Tuesday , 14 August 2018 | سه شنبه , ۲۳ مرداد ۱۳۹۷
آخرین خبرها
شما اینجا هستید: خانه » خبر و مقالات

بایگانی دسته بندی ها : خبر و مقالات

اشتراک به خبردهی

تروریست‌های داعش در «حویجه» با «ریش‌های تراشیده» پا به فرار گذاشتند

به گزارش اصفهان بیدار، پس از آنکه مرحله نهایی عملیات آزادسازی موصل اعلام و برای آن سقف زمانی یعنی پایان امسال اعلام شد همکاری بین‌المللی با دولت و نیروهای امنیتی عراقی برای انجام حملات علیه داعش بیشتر شده است.

یک منبع عراقی اعلام کرد: با نزدیک شدن نیروهای امنیتی عراقی به شهرستان «الحویجه» بیش از نیمی از اعضای داعش ریش‌های خود را تراشیده و به مناطق دورافتاده در منطقه مذکور رفته‌اند .

بنا به گزارش مذکور، برخی از فرماندهان داعش از ترس رسیدن نیروهای امنیتی عراقی و آزادسازی الحویجه ، خانواده‌های خود را به خارج از این شهرستان منتقل کرده‌اند؛ همچنین دیده شده که برخی از اهالی اقدام به کشیدن سیگار در اماکن عمومی کرده‌اند و این در حالی بود که قبلا داعش کسانی را که اقدام به کشیدن سیگار می‌کردند، شلاق می‌زد.

منبع آگاه مذکور (که نامش فاش نشده) اعلام کرد تجهیزات نظامی بسیاری از طرف ارتش به حویجه رسیده خصوصا پس از اینکه ارتش محموله سلاح روسی را اخیرا تحویل گرفته و در همین راستا نیروی هوایی ارتش اقدام به انجام عملیاتی منحصر به فرد در داخل حویجه برای آماده کردن زمینه جهت ورود نیروهای امنیتی کرده است.

انتهای پیام/

منبع: وبگاه خبری ۲۴

دو پیشنهاد برای قرائت صحیح قرآن+ دانلود جزوه

اختصاصی اصفهان بیدار/

جزوه ای که پیش رو دارید، آموزش روخوانی قرآن کریم است که به کوشش محمد سوادی سرپرست فرهنگی پایگاه بسیج مسجدالرسول (ص) تهیه و تنظیم شده است. محمد سوادی در این جزوه دو پیشنهاد برای بهتر خواندن و روان خوانی قرآن دارد:

« ۱- هنگامی که یک شخص مشغول قرآن خواندن است، اگر به علامتی رسید که اطمینان کامل از مفهوم آن ندارد؛ (آن را در ذهن سپرده یا جایی یادداشت نماید) تا بعداً آن را از یک فرد آشنا بپرسد و یا از جزوه و کتاب از آن مطلع گردد.

۲- برای روانتر خواندن قرآن توصیه می شود:

کمی به جلوتر از جایی که خوانده می شود نگاه شود. این کار با تمرین میسر خواهد شد. با این شیوه کلمات را (که با هم خوانده می شوند)، میتوان روانتر خواند.»

این جزوه در ۲۰درس به آموزش تجوید و روخوانی قرآن می پردازد و به صورت خلاصه در ۴۴ صفحه تنظیم شده است و برای دانلود در اختیار خوانندگان عزیز قرار می گیرد.

انتهای پیام/

آغاز بکار پویش مردمی مدافعان حریم خانواده با محوریت عفاف و حجاب و با حضور چهره های مردمی شهر+تصاویر

به همت باشگاه خبری تحلیلی ندای اصفهان، همزمان با برگزاری راهپیمایی عظیم مردم اصفهان و رقم خوردن حماسه ۲۱ تیر ماه اصفهان به نام مدافعان حریم خانواده، پویش مردمی مدافعان حریم خانواده با حضور مسئولان و فعالان فرهنگی شهر اصفهان آغاز بکار نمود.

لازم به ذکر است در آینده نزدیک این پویش در راستای عملی شدن قانون عفاف و حجاب به سراغ مسئولین شهر می رود و مسائل مرتبط با این قانون را مطالبه می کند.

مخاطبان عزیز جهت شرکت در این کمپین می توانند عکس های خود را در تلگرام به شناسه @kamalnf ارسال نمایند.

IMG_6020

 

اعتیاد، یک موهبت بزرگ الهی است!

به گزارش خبرنگار ندای اصفهان، آیت الله ناصر مکارم شیرازی در سال  ۱۳۰۵، در شیراز متولد شد. وی چندین سال در حوزهٔ علمیه نجف مشغول به تحصیل شد و در سال ۱۳۷۰ هـ.ق به ایران بازگشت و در قم به تدریس سطوح عالی و سپس خارج اصول و فقه پرداخت.

ایشان در سال سال ۱۳۳۶ شمسی به اتفاق جمعی از دانشمندان، ماهنامه مکتب الاسلام را زیر نظر دارالتبلیغ اسلامی راه اندازی کرد.

این عالم بزرگوار از دوران جوانی قلم به دست گرفت و کتاب های فراوانی را در رشته های عقاید و معارف اسلامی و مساله ولایت، تفسیر، فقه و اصول نوشت. از تألیفات و آثار او تا کنون بیش از ۲۰۰ عنوان کتاب به چاپ رسیده که برخی از آن‌ها بیش از ۳۰ بار تجدید چاپ شده و برخی به بیش از ۱۰ زبان زندهٔ دنیا ترجمه شده و در کشورهای گوناگون انتشار یافته‌است.

مهم‌ترین اثر قرآنی وی کتاب تفسیر نمونه در ۲۷ جلد می باشد همچنین از جمله کتب فقهی او: «انوار الفقاهه»، «القواعد الفقیه» و «انوار الاصول» و «تعلیقات مستدل» و مشروحی بر تمام عروه الوثقی است که مکرر به چاپ رسیده‌است.

***

متن زیر یکی از آثار ایشان است که در آبان ماه ۱۳۵۱ به چاپ رسیده است که درایت و دوراندیشی این عالم آگاه به زمان رانشان می دهد (زمانی که هنوز بسیاری از آسیب های فردی و اجتماعی دخانیات بی اطلاع بودند). این متن همزمان با روز «بدون دخانیات» برای اولین بار در فضای مجازی توسط پایگاه تحلیلی خبری ندای اصفهان منتشر می گردد.

مکارم شیرازی

آیا هیچ فکر کرده اید اگر با تکرار یک عمل به آن «عادت» نمی کردیم و هر بار که می خواستیم یکی از کارهای روزانه مانند: راه رفتن و حرف زدن را انجام دهیم، مجبور بودیم همان توجه و دقتی که برای دفعه اول لازم بود بکار بریم چه مشکل بزرگ و غیرقابل تصوری برای ما پیدا می شد؟!

آیا اصلاً زندگی در آن صورت برای ما ممکن بود؟

اگر تعجب نکنید: نه! زندگی بصورت فعلی اصلاً امکان نداشت، چرا؟

برای اینکه ما مجبور بودیم تمام وقت و فکر و حواس و هوش خود را تنها در همین چند «کار ساده» صرف کنیم (اگر می گوئیم ساده در سایه عادت است والا در آغاز به هیچ وجه ساده نیست).

مثلاً: آیا سخن گفتن کار آسانی است؟ مسلماً نه، زیرا از یک طرف انسان مجبور است با یک تکه گوشت کوچک که نامش زبان است ۳۲ رقم صدا (۳۲ حرف) بلکه بیشتر از دهان خود بیرون آورد؛ از طرف دیگر باید این حرفها را به دقت با هم جفت وجور کند و کلمات موزونی بسازد، و با ترکیب کلمات مختلف به یکدیگر؛ مطابق یک برنامه منظم و مخصوص (اسم به جای خود، فعل به جای خود، حروف مختلف هر کدام به جای خود) جمله هائی درست کند، و مقاصد خود را در قالب این جمله ها ریخته به ضمیمه حرکات دست و چشم و امثال آن بطرف بفهماند.

این کار مسلماً یک کار پیچیده و مشکل است.

لذا ملاحظه می کنید یک کودک که تازه زبان گشوده یا کسی که تازه می خواهد یک زبان خارجی را یاد بگیرد باید چقدر فکر کند و دقت بخرج دهد تا یک جمله ساده آن هم ناقص و «شکسته بسته» ادا نماید.

اگر بنا بود زبان ما (یا صحیح تر اعصاب و فکر ما) با تکرار یک عمل عادت نمی کرد، ما برای سخن گفتن همیشه حال آن کودک و آن شخص نوآموز را داشتیم و تنها همین یک کار (یا نوشتن یک نامه همچون شاگردان کلاس اول) دردسر بزرگ و «عذاب الیمی» برای ما بود که باید غالب اوقات خود را در روز بضمیمه شش دانگ حواسمان خرج آن کنیم دیگر کجا می توانستیم به سایر کارها بپردازیم.

ولی اگر می بینید امروز مثل «بلبل»! بدون کوچکترین زحمت و تکلفی صحبت می کنیم حتی در موقع خواب هم گاهی حرف می زنیم (حتی می گویند بعضی از سخنران های ماهر توانسته اند در اثنای سخنرانی دقایقی به خواب روند و در عین حال به سخنان پرجوش خود ادامه دهند!) تمام اینها از برکت این است که آفریننده جسم و جان ما، ما را طوری آفریده که (برخلاف چرخ های ماشین) با تکرار یک عمل به آن عادت می کنیم یعنی هر دفعه آنرا آسان تر از اول – با مهارت بیشتر و فکر و مطالعه کمتر – انجام می دهیم.

این موضوع ممکن است در نظر بعضی ساده باشد: ولی در حقیقت یک از شگفتی های بزرگ آفرینش انسان و سایر جانداران است.

آری موضوع عادات و اعتیاد یک موهبت بزرگ الهی است که اگر آن نبود، امروز اثری از این همه پیشرفتهای علمی، این همه صنعتگران ماهر، جراحان دقیق، هنرمندان چیره دست و اساتید لایق نبود، و قیافه زندگی ما عیناً قیافه زندگی کودکان یا کارکنان ناشی و تازه کار بود، و اصولاً مهارت در هیچ موضوعی مفهوم نداشت.

سوءاستفاده از همه چیز!

اما نباید فراموش کرد که همیشه بزرگترین مواهب زندگی ما بر اثر سوءاستفاده و نابجا صرف کردن بصورت بزرگترین بلاها درمی آید.

مگر «نیروی اتم» که مهمترین و غنی ترین منبع قدرت در جهان ماده است در سایه سوء تدبیر نسل فعلی بشر بصورت خطرناکترین سلاحی که هستی و موجودیت او را تهدید می کند درنیامده است؟!

اگر دولتهای زورمند دنیا متکی به این نیرو نبودند کجا می توانستند اینقدر به دیگران ستم کنند و زور بگویند و هر روز در گوشه ای از جهان آتش فتنه تازه ای روشن سازند، حتی اگر یک روز دولتهای کوچکتر به فکر شکستن این انحصار قدرت اتمی و تهیه سلاح مشابه که عادلانه ترین راه برای جلوگیری از تجاوزها در شرائط کنونی است بیافتند، فریادشان بلند می شود که ای وای هوای زمین مسموم شد!؟

نیروی بخار، ترقیات علمی و صنعتی، مطبوعات و وسائل دیگر تبلیغاتی همه همینطورند، یعنی هم می توانند فرشته سعادت شوند و هم عفریت بدبختی و نکبت! تا چگونه از آنها استفاده کنیم.

اعتیاد و عادت نیز که یکی از بزرگترین مواهب زندگی است مشمول همین قاعده کلی است، اگر در مورد کارهای مفید و سودمند به کار افتد چه از آن بهتر؟ و اگر در مورد اعمال غلط باشد چه از آن بدتر؟ زیرا هنگامی که ما بر اثر تکرار یک عمل زشت و غلط به آن «اعتیاد» پیدا کردیم، انجام آن کار برای ما بسیار آسان می شود و هم تدریجاً بصورت یک «خواسته طبیعی» درمی آید که باین زودی دست از سر ما برنخواهد داشت.

این خواسته کاذب درونی انسان را دائماً تحریک میکند و چنان است که گویا از آغاز با جسم و روح او پیوند داشته، و سازگار بوده است، این همان حقیقتی است که دانشمندان می گویند: «العادۀ کالطبیعه الثانیۀ للانسان»: عادت همچون طبیعت دوم برای انسان است.

و تمام خطرهای اعتیاد از همین جا است!

طب پیشگیری و طب درمانی

در اینجا ذکر یک نکته لازم است و آن اینکه: طب امروز در حقیقت به دو بخش وسیع تقسیم می گردد: «طب پیشگیری» و «طب درمانی».

در قسمت اول بحث و گفتگو از کلیه اموری می شود که از بروز بیماریها جلوگیری می کند و عوامل مرض را در نطفه خفه می نماید، و قسمت دوم مربوط بطرق درمان بیماریها بعد از بروز آنها است! شاید احتیاج به توضیح نداشته باشد که قسمت اول از جهات مختلفی لازمتر و اساسی تر است.

در طب روحی و اخلاقی عیناً این دو بخش وجود دارد مثلاً در مورد همین «اعتیاد» همانطور که باید با اعتیادهای خطرناک مبارزه کرد و از تمام مسائل ممکن برای نجات معتادین استفاده نمود، باید از تشکیل عادات بد به شدت جلوگیری نمود و این امر مستلزم «رژیمهای مخصوص اخلاقی» و مراقبت های فراوان است.

چگونه از تشکیل عادتهای بد جلوگیری کنیم؟

جوانی نوشته بود من به سینما و دیدن فیلمهای عشقی و گمراه کننده عادت کرده ام و اکنون که زیان فیلمها را به چشم خود دیده ام و هم از مربیان اجتماعی و اخلاقی شنیده ام و می خواهم آن را ترک کنم هر چه می کوشم نمی توانم!

عده ای از جوانان بر اثر بی اطلاعی و «محرومیت های جنسی» گرفتار عادات مذموم و خطرناکی می شوند که دائماً روح و جان آنها را آزار می دهد، و پس از توجه به عواقب وخیم آن هر چه سعی می کنند این عادات را ترک کنند کمتر موفق می شوند.

اینگونه امور به ما می آموزد که به موضوع جلوگیری از تشکیل عادات زشت اهمیت فراوان بدهیم.

بعقیده ما اگر جوانان به یک نکته اساسی توجه، نه فقط «توجه» بلکه «ایمان راسخ» داشته باشند کمتر گرفتار اینگونه عادات می گردند و آن اینکه: «جلوگیری از «تشکیل» یک عادت غلط بمراتب از «ترک» آن آسانتر است»!

یک عادت غلط کانون خطر بزرگی برای سعادت انسان است و مانند یک غده بزرگ چرکین که در درون وجود او پیدا شود سلامت او را تهدید می کند، آری این «غده چرکین روانی» که نامش «عادت مذموم» است سلامت جان ما را تهدید می کند.

هر قدر اطلاعات طبی ما کم باشد باز می دانیم جلوگیری از تشکیل یک چنین غدۀ چرکین بوسیله دارو یا رژیم غذائی، از برداشتن آن بوسیله عمل جراحی به درجات آسانتر و کم خطرتر است.

جوانانی که به آسانی خود را بدست اعتیادهای غلط می سپارند، نمی دانند چه زنجیر گران و دردآوری بدست و پای خود می بندند که خلاصی از آن به این آسانی میسر نیست.

آنها بر اثر نادانی «عادت» را یک موضوع ساده می پندارند بهمان سادگی که پیراهنی را می پوشند و از تن درمی آورند، ولی چقدر در اشتباهند؟!

این نکته نیز لازم است جداً مورد توجه قرار گیرد که تشکیل یک عادت مذموم و غلط احتیاج به مقدمات زیادی ندارد. تنها چند مرتبه تکرار یک عمل کافی است آنرا بصورت یک عادت ریشه دار درآورد.

و از اینجا پی به اهمیت این حکم بزرگ اسلامی می بریم که می گوید: «تکرار گناهان کوچک برابر با گناهان بزرگ است»!

بنابراین جوانانی که به سعادت خود علاقه مندند باید کاملاً به هوش باشند و خود را با دست خویش در دام عادات غلط نیاندازند، و هرگاه کار خطائی از آنها سر زد کاملاً مراقب باشند از تکرار آن جلوگیری کنند، زیرا تکرار همیشه مقدمۀ تشکیل عادت است.

پس از تشکیل عادت چگونه با آن مبارزه کنیم؟

اما اگر کاری که نمی باید بشود، شد، و اعتیاد غلطی چه در موضوع مواد مخدر، یا دخانیات، یا خدای نکرده انحرافات جنسی و امثال آن پیدا شد، نباید تصور کرد که دیگر کار، از کار گذشته، و باید تسلیم شد، همانطور که اگر بر اثر غفلت و عدم مراعات اصول بهداشتی غده ای چرکین در بدن ما پیدا شد ما هرگز نمی توانیم دست روی دست گذاشته و به انتظار مرگ بنشینیم.

درست است کار به مرحله مشکل تری رسیده، اما کدام مشکل است که با همت و کوشش و تصمیم و پشتکار حل نشود؟

پس بدون فوت وقت باید مبارزه را بر ضد آن شروع کرد.

اما توجه داشته باشید که نخستین و مهمترین «شرط» این مبارزه «تصمیم و اراده» است. آری تصمیم و اراده!

من به شما جوانان عزیز توصیه می کنم برای ترک اعتیادهای غلط فوراً تصمیم نگیرند، چون تصمیمهای فوری و عجولانه مانند خیمه های سردستی است که در ییلاق ها می زنند، با یک تندباد مختصر تاروپودش درهم می ریزد، اینگونه تصمیم ها معمولاً پایدار نمی ماند.

همیشه برای اتخاذ تصمیم فکر کنید، مطالعه کنید، تمام جوانب را ببینید، معایب و بدبختی ها و سرانجام شوم یک عادت زشت را از نظر بگذرانید پس از دقت کافی در اطراف موضوع یک تصمیم قاطع و غیرقابل شکست بگیرید، در این صورت مسلماً موفق خواهید شد، زیرا چنین تصمیمی مانند یک سد محکم پولادین است که با نقشه و مطالعه کافی احداث گردیده است.

شما هنگامی که کتابهای نوشته شده در این موضوع را دقیقاً مطالعه کنید حتماً متوجه خواهید شد که همین دود سیگار که تاکنون آنرا موضوع ساده ای فرض می کردید چه چیز خطرناکی است، با مطالعه آمارهای منتشر شده خواهید فهمید که دخانیات دشمن هولناکی برای سلامت و سعادت بشر، مخصوصاً نسل جوان است.

این دشمن بیرحمانه به تمام مراکز قدرت وجود شما می تازد، پایگاه های دفاعی بدن شما را بمباران می کند، درهای انواع بیماری جسمی و روحی را به روی شما می گشاید، و بیش از آنچه تا کنون خیال می کرده ایدز زیانبخش و خطرناک است.

پس از توجه به این حقایق اگر معتاد نباشید تصمیم می گیرید در آینده خود را از آن دور نگاهدارید، این آسان است، ولی اگر معتاد باشید تصمیم بگیرید آنرا ترک کنید، اما می بینید ترک آن خیلی آسان و ساده نیست، وانگهی راه ترک این عادت را نمی دانید.

برای اینکه در این کار موفق شوید لازم است خود را آماده کنید و با دقت نکات زیر را بکار بندید:

۱- هرگز عمل دیگران را ملاک قرار ندهید، هرگز نگوئید اگر این کار بد بود چرا دیگران که از ما بزرگترند می کنند؟ شما شخصیت دارید، مستقل هستید، باید در فکر کردن هم استقلال داشته باشید. دیگران خیلی کارهای غلط دیگر هم انجام می دهند.

هنگامیکه شما پس از مطالعۀ این بحثهای علمی و منطقی مضر بودن، بلکه، خطرناک بودن این کار را تشخیص دادید باید تصمیم خودتان را بگیرید و خط سیر زندگی خود را مشخص کنید.

۲- فکر کنید! علاوه بر همۀ زیانهای روحی و جسمی که از دخانیات دامنگیر انسان می شود، تنها در مملکت ما سالی ۹۰۰ میلیون تومان!! تلف می گردد، دود می شود، و به هوا می رود. آیا این کار عاقلانه است؟

با این مبلغ هنگفت چه کارهای بزرگی می توان در این کشور انجام داد، بیمارستانها، مدارس، درمانگاهها، راه های شوسه، لوله کشی شهرهای متعدد را با همین پول می توان انجام داد.

فکر کنید اگر این عمل رایج نبود و امروز می خواستند ملت و دولت ما تصمیم بگیرند که از سال آینده مبلغی معادل ۹۰۰ تومان را دود کنند و به هوا بفرستند شما درباره چنین تصمیمی چگونه قضاوت می کردید؟!

فکر کنید آیا بهتر نیست این ثروت هنگفت در راه آبادی این کشور «عقب افتاده» (اگر جسارت نباشد!) بکار افتد.

۳- همانطور که قبلاً اشاره شده زود تصمیم نگیرید تمام عیوب و ضررهای آنرا بدقت از نظر بگذرانید، بعد فکر کنید در مقابل این همه ضرر (و لااقل احتمال این همه ضرر) چه چیز از این دود بی مصرف عائد شما می شود؟

هنگامی که متوجه شدید هیچ نفعی که بتواند آن همه خسارات را جبران نماید عائد شما نمی گردد آنگاه یک تصمیم جدی و غیرقابل شکست بگیرید و مردانه وارد میدان شوید.

هنگامیکه تصمیم گرفتید کوچکترین تردیدی به خود راه ندهید و مطمئن باشد در این کار موفق خواهید شد، اصلاً احتمال شکست ندهید؛ شکست برای چه؟

ولی توجه داشته باشید… . اگر مقدار اعتیاد شما زیاد است لازم نیست یک مرتبه ترک کنید می توانید آنرا تدریجاً ترک نمائید، اما نه با یک برنامه شل و ول، بلکه با یک برنامه صحیح و منظم و جدی!

۴- هنگامی که تصمیم گرفتید به هیچ قیمت فکر شکستن آنرا در سر نپرورانید؛ توجه داشته باشید که ناراحتی هائی که برای افراد پس از ترک اعتیادهای مختلف پیدا می شود مربوط به این است که فکر می کنند شاید بشود روزی این تصمیم را شکست، والا اگر مسلم بدانند این راه هرگز بازگشت ندارد هیچگونه ناراحتی برای آنها پیدا نمی شود این موضوع یک موضوع بسیار حساس است.

لذا بسیار دیده ایم کسانی که اگر یک ساعت سیگار آنها دیر شود یک عالم ناراحت می شوند در ماه مبارک رمضان که در سایه اعتقاد محکم مذهبی مصمم به روزه گرفتن می شوند ۱۵ ساعت و گاهی بیشتر لب به سیگار نمی زنند و خودشان اعتراف دارند که کوچکترین ناراحتی هم پیدا نمی کنند!

این از آثار معجزه آسای تصمیم های غیرقابل شکست است و اگر فرضاً پاره ای ناراحتی های جسمی هم برای شما پیدا شد هرگز نباید در تصمیم شما کوچکترین اثری بگذارد باید مقاومت کنید و این دوران کوتاه را با عزم راسخ پشت سر بگذارید.

برای تصمیم خود ارزش قائل باشید و بدانید قدرت تصمیم شما نشان میزان شخصیت شما است!

۵- توجه داشته باشید شما جوان هستید، و همه چیز شما حتی تصمیم و اراده شما جوان و نیرومند است، امروز بهتر می توانید این مشکل را حل کنید، اگر امروز گذشت مسلماً فردا مشکلتر خواهد بود.

دستورهای فوق را در مورد ترک سایر اعتیادهای مذموم در موضوعات مختلف اخلاقی و جنسی و مانند آن می توانید بکار ببندید و تأثیر آن بسیار رضایت بخش است.

عواقب ازدواج دیرهنگام و زودهنگام

 

ازدواج دیرهنگام,عواقب ازدواج

 

سن ازدواج، سن تمایل است و چنین برمی‌آید که در صورت نیاز اگر ترک آن موجب گناه ‌شود، ازدواج واجب می‌شود. اما در جوامع امروزی سن ازدواج از سن بلوغ جسمی فاصله گرفته است و این شروع بسیاری از مشکلات است.

قرآن کریم بلوغ را سن ازدواج می‌داند و از آن با تعبیر بلوغ نکاح یاد می‌کند. روایات ائمه و تفاسیر مختلف نیز بر همین موضوع صحه می‌گذارند؛ به طوری که شیخ طوسی سن ازدواج را سن توانایی جنسی و رغبت به تاهل می‌داند. یعنی سن ازدواج، سن تمایل است و چنین برمی‌آید که در صورت نیاز اگر ترک آن موجب گناه ‌شود، ازدواج واجب می‌شود. اما در جوامع امروزی سن ازدواج از سن بلوغ جسمی فاصله گرفته است و این شروع بسیاری از مشکلات است.

در عمل هم نزدیک شدن سن ازدواج به مرز دهه سوم زندگی، پیامدهای رفتاری و روانی تلخی برای جامعه امروزی به دنبال دارد. پژوهش‌ها در این باره از رابطه افزایش سن ازدواج و رواج تجرد با مفاسد و آسیب‌های اجتماعی حکایت می‌کنند و جامعه‌شناسان و صاحب‌نظران مکرر در این باره هشدار می‌دهند. چرا که از منظر روان‌شناسی، تجرد طولانی مدت ریشه بسیاری از آسیب‌های فردی و اجتماعی است.

تاخیرهای جبران ناپذیر

خداوند متعال می‌فرماید: «وَ مِن آیاتِه أن خَلَقَ لَکُم مِن أنفُسِکُم أزواجاً لِتَسکُنوا إلَیها وَ جَعَلَ بَینکم مَوَدَّهً وَ رَحمَه» در این آیه سه فایده؛ « لِتَسکُنوا إلَیها(آرامش)»، «مَوَدَّهً (دوستی)» و «رَحمَه (مهربانی)» برای ازدواج بیان می‌کند.

این سه عنصر به بُعد متافیزیکی (روان شناختی) انسان اشاره دارد. دین به ما می‌گوید انگیزه اصلی ازدواج، تأمین نیاز‌های روانی است و بخش دیگری از آن در تأمین نیاز‌های جنسی خلاصه می‌شود. وقتی ازدواج به تأخیر بیفتد، در درجه اول گسترش خلأ‌های عاطفی رخ می‌دهد. وقتی خلأ‌ها، بروز کند، به دنبال آن مشکلاتی چون افسردگی، ناامیدی، ‌اضطراب، تشنجات، خشونت، پرخاشگری، را در پی خواهد داشت.

دومین اثر سوء در تأخیر ازدواج، «توسعه بی‌عفتی‌ها» است. پسر یا دختری‌که ازدواج آن‌ها به تأخیر افتاده‌است قدرت کنترل غرایز جنسی را نخواهد داشت و به ورطه بی‌عفتی خواهند افتاد که در نتیجه، بی‌عفتی چنین افرادی، دامن‌گیر خانواده‌های آنان نیز خواهد شد. خانواده‌ای که زمینه دیرهنگامی ازدواج فرزند خود ‌را به بهانه‌های مختلف همچون؛ «هنوز بچه‌است، فوق لیسانسش را نگرفته و…» فراهم کند، در واقع به بی عفتی او کمک کرده‌است. یک وقت خواهند دید فرزند، فوق لیسانس خود‌ را گرفت، اما فاسد‌الاخلاق شد. یا در این رابطه کارش به مراجع قضایی کشیده‌شد.

سومین مورد از آثار سوء تأخیر ازدواج،‌تأخیر کمالات انسانی است. یکی از آثار ازدواج صحیح و به‌هنگام،‌ کمال‌یابی و کمال‌دهی انسان است. در روایت هم وارد شده‌است که انسان به واسطه ازدواج، نصف دینش کامل می‌شود. وقتی دختر و پسر، ازدواج نمی‌کنند یا دیر ازدواج می‌کنند، خلأ دینی و رشدی پیدا خواهند کرد.

«توقف ارتقاء» از دیگر آثار در تأخیر ازدواج است. یعنی جوانی‌که متدین و مۆمن است با ازدواج می‌تواند حرکت‌های جهشی در مسائل مختلف داشته‌باشد، اما با تأخیر در ازدواج، این ارتقاء یافتن، متوقف می‌شود.

«بی‌اعتنایی والدین نسبت به ازدواج» از دیگر عوامل تأخیر ازدواج است. در گذشته افراد فامیل (دایی، عمو، خاله، عمه) دست به دست همدیگر می‌دادند و زمینه ازدواج پسر یا دختری را فراهم می‌کردند. اما متأسفانه الآن کمتر چنین مواردی پیدا می‌شود

عوامل تاخیر در ازدواج

اولین عامل پیوند دادن برخی مسائل با ازدواج از عوامل مهم تأخیر ازدواج است، مثلا والدین موضوعاتی مثل؛ تحصیل، شغل، سربازی و درآمد را به ازدواج پیوند می‌دهند. در زندگی‌های گذشته، این مسائل در جایگاه خود دارای اهمیت بوده‌است و اگر جوانی مۆمن، متدین و فعال درخواست ازدواج می‌کرد، درخواست او مورد قبول قرار می‌گرفت و به تدریج شغل و درآمد او با همراهی و کمک والدین مهیّا می‌شد.

«بی‌اعتنایی والدین نسبت به ازدواج» از دیگر عوامل تأخیر ازدواج است. در گذشته افراد فامیل (دایی، عمو، خاله، عمه) دست به دست همدیگر می‌دادند و زمینه ازدواج پسر یا دختری را فراهم می‌کردند. اما متأسفانه الآن کمتر چنین مواردی پیدا می‌شود.

اگر در ازدواجی که صورت می‌گیرد هدایای ازدواج، به‌خوبی مدیریت شود، بخشی از هزینه‌های زندگی با این هدایا تأمین می‌شود. متأسفانه در برخی از موارد، مشاهده می‌شود هدایایی داده‌ می‌شود که علاوه بر حمل طاقت‌فرسا، هیچ استفاده‌ای از آن‌ها نمی‌شود و یا حتی این قبیل وسائل را قبلاً زوجین تهیه کرده‌بودند.

برگرفته از: حوزه نیوز، آکا ایران

بسیجی سعیدی

بعضی هنر را درک نمی کنند / مشکلات کار فرهنگی از زبان یک کارگردان جوان

ندای اصفهان- امیرحسین هراتیان:

امروز در پایگاه بسیج مهدیه اصفهان، پای صحبت های هنرمند جوانی می نشینیم که با وجود سختی های بسیارِ راه، بدون هیچ چشم داشتی به دنبال عملی کردن منویات امام خامنه ای است. کسی که اگر اصرار زیاد ما نبود؛ حتی حاضر نبود کمی از سوابق خود بگوید. با این همه نیرویی که او برای کار خود هزینه می کند، اما نتیجه چندانی نمی گیرد.

امیرحسین اسماعیلی متولد ۷۱٫۱٫۲۳ و اهل اصفهان است. چهره خسته اش گویای این است که روز پرکاری داشته، اما هنوز پرتوان و با اشتها سخن می گوید. چه چیزی باعث شده است که این جوان، برای تحقق اهدافش به مشکل بربخورد و نتواند آن طور که باید امر به معروف و نهی از منکرِ غیر مستقیم که همان هنر است؛ را عملی کند؟

تئاتر

ندای اصفهان: لطفا برای آشنایی بیشتر خوانندگان ما با شما خودتان را معرفی کنید و از سوابق کاریتان بفرمایید.

امیرحسین اسماعیلی: تئاتر را از بچگی دوست داشتم و دوران راهنمایی که بودم یادم هست که از صدا و سیما به مدرسه ما آمدند و برای کار در برنامه کودک یک نفر را می خواستند که باید با یک لحجه خاصی صحبت کند. تست گرفتند و مرا انتخاب کردند. برنامه ای بود که صبح ها پخش می شد به نام «بیدار شو آفتاب شد» و از آنجا کارهای من شروع شد. بعد از آن معلم پرورشی ما که کارگردانی خوانده بود خیلی به من کمک کرد و استارت کار من از آنجا جدی تر شد. نمایش عروسکی “بلا بگو” در مسابقات تئاتر دانش آموزی مدرسه فرهنگ در اصفهان اول شد و برای مرحله بعد در قزوین اجرا داشتیم. “نمایش شیشه ای” در مسابقات تئاتر دانش آموزی، نمایش “شب ها” در دبیرستان امام صادق (ع)، نمایش “مدیر” در دانشگاه امین فولادشهر، نمایش “کفاش” تئاتر دانشجویی و خیابانی، نمایش “کودک خرس جنگل”، نمایش خیابانی “دیوانه ها”، اجرای خیابانی “عمو نوروز” و … از این جمله اند.

ندای اصفهان: چه برنامه ای برای بسیج دارید و چه اهدافی را دنبال می کنید؟

– خیلی چیزها در ذهنم هست. من از تاسیس پایگاه “۹ دی” در آنجا مشغول فعالیت هستم ولی جرقه ای که در ذهنم خورد و باعث شد به فکر انجام کار هنری بیفتم؛ سخنرانی پارسال حضرت آقا بود. اگر اشتباه نکنم در بین دانشجویان در مورد بسیج و بحث جذب صحبت کردند و اینکه باید چه کارهایی انجام بدهیم. در مورد هنر صحبت کردند و به تئاتر رسیدند و گفتند بهترین وسیله ای که می توان جوانها را جذب کرد تئاتر است. گفتند که: «من چندین سال پیش یک تئاتر دیدم در مورد حضرت یعقوب (ع) بعد از اتمام نمایش به کارگردان گفتم من چندین سال است در قرآن در مورد این موضوع می خوانم. ولی این نمایش چند دقیقه ای تاثیر بیشتری بر من داشت». همین صحبت های حضرت آقا باعث شد که من به فکر بیفتم که چرا در پایگاه یا حوزه این کار را انجام ندهم؟

یک بار هم حضرت آقا در صحبت هایشان اسم مرحوم سلحشور و آوینی را به عنوان شهدای شاخص بردند و گفتند که من از جوانانی که این کار را انجام میدهند حمایت میکنم و از دولت هم می خواهم که حمایت کند.

ندای اصفهان: تا حالا حمایتی از دولت در این مورد دیدید؟ به حرف حضرت آقا عمل کردند؟

– اولین مشکلی که وجود دارد همین است. البته بدون شک اگر شخص درون خودش را درست کند، به دنبال آن مسائل بیرونی هم برایش حل می شود. مشکل ما این است که دید بچه مذهبی ها نسبت به هنر بد است! نمیدانم چرا بعضی خوشان را کاسه داغ تر از آش می دانند و بالاتر از رهبری حرکت می کنند. انسان نمی تواند در عصری که سینما و تئاتر و هالیوود و شبکه های اجتماعی وجود دارند؛ چشمش را ببندد. شما در وبسایت هایی که کارشان رده بندی فیلم هاست نگاه کنید؛ تعدادی از برترین فیلمها از نظر این سایت ها همان هایی هستند که ضد اسلام و ضد دین هستند؛ همان هایی هستند که به زبان هنر می خواهند بگویند که اسرائیل خوب است و ایران بد است. آنها با زبان سینما و تئاتر این همه کار می کنند. حالا ما باید بنشینیم و تماشا کنیم تا وقتی کار از کار گذشت؟ حالا ما در این زمینه می خواهیم کاری انجام دهیم و بعضی از دوستان مخالفند و همکاری نمی کنند. من حس میکنم که این دید دیگر باید کنار گذاشته شود که تئاتر سخیف است و بازیگری کار خوبی نیست.

ندای اصفهان: اگر بخواهیم کمی ریزتر نگاه کنیم؛ فکر می کنید چه کمکی از اطرافیان خودتان نیاز دارید؟ چه اتفاقی باید بیفتد تا هنر بیشتر رواج پیدا کند؟

– اولین کسانی باید کاری انجام دهند؛ خودِ بچه بسیجی ها هستند. بسیج یعنی یک نیروی خود برانگیخته. بسیجی ها خودشان خواستند که کاری بکنند. حالا چه در بحث هنر، ورزش، سیاست یا هر زمینه دیگری. بسیجی باید به صورت خودجوش درباره این مسائل اقدام کند. الآن بعضی از پایگاه ها را می بینیم که باید برای مسئولینش هزار بار پیام داد و زنگ زد که آقا، فلان کار فرهنگی را انجام دهید؛ که تازه هزار مدل بهانه های مختلف می تراشند. امروز بالاترین اولویت جامعه بسیج، به قول خودِ حضرت آقا همین کارهای فرهنگی است.

ندای اصفهان: کار هنری و یا به طور خاص، تئاتر چه تاثیرات مثبتی می تواند برای نوجوانان و کلیه کسانی که وارد این عرصه می شوند؛ داشته باشد؟

– طبق تحقیقاتی که انجام شده است، از بین تمام زمینه های هنری که وجود دارد؛ هنر تئاتر بیشترین تاثیر را دارد. از همه نظر و اولین اثر مثبت آن افزایش اعتماد به نفس نفرات است. کسی که در جمع، کاری را تمرین میکند و انجام می دهد؛ قطعا اعتماد به نفس بالایی به دست خواهد آورد. در کتاب آقای دشتی که نهج البلاغه را به صورت موضوعی در آورده اند؛ می خواندم که پیامبر صل الله علیه و آله در منزل بودند و خطاب به امام حسن علیه السلام فرمودند که بیا برای ما سخنرانی و صحبت کن. امام حسن (ع) (به زبان من) گفتند که من خجالت میکشم و بگذارید برای وقت دیگری. پیامبر (ص) برای اینکه امام حسن (ع) راحت باشند؛ خودشان گوشه ای قایم شدند و بعد که امام حسن (ع) صحبت کردند؛ پیامبر(ص) ایشان را تشویق کردند.

خب این برای ما الگوست. ما اگر بهترین استعدادها را هم داشته باشیم، وقتی نتوانیم آنها را بروز دهیم؛ هیچ چیز نداریم. به نظر من تئاتر اعتماد به نفس کودک و نوجوان و همچنین افراد بزرگتر را اضافه خواهد کرد. مساله بعدی تقویتخلاقیت افراد است که تئاتر در این زمینه هم تاثیرگذار است و به دنبال آن، اعضا کار تیمی را یاد می گیرند.

ندای اصفهان: یک سری آسیب هایی در تئاتر ما جود دارد و البته غیرقابل انکار هم هست. چطور می توان حاشیه امنی ایجاد کرد که جوان و نوجوان ما کار هنری را صحیح و بدون آفت یاد بگیرد؟

– چهارچوبی که برای کار ما طراحی شده است؛ شامل تمام موازین دینی و اخلاقی است و چقدر هم خوب است که کسی که می خواهد هنر را شروع کند؛ آن را از یک جایی یاد بگیرد که بدون حاشیه و بدون آسیب باشد و به طور صحیح و اصولی یاد بگیرد. ما که نمی توانیم برویم کنار و بگوییم که هنر به دست یک سری آدم های خراب افتاده است و حالا ما دیگر نباید وارد این عرصه شویم. اتفاقا برعکس، وقتی می بینیم که عرصه به این صورت است، باید بیشتر برای آن تلاش کرد و کجا بهتر از مسجد و پایگاه بسیج برای این کارها. حیفِ بچه بسیجی ها نیست که در هیچ پایگاهی در اصفهان، برای آنها این بستر فراهم نیست و کار فرهنگی از این دست انجام نمی شود؟

ندای اصفهان: ممنون از وقتی که در اختیار ما گذاشتید.

تئاتر

تئاتر

تئاتر

photo_2016-05-13_15-33-09

برچسب‌ها: , , , ,

ولی کباب من از دست روزگار شدم (شعر طنز)

ندای اصفهان- حجت الاسلام سید محمدرضا هاشمی/

شبی چو خسته ز سختی کسب و کار شدم

به حال زار سوی خانه رهسپار شدم

رسیده و نرسیده کنار سفره شام

به مثل آدم در حال احتضار شدم

به خواب رفتم و در خواب هم ز بخت سیاه

روان به جانب بازار بهر کار شدم

چو پا به عرصه بازار شهر بنهادم

به کار عرضه پوند و ین و دلار شدم

حساب جاری من گشت مملو از ارقام

خرید کردم و مشغول احتکار شدم

در آن دریا پرآشوب هرچه پیش آمد

به سود من شد و دارای اعتبار شدم

نجات یافتم از شر این موتورگازی

به مرکبان چنین و چنان سوار شدم

نماز و روزه و خمس و زکات یاد هم رفت

پی معاصی پنهان و آشکار شدم

رسید کار به جایی که با طناب دلار

صعود کردم و ز اصحاب اقتدار شدم

سفر به خارج و داخل روال کارم گشت

رفیق و یار صمیمی شهردار شدم

چو درصدی ز درآمد نصیب او می گشت

دو روزه مالک املاک بی شمار شدم

به هر دیار که طرحی جدید شد آغاز

به لطف یار روان سوی آن دیار شدم

ولی ستاره بختم افول کرد آن شب

چو دوست گفت که از کار برکنار شدم

مرا شبانه گرفتند و با غل و زنجیر

به حبس برده و هم بند شهردار شدم

برفت مرکب و ملک و دلار و هرچه که بود

میان سلسله در فکر انتحار شدم

طناب دار چو انداختم به گردن خویش

ز خواب جستم و فارغ ز گیر و دار شدم

بقا گرسنه ببیند بخواب نان و کباب

ولی کباب من از دست روزگار شدم

زنگ خطر افزایش قیمت مسکن به صدا درآمد

7_0-420x354

به گزارش ندای اصفهان، به نقل از مشرق، مطابق گزارش مرکز آمار، در سال ۱۳۹۳ تعداد ۱۳۵ هزار پروانه ساختمانی در کل کشور صادر شد که از لحاظ تعداد، کمترین رقم در ۲ دهه اخیر یعنی از سال ۱۳۷۱ تاکنون محسوب می‌شود که در آن سال ۱۲۴ هزار پروانه ساختمانی صادر شده بود.

اطلاعات پروانه‌های ساختمانی صادرشده توسط شهرداری‌های کشور نشان می‌دهد از دهه ۱۳۷۰ بدین سو تعداد صدور پروانه ساختمانی در کل کشور با وجود نوسانات در برخی سال‌ها در مجموع با رشد ملایمی همراه بوده است.

زنگ خطر افزایش قیمت مسکن به صدا درآمد

دوره ۸ ساله ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۲ دوران اوج رونق مسکن‌سازی در کشور بوده است به طوری که به طور میانگین سالانه برای ۲۲۱ هزار واحد مسکونی پروانه ساخت صادر شده است.

رکورد بالاترین رقم صدور پروانه‌های ساختمانی نیز به سال ۱۳۸۶ بازمی‌گردد که در آن سال ۲۶۸ هزار پروانه ساخت مسکن صادر شد.

با این حال، در سال گذشته وضعیت ساخت مسکن در کشور به شدت افت پیدا کرده که نتیجه طبیعی رکود شدید در اقتصاد کشور و بخش مسکن است.

صدور فقط ۱۳۵ هزار پروانه ساختمانی در سال گذشته بیانگر کاهش ۳۹ درصدی این شاخص نسبت به سال ۱۳۹۲ است که بالاترین رشد منفی پس از انقلاب در حوزه ساخت‌وساز محسوب می‌شود. حتی در دهه اول انقلاب اسلامی و دوران دفاع مقدس نیز وضعیت صدور پروانه‌های ساختمانی کشور با چنین افتی مواجه نشده بود.

زنگ خطر افزایش قیمت مسکن به صدا درآمد

با توجه به نیاز انباشته چندمیلیونی برای مسکن و اضافه شدن تقاضای جدید در هر سال در بازار مسکن کشور، بدون تردید در صورتی که دولت برای بازگشت رونق به حوزه تولید مسکن، تدبیر نکند در سال‌های آینده با کمبود مسکن و تبعات آن، از جمله افزایش قیمت روبرو خواهیم شد.

متاسفانه مسئولان دولت، ۲ سال اخیر را با هجمه به طرح مسکن مهر بدون رفع ایرادات آن گذراندند و تنها اقدام قابل ذکر در این مدت، افزایش چند مرحله‌ای وام خرید مسکن بود که تاثیری خاصی هم در بازار مسکن نداشت و با عدم استقبال مردم روبرو شد.

رژیم صهیونیستی تا ۲۵ سال دیگر در منطقه وجود نخواهد داشت/ بعضی اصرار دارند شیطان بزرگ را به شکل فرشته‌ی نجات وانمود کنند

13940618_1730703-420x354

به گزارش ندای اصفهان، به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (چهارشنبه) در دیدار پرشور هزاران نفر از قشرهای مختلف مردم، با هشدار درباره‌ی تلاش‌های فریب‌کارانه‌ی آمریکا برای نفوذ از برخی روزنه‌ها، «اقتصاد قوی و مقاوم»، «توسعه‌ی روزافزون علم» و «حفظ و تقویت روحیه‌ی انقلابی‌گری به‌خصوص در جوانان» را سه عامل مقابله‌ی مقتدرانه با دشمنی‌های پایان‌ناپذیر شیطان بزرگ اعلام کردند و با بیان برخی نکات درباره‌ی انتخابات اسفند ۹۴، افزودند: نتیجه‌ی هر انتخابات نیز مانند تک‌تک آرای مردم، حق‌الناس است و با همه‌ی وجود، از این حق ملت، دفاع خواهد شد.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به ایام پربرکت ماه ذی‌القعده و لزوم بهره‌مندی از این فرصت‌های گرانبها، ماه شهریور را نیز حاوی خاطراتی پرمعنا خواندند و خاطرنشان کردند: در همه‌ی حوادث این ماه از جمله کشتار مردم بی‌گناه به دست رژیم پهلوی در ۱۷ شهریور ۵۷، شهادت رئیس‌جمهور و نخست‌وزیر کشور در ۸ شهریور ۶۰، ترور شهید آیت‌الله قدوسی و شهید آیت‌الله مدنی در همین ماه و حمله‌ی صدام به ایران در ۲۹ شهریور ۵۹، ردپای مستقیم یا غیرمستقیم آمریکا مشاهده می‌شود.
ایشان با ابراز نگرانی از فراموش‌شدن تدریجی این خاطرات تأمل برانگیز به ویژه در ذهن جوانان کشور، از کم کاری دستگاههای مسئول در این زمینه انتقاد کردند و افزودند: اینگونه حوادث عبرت آموز نباید در حافظه تاریخی ملت کمرنگ شود، چرا که اگر نسل جوان از شناخت و ریشه یابی اینگونه خاطرات تاریخی و ملّی، بازماند در شناخت راهِ حال و آینده کشور دچار خطا خواهد شد.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با بازخوانی برخی نشانه ها از حاکمیت مطلق آمریکایی ها در دوران رژیم پهلوی خاطرنشان کردند: همه ارکان حکومت طاغوت از جمله هیأت دولت و شخص شاه تابع آمریکا بودند و مقامات آمریکایی از طریق دست نشاندگان خود همچون فرعون بر ملت مظلوم ایران حکومت می کردند، اما امام بزرگوار همچون موسای زمان، به پشتوانه ملت، آن بساط را از این سرزمین کهن، برچید.
رهبر انقلاب، پایان یافتن منافع نامشروع آمریکایی ها در ایران را علت اصلی کینه ورزی و دشمنی پایان ناپذیر آنها با جمهوری اسلامی و ملت ایران برشمردند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، اقدام تاریخی امام خمینی در دادن لقب «شیطان بزرگ» به آمریکا را، حرکتی بسیار پرمغز برشمردند و افزودند: رئیس همه شیطانهای عالم، ابلیس است، اما ابلیس کارش فقط اغوا و فریب است در حالیکه آمریکا هم اغوا می کند، هم کشتار هم تحریم و هم فریب و ریاکاری.
رهبر انقلاب با انتقاد شدید از کسانی که سعی می کنند چهره بدتر از ابلیسِ آمریکا را فرشته نجات جلوه دهند گفتند: دین و انقلابی گری به کنار، وفاداری به مصالح کشور و عقل چه می‌شود؟ کدام عقل و وجدان اجازه می دهد ما جنایتکاری مانند آمریکا را بزک کنیم و دوست و مورد اعتماد جلوه دهیم؟
ایشان با هشدار درباره سیاستها و روشهای نفوذ آمریکا افزودند: شیطانی را که ملت از در بیرون کردند در صدد است از پنجره برگردد و ما نباید اجازه این کار را بدهیم.
رهبر انقلاب دشمنی آمریکایی ها را با ملّت ایران، پایان ناپذیر خواندند و به عنوان نمونه خاطرنشان کردند: در همین روزهای بعد از برجام و توافقی که هنوز سرنوشتش در ایران و آمریکا درست معلوم نیست، آمریکایی ها در کنگره مشغول توطئه و طراحی مصوبه ای برای مشکل تراشی علیه ایران هستند.
ایشان تنها راه پایان یافتن توطئه‌های آمریکایی ها را، اقتدار ملی ایرانیان خواندند و افزودند: باید به گونه ای قوی شویم که شیطان بزرگ از نتیجه بخشی دشمنی‌های خود مأیوس شود.
رهبر انقلاب در تبیین راههای دستیابی به اقتدار ملی بر سه نکته تأکید کردند: «اقتصاد قوی و مقاوم»، «علم پیشرفته و روزافزون» و «حفظ و تقویت روحیه انقلابی گری به خصوص در جوانان».
ایشان درباره نکته اول افزودند: اقتصاد قوی و مقاوم، از طریق اجرای عینی و بدون تأخیر سیاستهای ابلاغ شده اقتصاد مقاومتی امکان پذیر می‌شود که البته دولت کارهایی هم در دست اجرا دارد.
رهبر انقلاب توسعه علمی و حفظ شتاب پیشرفت علمی را نیز مهم دانستند و افزودند: تقویت روحیه انقلابی و ایستادگی در مردم، از بهترین راههای تقویت درونی است و مسئولان باید جوانان انقلابی را گرامی بدارند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به تلاش دشمن برای لاابالی و بی تفاوت کردن جوانان افزودند: آنها می خواهند روحیه حماسی و انقلابی را در جوانان بُکُشند و در داخل نیز عده ای مدام جوانان حزب اللهی را با تعابیری نظیر افراطی می کوبند که این کار بسیار غلط است.
رهبر انقلاب پس از تبیین راههای دست یابی به اقتدار روزافزون و مأیوس کردن دشمنان افزودند: آمریکایی‌ها، اکنون با نوعی تقسیم وظایف، با ایران، دوگانه رفتار می کنند برخی لبخند می زنند و برخی در حال تهیه مصوبه علیه ایران هستند.
ایشان تلاش آمریکایی ها برای مذاکره با ایران را بهانه ای برای نفوذ و تحمیل خواسته‌های کاخ سفید خواندند و تأکید کردند: ما فقط در قضیه هسته ای آنهم به دلایل مشخص و اعلام شده اجازه مذاکره دادیم که بحمدالله مذاکره کنندگان نیز در این عرصه خوب ظاهر شدند اما در زمینه‌های دیگر با آمریکا مذاکره ای نمی کنیم.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: البته ما با همه کشورها به جز شیطان بزرگ در سطوح مختلف «دولتی، اقوام و ادیان»، اهل مذاکره و تفاهم هستیم.
ایشان همچنین با اشاره به جعلی بودن دولت صهیونیستی افزودند: برخی صهیونیستها گفته اند با توجه به نتایج مذاکرات هسته ای، ۲۵ سال از دغدغه ایران آسوده شده ایم اما ما به آنها می گوییم شما ۲۵ سال آینده را، اصولاً نخواهید دید و به فضل الهی، چیزی به نام رژیم صهیونیستی در منطقه وجود نخواهد داشت.
رهبر انقلاب تأکید کردند: در همین مدت نیز روحیه اسلامی مبارز، حِماسی و جهادی، صهیونیستها را راحت نخواهد گذاشت.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در بخش پایانی سخنانشان به بیان نکاتی مهم درباره انتخابات اسفند ۹۴ پرداختند.
ایشان با انتقاد از کسانی که از یک سال و نیم قبل درصدد انتخاباتی کردن فضای کشور برآمده اند گفتند: این موضوع به مصلحت کشور نیست، زیرا وقتی فضای رقابت و تعارضات انتخاباتی اصل می‌شود، مسائل اصلی به حاشیه می رود و این به نفع مردم و کشور نیست اما اکنون زمان طرح برخی نکات انتخاباتی فرا رسیده است.
رهبر انقلاب، مسئله انتخابات را بسیار مهم و مظهر حضور و اعتماد مردم و نماد مردم سالاری دینی و واقعی در ایران خواندند.
ایشان افزودند: به دلیل همین اهمیت بی بدیل، برگزاری انتخابات در ایران در ۳۷ سال گذشته، به هیچ علتی و در هر شرایط سخت و دشوار، حتی یک روز به تأخیر نیفتاده است البته برخی سیاست بازان در مقاطعی در این زمینه تلاش کردند اما جلوی آنها گرفته شد.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به تبلیغات بی وقفه آمریکا و عواملش ضد انتخابات در ایران خاطرنشان کردند:  آنها در همه دوران رژیم طاغوت حتی یک بار به انتخابات فرمایشی و نمایشی، اعتراض نکردند و اکنون هم به رژیم‌های دیکتاتور و وراثتی منطقه، هیچ اعتراضی نمی کنند اما ایران را با وجود دهها انتخابات کاملاً مردمی و واقعی، مدام در معرض تبلیغات منفی قرار می دهند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر سالم بودن همه انتخابات ۳۷ سال گذشته افزودند: انتخابات در ایران، با معیارهای متعارف بین المللی نیز از سالم ترین و بهترین انتخابات است اما متأسفانه عده ای در داخل در اقدامی غلط در سلامت انتخابات خدشه می کنند و حتی از قبل از انتخابات از تقلب و دغدغه ناسالم بودن انتخابات حرف می زنند.
رهبر انقلاب حضور پرشور ملت در همه انتخابات ۳ دهه اخیر را نشانه اعتماد به نظام دانستند و افزودند: چرا عده ای با طرح دغدغه‌های دروغین و مباداگویی‌های بی مبنا، این اعتماد را خدشه دار می کنند؟
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: بدیهی است که در موضوع سلامت انتخابات مراقبتهای شدیدی به عمل می آید و به کسی اجازه چنین کارهایی داده نمی شود پس تکرار این حرفها با چه هدفی صورت می گیرد؟
ایشان در بحث مراقبت از سلامت انتخابات، به نقش قانونی و مؤثر شورای نگهبان اشاره کردند و افزودند: از بزرگترین برکات شورای نگهبان این است که مراقب هر گونه خطا و اشتباه است که البته دستگاههای دیگر هم در این زمینه، فعال هستند.
رهبر انقلاب در تبیین سلامت انتخابات پس از انقلاب خاطرنشان کردند: البته در برخی انتخابات گزارشهایی در مورد اشکال در انتخابات وجود داشت که دستور بررسی دقیق داده و معلوم شد آنگونه نبوده است، ضمن اینکه گاه در گوشه و کنار، مشکلاتی و تخلفاتی نیز وجود داشته اما هیچکدام در نتیجه انتخابات مؤثر نبوده است.
رهبر انقلاب، رأی مردم را به معنای واقعی کلمه «حق الناس» خواندند و تأکید کردند: مراقبت از رأی هر ایرانی، «واجب شرعی و اسلامی» است و هیچ کس حق ندارد در این امانت خیانت کند ضمن اینکه «نتیجه آرای» مردم نیز مظهر کامل حق الناس است و همه باید در مراقبت و دفاع از آن تلاش کنند.
رهبر انقلاب ایستادگی در مقابل اصرار عده ای برای باطل اعلام شدن نتیجه انتخابات ۸۸ را نمونه ای از صیانت از نتایج آرای ملت و دفاع از حق الناس برشمردند و افزودند: ۴۰ میلیون نفر با حضور پرشور، به میدان آمدند، نتیجه انتخابات نیز هرچه بود ما بطور کامل از آن دفاع می کردیم، همچنانکه در همه انتخابات دیگر نیز پشت نتایج آرای ملت هرچه باشد می ایستم و اجازه خدشه در آن را نمی دهم.
رهبر انقلاب با اشاره به حرفهای بی منطقی که در باب انتخابات درباره وزارت کشور و شورای نگهبان زده می‌شود تأکید کردند: شورای نگهبان چشم بینای نظام در انتخابات است و در همه دنیا، چنین نهادی با اسم ها و عناوین متفاوت وجود دارد.
ایشان افزودند: نظارت شورای نگهبان در انتخابات، استصوابی و مؤثر است و این نظارت بخشی از همان حق الناس است و باید آن را رعایت و حفظ کرد.
رهبر انقلاب با تأکید بر ضرورت احراز صلاحیتها در انتخابات افزودند: شورای نگهبان مراقبت می کند که اگر به علت برخی کوتاهی‌ها، افراد بی صلاحیت، به عنوان نامزد وارد عرصه انتخابات شدند، جلویش را بگیرد و این حق قانونی، منطقی و عقلی شورا است.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای حضور پرشور مردم در انتخابات را ضامن حفظ کشور خواندند و افزودند: جمهوری اسلامی به شرط وحدت و انسجام ملت و پرهیز از دو دستگی، بدون تردید شامل نصرت الهی شده و بر همه دشمنان پیروز خواهد شد.

موتور فرهنگ را پیاده کردیم؛ به این فنرِ یدکِ کپی رایت خیلی فشار نیاورید! (طنز)

4450648401510255102a-420x287

صحبت ها و اوامر رهبر انقلاب که مدت ها در مورد فرهنگ ایراد فرموده اند، ما را به فکر فرو برد و واداشت تا موتور این فرهنگ که همه به طور لاینقطع از آن دم می‌زنند را پیاده کنیم و یک نگاه خریدارانه به سرتاپای آن بیندازیم و ببینیم چه ایرادی داشته که داد بزرگان را هم در آورده است.

خلاصه درحال باز کردن پیچ و مهره ها بودیم که ناگهان در همان ابتدای کار یک فنر از بخش مجازی موتور در رفت و از بیخ گوشمان رد شد و بعد از اینکه حسابی به در و دیوار خورد، افتاد جلوی پایمان، آن را برداشتیم و دیدیم که یک علامت © خیلی مشکوکی روی آن حک شده است که کمی هم به چشممان آشنا می آید. خوب که براندازش کردیم فهمیدیم که ای بابا این همان نشانک قانون کپی رایت خودمان است. این شد که شستمان خبردار شد که بعله مشکل از همین جاست. ظاهراً این فنر باعث شده بود که قطعۀ تبادلِ گرمایِ موتور به خوبی عمل نکند و گرمای لازمه تأمین نشود و فضایِ مجازیِ موتورِ فرهنگِ این مملکت، سرد و منجمد شود.

علامت کپی رایت

القصه، بنده به نمایندگی دوستان فرهنگی، فنر را برداشتم و رفتم سراغ اساتید فنرساز که البته جدیداً هم ساکن میدان بهارستان شده‌اند و محل برگزاری مجلس هایشان آنجاست. اساتید نگاهی به آن فنر فلک زده انداختند و اظهار نظرها شروع شد. یکی گفت باید تعمیر شود، یک گفت پوسیده است، یکی گفت تاب برداشته است و… خلاصه بازار افاضات داغ بود که در این بین یک نفر که حرفش حسابی تر به نظر می‌آمد گفت: به خاطر اینکه تسمۀ زحمتِ موتورِ فرهنگ خیلی کِش آمده است و زحمتِ موتورِ فرهنگ را زیادی کشیده اند، این فنر هم داغ شده است و دیگر کار نمی کند.

فنر

پرسیدم که خب حالا چاره چیست؟ دستی به چانه کشید و گفت این کار، کارِ احمدخان سرلک کاشانی است و بس. بروید طبقه بالا درب اول سمت راست. دوباره فنر را برداشتم و رفتم سراغ ایشان. همان لحظه اول که داخل دفتر شدم یک نگاهی به سرتاپای من انداختند و گفتند که ظاهراً برای امور مجازی تشریف آورده اید. عرض کردم که فنر کپی رایتِ بخشِ مجازیِ موتورِ فرهنگ، بیرون زده است، به دنبال راه چاره ایم، گفتند بیایم خدمت شما. فنر را گرفتند و نگاهی به آن انداختند و گفتند که بعله «مخاطب و ساقی به هم ساخته‌اند و بنیادش را برانداخته‌اند» باشد رسیدگی می‌کنیم. فنر را بگذارید و بروید ۴۰۰ روز دیگر تشریف بیاورید، ان شاا… که درست شده است. بنده (بعد از یک ملاقات پنج هزار ولتی با جناب ادیسون) با تعجب گفتم ۴۰۰ روز! مگر می‌خواهید یک موتور جدید طراحی کنید؟! گفتند بچه بازی که نیست، قرار است کار فرهنگی بکنیم. دیدم که نخیر ایشان راضی بشو نیستند که نیستند.

قفل

فنر را برداشتم و پرسان پرسان خودم را به خیابان فلسطین شمالی رساندم، خدمت استاد محمدرضا خان مخبرزاده دزفولی و ناله زدم که آقا به دادم برسید، این فنر کپی رایت ما مشکل دارد و برای صاحبان آثار فرهنگی دردسرهای مالی فراوانی درست می‌کند و موتور فرهنگ درست نمی‌چرخد. گفتند که اجازه بدهید تا ببریم داخل شورا مطرح کنیم تا ببینیم نظر دوستان چیست. بعد از بررسی های لازم، از اتاق شورا بیرون آمدند و گفتند که نظر شورا این است که این فنر دیگر به کار نمی‌آید و در فضای مجازی امروز، جا نمی‌رود. باید آن را عوض کرد، چرا که جنسش خارجی است و با فرهنگ ما که ایرانی است جور در نمی‌آید. باید بنشینیم یک فنر ایرانی و سازگار با موتور فرهنگی خودمان طراحی و تهیه کنیم که به فضای مجازیمان بخورد. به هرحال تقریبا ۴۰۰ روزی طول می‌کشد.

دیدم که ظاهراً چاره دیگری نیست، قبول کردم و برگشتم. الآن هم که این یادداشت را خدمت شما خواننده عزیز می‌نویسم، تعمیر موتور فرهنگ نیمه کاره رها شده است و نمی‌دانید که در فضای مجازی چه اوضاعی داریم. به هر حال جناب مخبر دزفولی پیغامی دادند که به شما خوانندگان و رانندگان فرهنگی برسانم. فرمودند که لطفاً تا آن موقعی که کار ساخت فنر جدید تمام می‌شود، دست به دامانتان هستیم که به این فنرِ یدکِ کپی رایت خیلی فشار نیاورید که ممکن است دوباره بیرون بزند و خدای ناکرده به صاحب اثری آسیبی برساند.

پ.ن:

در حین نگارش به یاد دوبیتی آن شاعر گمنام (چکاد) افتادم که می‌گفت:

شخصی با کلی امید آرزو و اهداف سپید   طرحی ساخت و روانه‌ی حوزه کپی رایت گردید

گرچه در چکاچک مشکلات درنرفت و فرار ننمود   اما حقوق مادی و معنویش در فضای مجاز، ترکید

‌                                                                                                             اجرتان با خدا…

Scroll To Top