ثابت شده‌ای بر سلامت مردم ندارد).

معمولاً افرادی که بیشتر به فکر هستند توصیه می‌کنند که «کلید حل این مشکل میانه روی است» و یا «والدین باید متعادل باشند» اما هنگامی که پای سلامت فرزندانمان در میان است، باید بپرسیم که واقعاً منظورمان از «اعتدال» و «تعادل» چیست؟ اگر در آینده کسی به شما در مورد اثرات سوء تماشای بیش از حد تلویزیون هشدار داد، به یاد داشته باشید که اغلب موارد منظور از عبارت «بیش از حد»، دو ساعت در روز است.

با وجود اثرات طولانی مدت و خطرناک تماشای تلویزیون، شاید بزرگترین مانع ما در راه اصلاح رفتارمان این واقعیت ساده است که تماشای تلویزیون لذت بخش است. ما هشدارها را نمی‌شنویم چرا که نمی‌خواهیم بشنویم، چون سرمان با دیدن برنامه‌های جورواجور تلویزیون گرم است.

آلدوس هاکسلی [۷] هشدار داده بود که از ولع و اشتیاق بی پایان انسان، برای پرت کردن حواس و کنترل ذهن او استفاده می‌شود، اکنون این خطر وجود دارد که با وابستگی رو به رشد ما به تلویزیون، کابوس هاکسلی در آغاز قرن ۲۱به واقعیت بپیوندد.

پی نوشت

[۱] شهری در انگلستان

[۲] John Logie Baird

[۳] افسردگی که نیازمند درمان های پزشکی است. (مترجم)

[۴] Attention Deficit Disorder

[۵] Vava’u

[۶] Ashley Fua

[۷] Aldous Huxley

در مجموعه فرهنگی عاشورائیان چه می گذرد؟

امکان ندارد کسی اهل بسیج و پایگاه وهیئت باشد و نام مجموعه فرهنگی عاشورائیان را نشنیده باشد.

اما آیا واقعا عاشورائیان فقط یک هیئت عزاداریست؟!!!

پاسخ شما یک نه!!! بسیار بزرگ است. چرا که  چند سالیست که این مجموعه فرهنگی در سدد تربیت جوانان این شهر است برای انجام امور فرهنگی و در واقع مدیریت امور فرهنگی…

مهمترین فعالیت انجام شده در این ضیمنه توسط این مجموعه فرهنگی مذهبی، برگزاری جلسات آموزشی سنگر اجتماعی است که با هدف تربیت یک گردان ۵۰۰ نفره نیروهای زبده فرهنگی برگزار گردید و اختتامیه این جلسات نیز ۲۹ شهریور با حضور شیخ علی ظاهر معاون فرهنگی مقاوت حزب الله لبنان برگزار شد.

MG_0422shikhe-ali-zaher

باید منتظر شد و دید برنامه بعدی و در واقع حرکت سوم این مجموعه چیست؟

اگر مایل هستید بیشتر با این مجموعه و مدیر شورای سیاست گذاری آن جناب آقای وحید ملتجی آشنا شوید توصیه میکنم که حتما به وبسایت این مجموعه سری بزنید.

www.ashouraiyan.com

تا دیدار بعدی …

معاونت فاوا بسیج مسجد مهدیه (خ جی) اصفهان

 

انتقادها کارساز بود…

1071344352115614516155281501191191254138

همین چند وقت پیش بود که مطلبی درج شد با عنوان – به نظر شما شباهت مسجد ضرار و کارِ جهادی چیست؟ – که موضوع اصلی آن آفت های کار جهادی بود و امروز افتخار میکنیم به اینکه اعضا و مسئولین بسیج، گوشی شنوا و ذهنی باز و انتقادپذیر دارند. این موضوع در رزمایشی که اخیرا برگزار شد به وضوح مشخص بود. گرجه هنوز نظم و وقت شناسی پای لنگی داشتند اما انصافا تغییرات واضح و ملموس بود. از همینجا دست بوس همه زحمت کشان هستیم. خدا قوت… اما ذکر این نکته الزامیست که ممکن است تفکری در ذهن بعضی از دوستان به وجود بیاید که: هرچه بیشتر دقت کنیم و بعضی موضوعات را رعایت کنیم ممکن است سطح توقعات بالا برود و آنوقت کار ما می شود زحمت کشیدن و کار دیگران می شود متوقع شدن و طلبکار بودن… قطعا چنین مطلبی صحیح نیست و نخواهد بود چرا که : اولا هرکجا که نام خدا و توکل مطرح باشد، منیت و طلبکاری از مردان خدا، جایی ندارد… دوما بسیجی قلبی حق شناس و پایی همیشه در رکاب دارد، وقتی به وضوح تلاش ها و زحمات شما  عزیزان را میبینیم. ابتدا شاکر خداوندیم و بعد قدردان زحمات شما مسئولین غیور… سوما سطح توقع دیگران برای بسیجی ملاک نیست، ما مکلفیم به تکلیف و نه چیزی بیش از آن. بسیجی خود را در محضر خدا می بیند، وقتی وظیفه اش انجام شد هرکس هرچیز که بخواهد بگوید. فقط کافیست خودمان را در محضر خدا ببینیم. وَ مِنَ اللهِ التَّوفیقُ و عَلَیهِ التُّکلانُ

به نظر شما شباهت مسجد ضرار و کارِ جهادی چیست؟

به نظر شما شباهت مسجد ضرار و کارِ جهادی چیست؟

IMAGE634149662560286250

چند روز پیش، ناحیه محترم امام صادق یک سری کلاسهای توجیهی را برای اعضای شورای پایگاه ها برگزار کرد. خاطرم هست که مطالب خوبی گفته شد و انصافاً خیلی چیزها به اندوخته های ناچیزم اضافه شد. اما نکته ای بود که مرا حسابی به فکر فرو برد…

آن مسئولِ عزیز که در کلاس مشغول ذکرِ نکات بود تعریفی از کارِ جهادی عنوان کرد که با اینکه برای هزارمین بار بود که آن را می شنیدم به نظرم تعریفی ناقص و ناکامل آمد.

به نظر من در تعریف کارِ جهادی برای بسیجیان جای دو چیز حسابی خالیست…

اول نظم:

بسیاری فکر می کنند که حالا که قرار است جهادی کار کنیم نظم و برنامه ریزی دیگر جایی در امور ما ندارد و کلاً روش ما می شود -هرچه پیش آید خوش آید- و -حالا اگر شد- و-اگر وقت کردم- و از این دست عبارات که نه تنها چاره ساز نیستند بلکه مشکل ساز هم هست.

دوم اخلاق:

گاهی حکایت کارِ جهادیِ ما می شود حکایت مسجدِ ضرار (البته با کمی تقریب)، مسجد است اما باید خرابش کرد. چون نه تنها کمکی نمی کند که به بدنه موضوع هم ضربات جبران ناپذیری وارد می کند.

به نظر بنده حقیر با بدقولی کردن و پشت هم اندازی و گاهی اوقات هم عدم رعایت ادبِ کاری، نه تنها کارِ جهادی انجام نداده ایم بلکه نام بسیج و بسیجی را نیز خدشه دار کرده ایم و دوستان دلسوز را نیز از خود نا امید می کنیم.

پس شاید بتوان کارِ جادی را این طور نیز معرفی کرد:

کارِ جهادی امری است: در مقابله با دشمن، برای رضای خدا و مبتنی بر اخلاق و نظم که موضوعات مادی را نیز در حاشیه قرار می دهد.

و من الله توفیق

ج-ف پایگاه مهدیه

چمران در چ چه چیزی برای گفتن داشت؟

روزگاریست که دلِ اهلِ دل مثل سیر و سرکه می جوشد و در تب و تابند که مؤمنین دلِ عزیزِ زهرا را خون نکنند. اما کو گوشِ شنوا؟؟؟

مگر می شود خدای ناکرده کمی زحمت بکشیم، مبادا تغییر کنیم. می ترسیم که اگر بگوییم الف آنوقت باید تا ی پیش برویم. ترس از موفقیت… ترس از اینکه بدانیم و بتوانیم و انجام دهیم… آخر اگر دانستیم و توانستیم و به انجام رساندیم، می فهمیم که خیلی چیزها هنوز نداریم و می فهمیم خیلی دورتر این حرف ها باید برویم… آنوقت می فهمیم که توشه نداریم و دست هایمان حسابی خالی است، پس اصلاً بیخالش باش. عیب ما همین است.

اوشبانه قطره قطره اشک می ریزد که ای مومنین، ای شیعیان، ای ولایتی ها لااقل شما آبرو مریزید و نمکدان نشکنید… اما ما گوشمان با صدای زنگ موبایل ها و آهنگ ها و غرش موتور ماشین ها، سنگین شده است، انقدر سنگین که نمی شنویم صدای بهترین بنده روی زمین را…

می دانید از چه می گوید؟ از عمل… از توحیدِ عملی… از دینِ عملی… از فرهنگِ عملی…

گاهی ما، از بسیجی بودن فقط تسلیح را می شناسیم، فقط چفیه و بیسیم و کارکِرد را می شناسیم. فقط همین ها را عمل می دانیم.

راستی چرا حاتمی کیا فقط آخر کار و فقط وقتی مجبور شد به دست چمران اسلحه داد؟ این کار اتفاقی بود یا حرفی با منو تویِ بسیجی داشت؟ مگر چمران کم جنگیده بود؟ مگر کم دلاوری ها از او دیده بودیم؟ مگر یادمان رفته که در لبنان چه کرد؟ نه… حاتمی کیا برای ما پیغام دیگری داشت.

بهترین چهره چمران را در چ می شد دید. چهره ای که متعلق به امروز است. چهره ای که میتوان از آن آموخت که چطور نرم نرم بجنگیم و به قول آذری زبان ها گاماس گاماس پیروز شویم. چمران به به ما نشان داد که گاهی به جای خون دادن، باید خون دل خورد. گاهی روال کار متفاوت است. گاهی با خودی طرف هستی، با کسی که اسلحه اش سمت تو نیست اما کنار تو هم نمی جنگد. اینجا وقت نشان دادن عمل است نه جنگیدن با خودی… باید خودت درست عمل کنی تا دیگران ببینند و بفهمند و از روی دستت مشق کنند. مشقِ جنگ. مشقِ دانایی. مشقِ کردار.  گاهی اسلحه تو درست عمل کردن و یا به زبانی دیگر درست رفتار کردن است. به همین سادگی…

اگر چ را ندیده اید، حتماً ببینید…

21H

 

 

برای رمضان آماده اید؟؟؟

shabgadr-593x264

می گویند راه آماده شدن برای رمضان المبارک از رجب و شعبان می گذرد…

اگر هنوز هم آماده نیستید یادتان باشد فرصت آخر هنوز باقیست. هنوز شب قدری هست که به آن دل خوش کنیم. اما چه می شود اگر برای یک بار هم که شده به استقبال این ایام برویم؟

کار زیاد سختی هم نیست فقط کافیست به یاد مولایمان باشیم و کمی هم کمتر گناه کنیم، همین…

شاید هم بهتر است عادت های خوب رمضان را زودتر آغاز کنیم. قرآنمان اگر خاک نخورد یعنی که در شب قدر سرنوشتی نیکو برایمان، از همین الان  در دست تأسیس است.

بچه ها چه راحت یاد می گیرند، اگر ما خودمان هم دست به کار باشیم.

پس یاعلی…

Scroll To Top