Tuesday , 25 September 2018 | سه شنبه , ۳ مهر ۱۳۹۷
آخرین خبرها
شما اینجا هستید: خانه » خبر و مقالات » جوان و ازدواج

بایگانی دسته بندی ها : جوان و ازدواج

اشتراک به خبردهی

عواقب ازدواج دیرهنگام و زودهنگام

 

ازدواج دیرهنگام,عواقب ازدواج

 

سن ازدواج، سن تمایل است و چنین برمی‌آید که در صورت نیاز اگر ترک آن موجب گناه ‌شود، ازدواج واجب می‌شود. اما در جوامع امروزی سن ازدواج از سن بلوغ جسمی فاصله گرفته است و این شروع بسیاری از مشکلات است.

قرآن کریم بلوغ را سن ازدواج می‌داند و از آن با تعبیر بلوغ نکاح یاد می‌کند. روایات ائمه و تفاسیر مختلف نیز بر همین موضوع صحه می‌گذارند؛ به طوری که شیخ طوسی سن ازدواج را سن توانایی جنسی و رغبت به تاهل می‌داند. یعنی سن ازدواج، سن تمایل است و چنین برمی‌آید که در صورت نیاز اگر ترک آن موجب گناه ‌شود، ازدواج واجب می‌شود. اما در جوامع امروزی سن ازدواج از سن بلوغ جسمی فاصله گرفته است و این شروع بسیاری از مشکلات است.

در عمل هم نزدیک شدن سن ازدواج به مرز دهه سوم زندگی، پیامدهای رفتاری و روانی تلخی برای جامعه امروزی به دنبال دارد. پژوهش‌ها در این باره از رابطه افزایش سن ازدواج و رواج تجرد با مفاسد و آسیب‌های اجتماعی حکایت می‌کنند و جامعه‌شناسان و صاحب‌نظران مکرر در این باره هشدار می‌دهند. چرا که از منظر روان‌شناسی، تجرد طولانی مدت ریشه بسیاری از آسیب‌های فردی و اجتماعی است.

تاخیرهای جبران ناپذیر

خداوند متعال می‌فرماید: «وَ مِن آیاتِه أن خَلَقَ لَکُم مِن أنفُسِکُم أزواجاً لِتَسکُنوا إلَیها وَ جَعَلَ بَینکم مَوَدَّهً وَ رَحمَه» در این آیه سه فایده؛ « لِتَسکُنوا إلَیها(آرامش)»، «مَوَدَّهً (دوستی)» و «رَحمَه (مهربانی)» برای ازدواج بیان می‌کند.

این سه عنصر به بُعد متافیزیکی (روان شناختی) انسان اشاره دارد. دین به ما می‌گوید انگیزه اصلی ازدواج، تأمین نیاز‌های روانی است و بخش دیگری از آن در تأمین نیاز‌های جنسی خلاصه می‌شود. وقتی ازدواج به تأخیر بیفتد، در درجه اول گسترش خلأ‌های عاطفی رخ می‌دهد. وقتی خلأ‌ها، بروز کند، به دنبال آن مشکلاتی چون افسردگی، ناامیدی، ‌اضطراب، تشنجات، خشونت، پرخاشگری، را در پی خواهد داشت.

دومین اثر سوء در تأخیر ازدواج، «توسعه بی‌عفتی‌ها» است. پسر یا دختری‌که ازدواج آن‌ها به تأخیر افتاده‌است قدرت کنترل غرایز جنسی را نخواهد داشت و به ورطه بی‌عفتی خواهند افتاد که در نتیجه، بی‌عفتی چنین افرادی، دامن‌گیر خانواده‌های آنان نیز خواهد شد. خانواده‌ای که زمینه دیرهنگامی ازدواج فرزند خود ‌را به بهانه‌های مختلف همچون؛ «هنوز بچه‌است، فوق لیسانسش را نگرفته و…» فراهم کند، در واقع به بی عفتی او کمک کرده‌است. یک وقت خواهند دید فرزند، فوق لیسانس خود‌ را گرفت، اما فاسد‌الاخلاق شد. یا در این رابطه کارش به مراجع قضایی کشیده‌شد.

سومین مورد از آثار سوء تأخیر ازدواج،‌تأخیر کمالات انسانی است. یکی از آثار ازدواج صحیح و به‌هنگام،‌ کمال‌یابی و کمال‌دهی انسان است. در روایت هم وارد شده‌است که انسان به واسطه ازدواج، نصف دینش کامل می‌شود. وقتی دختر و پسر، ازدواج نمی‌کنند یا دیر ازدواج می‌کنند، خلأ دینی و رشدی پیدا خواهند کرد.

«توقف ارتقاء» از دیگر آثار در تأخیر ازدواج است. یعنی جوانی‌که متدین و مۆمن است با ازدواج می‌تواند حرکت‌های جهشی در مسائل مختلف داشته‌باشد، اما با تأخیر در ازدواج، این ارتقاء یافتن، متوقف می‌شود.

«بی‌اعتنایی والدین نسبت به ازدواج» از دیگر عوامل تأخیر ازدواج است. در گذشته افراد فامیل (دایی، عمو، خاله، عمه) دست به دست همدیگر می‌دادند و زمینه ازدواج پسر یا دختری را فراهم می‌کردند. اما متأسفانه الآن کمتر چنین مواردی پیدا می‌شود

عوامل تاخیر در ازدواج

اولین عامل پیوند دادن برخی مسائل با ازدواج از عوامل مهم تأخیر ازدواج است، مثلا والدین موضوعاتی مثل؛ تحصیل، شغل، سربازی و درآمد را به ازدواج پیوند می‌دهند. در زندگی‌های گذشته، این مسائل در جایگاه خود دارای اهمیت بوده‌است و اگر جوانی مۆمن، متدین و فعال درخواست ازدواج می‌کرد، درخواست او مورد قبول قرار می‌گرفت و به تدریج شغل و درآمد او با همراهی و کمک والدین مهیّا می‌شد.

«بی‌اعتنایی والدین نسبت به ازدواج» از دیگر عوامل تأخیر ازدواج است. در گذشته افراد فامیل (دایی، عمو، خاله، عمه) دست به دست همدیگر می‌دادند و زمینه ازدواج پسر یا دختری را فراهم می‌کردند. اما متأسفانه الآن کمتر چنین مواردی پیدا می‌شود.

اگر در ازدواجی که صورت می‌گیرد هدایای ازدواج، به‌خوبی مدیریت شود، بخشی از هزینه‌های زندگی با این هدایا تأمین می‌شود. متأسفانه در برخی از موارد، مشاهده می‌شود هدایایی داده‌ می‌شود که علاوه بر حمل طاقت‌فرسا، هیچ استفاده‌ای از آن‌ها نمی‌شود و یا حتی این قبیل وسائل را قبلاً زوجین تهیه کرده‌بودند.

برگرفته از: حوزه نیوز، آکا ایران

بسیجی سعیدی

عشق چیست و آیا لازمه ی ازدواج است؟

عشق چیست و آیا لازمه ی ازدواج است؟

یبلیبل

محور اصلی تعریف عشق بایستی ذهنی یا پدیده شناختی باشد نه عینی یا رفتاری. عشق اساساً عبارت است از اشتیاق و محبت توأم با لذت، شادی، رضایت، احساس غرور و حتی وجد و شعف از برخوردار بودن از این احساس، در صورتی که همه چیز به خوبی پیش برود. در این حالت گرایش و تمایلی به نزدیک تر شدن به شخص مورد علاقه وجود دارد، به داشتن ارتباط صمیمانه تر با او، به لمس کردن و در آغوش گرفتن محبوب و مشتاق او بودن. در یک رابطه ی عشقی سالم، گرایش بسیار کمی برای سلطه گری و تأثیرگذاری وجود دارد. این رابطه طوری است که حتی احتمال پنهان ساختن معایب جسمی ناشی از میانسالی و کهنسالی و نظایر آن را کم می کند و تمایل به حفظ فاصله، اسرارآمیز بودن، فریبندگی، احتیاط و اختفا و نهانکاری بسیار کمتر می شود.
عشق شکل عالیِ مرتبط بودن به دیگران و به خویش است و به معنای مسئولیت، توجه، احترام، معرفت، تمایل به رشد و پیشرفت شخص دیگر می باشد و بیان صمیمیت بین دو انسان و حفظ همبستگی بین آن هاست.
عشق در درجه ی اول شبیه نوعی پیمان شراکت است تا یک سرخوشی و نشاط خودانگیخته، رفاه نوع بشر یا وظیفه ی تولید مثل یا پیشرفت آینده ی بشر، که افراد را به یکدیگر جذب می کند.
اگر تصور بر این باشد که عشق به تنهایی می تواند مسائل ما را حل کند و باعث راحتی و خشنودی بی حد ما شود یا باعث شود که با خویشتن، با تنهایی خود، با دردها و مرارت ها مواجه نشویم و دلبستگی بیش از اندازه به جنبه های بهشتی عشق داشته باشیم، ممکن است به نتایج ناامیدکننده ای منتهی شود.
عشق فقط عبارت زیبایی است و این فکر که تنها با تکیه بر جنبه ی عاشقانه ی یک رابطه و با بالا رفتن از نردبان عشق می توان همه ی مسائل و مشکلات را پشت سر گذاشت، فکری واهی است.
عشق اراده است. نیت و عمل باید هر دو با هم باشند. عشق ورزیدن انتخاب ماست. اراده متضمن انتخاب است. ما مجبور به عشق ورزیدن نیستیم. ممکن است بر این گُمان باشیم که عشق می ورزیم در حالی که در واقع عشق نمی ورزیم؛ زیرا انتخاب ما عشق نورزیدن بوده است. بنابراین به رغم نیات خوبمان عشق نمی ورزیم. از سوی دیگر هرگاه واقعاً در جهت رشد معنوی تلاش کنیم، علتش انتخاب ما بوده است. بیماران روان رنجور بدون استثناء ذهنشان در مورد ماهیت عشق مخدوش است. علتش این است که در مواجه شدن با راز عشق، سوءتفاهم ها سر برمی کشند، سوءتفاهم هایی که تنها باعث رنج بیماران می شوند.
« عاشق شدن»، حداقل تجلی عشق است و ممکن است سوءبرداشتی از عشق باشد؛ زیرا از لحاظ ذهنی عاشق شدن عمیقاً به عنوان تجربه ی عشق است اما فرد عاشق بدون شک، به آنچه فکر می کند تجربه ای شهوانی و جنسی است. در این رابطه ما تنها زمانی عاشق می شویم که آگاهانه از نظر جنسی برانگیخته شده باشیم، به همین خاطر این احساسی گذراست و جاذبه ی آن سریع سپری می شود و شکوفه ی عشق پژمرده می گردد.

عاشق شدن:

– ارتباط چندانی با پرورش هدفمند و تکامل معنوی فرد ندارد.
– گسترش محدودیت ها یا مرزهای شخصی نیست، فروپاشی گذرا و جزئی آن هاست.
– احساس به مقصد رسیدن و قلّه را فتح کردن است. فرد عاشق از جایی که ایستاده احساس رضایت می کند و همه چیز ( مخصوصاً معشوق) را متکامل می بیند.

عشق انواع مختلف دارد: عشق الهی، عشق شهوانی، عشق کامل، عشق ناکامل، عشق رمانتیک و… در نتیجه در همه ی انواع عشق فقط مسائل جنسی یا شهوانی مدنظر نیست.
دکتر کارل فینگر یکی از روان شناسان مشهور آمریکایی اعتقاد دارد که « عشق درمان کننده است، هم کسی را که مورد عشق واقع می شود شفا می دهد و هم کسی را که عشق را ارزانی می کند.»

عشق رمانتیک و آرمان گرایانه چه تأثیری در انتخاب همسر دارد؟

عشق مبهم ترین هیجان بشری است که به رغم تلاش دانشمندان، شاعران و ترانه سُرایان برای توصیف این حالت مُعماگونه، تاکنون تعریف مشخصی از آن ارائه نشده است. اما اعتقاد به عشق رمانتیک هنوز تداوم دارد و همه ی ما به نوبه ی خود در جست و جوی همسری هستیم که به بهترین وجه، آرمان های ما را در زندگی متجلی کند.
عشق های رمانتیک به تمدن های اولیه ی روم و یونان بازمی گردد و ویژگی های آن عبارتند از:
حالت هیجانی دیوانه وار، برانگیختگی فیزیولوژیک، سرگشتگی و گمگشتگی، شیفتگی شدید و میل مفرط.
عشق رمانتیک در همان نگاه اول شکل می گیرد؛ عشاق در این روند عیوب و ضعف های یکدیگر را نادیده می گیرند و تنها عشق را حلّال همه ی مشکلات می دانند.
گاهی مترادف با هوس و اتحاد جنسی است.
عشق های رمانتیک معمولاً ناگهانی و بسیار مهیج شروع می شوند و ممکن است به ازدواج هم منجر شوند؛ اما زوج بر کُل فرایند ازدواج کنترل محدودی دارند. معمولاً طول عمر عشق های رمانتیک کوتاه است.

چگونه می توان عشق هیجانی و رمانتیک را از عشق واقعی تشخیص داد؟

همه ی انسان ها می خواهند که عاشق باشند و مهم ترین هدف عشق، تشکیل یک زندگی زناشویی سعادتمند است. افراد انتظار دارند که ازدواج، نیازهای آن ها را برآورده کند و آن ها را به رشد فردی و جمعی برساند؛ و اگر عشق نتواند یک زوج را به این نقطه برساند کم کم فراموش می شود. به همین دلیل است که وقتی جوانان با کسی معاشرت می کنند و با او در همه ی اوقات خوش هستند، فکر می کنند که ازدواج هم چیزی شبیه به همین رابطه است؛ اما وقتی زندگی تشکیل می دهند، بعد از مدتی آن احساسات گرم از بین می رود، و تعهد به طرف مقابل و احساس مسئولیت در مورد فرزندان جای عشق شان را می گیرد.
همه ی ما در خانواده هایی رشد می کنیم که به شکلی دارای عیب ها و نواقصی هستند، و به ما اطلاعاتی می دهند. در نتیجه ما درباره ی خود و ارتباط های مان نگرشی پیدا کرده و به نوعی درباره ی آن ها قضاوت می کنیم؛ که این نگرش و نوعِ قضاوت کردن ها، می تواند مانع از ایجاد پیوندهایی شود که باعث رشد و تکامل ما می شوند. احساساتی که در مورد خود و دیگران پیدا می کنیم تا پایان عمر همراه ما هستند. تنها زمانی می توانیم به گونه ای مؤثر به این داوری ها و نگرش های خود سمت و سوی درست بدهیم که نسبت به آن ها آگاهی پیدا کرده باشیم. برای آنکه از قدرت لازم روانی در جهت ارتقای روابط خود با همسرمان، به عنوان فردی با شخصیتی متفاوت، برخوردار شویم، باید از روان شناسی عشق و روان شناسی علت های رفتاری آگاه باشیم. عشقِ ناپخته، زودهنگام و نارس در اثر نوعی بلوغ، احساسات جنسی، احساس نیاز به جنس مخالف و کنجکاوی های نوجوانی ایجاد می شود. بدین معنا که نوجوان فردی را مورد نظر قرار می دهد و شبانه روز به عنوان عاشق به او فکر می کند. او این احساس خود را عشق می داند و همیشه احساس می کند که طرف مقابل نیز از تمام حالات او آگاهی دارد. در صورتی که معشوق او در یک بی خبری کامل به سر می برد. معمولاً این عشق های رمانتیک دوامی نخواهند داشت و بعد از زمان کوتاهی، یا به دلیل دل بستن به دیگری یا به دلایل دیگر از بین می رود و ضربه های روانی شدیدی به خانواده ها و دختران و پسران جوان وارد می آورد. در حقیقت زیربنای این گونه عشق ها عبارت است از: جاذبه های جنسی، صورت ظاهری، مسائل مالی و… در صورتی که زیربنای عشق واقعی عبارت است از: شناخت کافی از یکدیگر، انتظارات واقع بینانه از یکدیگر، حل و فصل مسائل شخصیتی و رفتاری، داشتن تصویر روشن ذهنی از همسر آینده و بررسی انتظاراتی که در آینده از یکدیگر خواهند داشت.
عاشق یعنی انتخاب و مهر ورزیدن به کسی که حداقل شباهت ها را به شما داشته باشد و تا حد امکان از تفاوت های مسئله ساز دور باشد و دارای ویژگی های مهم شخصیتی، برای جبران اختلاف ها باشد. عشق نیروی سرشاری به زندگی ما می دهد و انقلابی در روابطِ ما با دیگران ایجاد می کند. عشق می تواند اعجاز کند؛ می تواند کارهای دشوار را به فرصت های مناسب تبدیل کند؛ می تواند انگیزه دهنده ی رفتارهای شجاعانه باشد؛ عشق مهم ترین احساس بشر است.

آیا دوست داشتن دلیل می خواهد؟

در اشخاص سالم یعنی کسانی که هیچ گونه تعارض و مشکل شخصیتی و روانی نداشته باشند، دوست داشتن غریزی است.
دوست داشتن، عشق و صمیمیت از فرمول خاصی تبعیت نمی کنند و علاقه ای است که در « ته دل» افراد نسبت به دیگری ایجاد می شود و بنیان زندگی براساس آن گذاشته می شود. به همین دلیل این امر همیشه قابل بحث نیست؛ مثلاً شما از فرزند خود سؤال می کنید که چه چیز این مرد را دوست داری؟ قیافه، تحصیلات یا ثروت او را؟
شما در آن فرد هیچ نکته ی قابل توجهی نیافته اید ولی اثری فوق العاده در دل دختر جوان شما دارد که با معیارهای رایج اجتماعی قابل قبول نیست. شاید به همین دلیل است که عده ای معتقدند علاقه و دوست داشتن تابع فرمول خاصی نیست، ولی درست یا غلط بودن آن را می توان با بررسی های دقیق تر و کامل تر مشخص کرد و نشان داد که آیا این علاقه احساسی زودگذر است یا منطقی و پایدار؟
مقوله ی دوست داشتن می تواند تابع این اصل هم باشد « که با دیگران چنان رفتار کن که دوست داری با تو رفتار کنند» و شاید افعال نیکِ طرف مقابل اثر خوبی بر ذهن و زندگی فرد گذاشته است.
منبع مقاله :
نویسنده: دکتر ماهیار آذر(۱۳۸۵)، ازدواج: حل مشکلات زناشویی، تهران: نشر قطره، چاپ سوم.

به کوشش بسیجی : سعیدی

ویژگی های همسر خوب

ویژگی های همسر خوب

یبلیبل

پس از کسب آمادگی لازم،(۱) یکی از حساس ترین مسائل مربوط به ازدواج، یعنی موضوع انتخاب همسر مطرح می گردد. زندگی مشترک هنگامی مایه آرامش خواهد بود که میان دو همسر همسوییِ فکری و تناسب لازم وجود داشته باشد. برخی معتقدند ازدواج همانند ترکیب دو عنصر شیمیایی است که هر قدر عوامل ترکیبی این دو عنصر بیشتر باشد، ترکیب آنها پایدارتر است.
در مرحله تحقیق برای یافتن همسر، داشتن معیارهای صحیح شرط اساسی موفقیت در زندگی مشترک است. اگر جوانان هنگام انتخاب همسر به جای توجه به ظواهر پر زرق و برق و ملاک های سطحی، بر پایه معیارهای دینی و قوانین و مقررات اسلامی رفتار نمایند، بی شک بسیاری از نابسامانی های خانوادگی به وجود نخواهد آمد.
بی گمان یافتن همسر مطلوب همیشه کار آسانی نیست و فرد بر اساس افکار و و یژگی های خود همسری را بر می گزند که با خصوصیات فردی و اجتماعی او سازگاری بیشتری داشته باشد، اما اشتباه بزرگ آن است که در دوران ما برخی جوانان چنین می پندارند که راه صحیح انتخاب همسر این است که با معاشرت و روابط گسترده پیش از ازدواج و در یک دوره آزمایشی، می توان به همسر دلخواه خود دست یافت.
در این باره بایدپرسید: آیا ملاقات در محیطی مانند سینما یا مکان های تفریحی می تواند برای شناساندن روحیات دو طرف کافی باشد؟! در حالی که هر دو درمعاشرت های مقدماتی و دوره ی آزمایشی سعی می کنند بر کاستی های خود سر پوش بگذارند و به شکلی ساختگی خود را بنمایانند.
در واقع هر فرد می تواند دارای دو نوع «خود» باشد: «خودِواقعی» و «خودِ کاذب». دراین گونه معاشرت ها و روابط دختر و پسر، آنچه هر دو طرف در صدد ارائه هستند «خود کاذب» است که هیچ گاه نمی توان بااین نوع نقاب بر چهره زدن، شخصیت واقعی یا «خود واقعی» طرف مقابل را شناخت. آیا جوانانی که در شدیدترین دوران واکنش های غریزه جنسی اند، می توانند با این گونه رفت و آمدها تشخیص دهند که هیچ نقطه ضعفی در طرف مقابل وجود ندارد. دراین موقعیت سنی که جوان به چیزی جز ارضای تمایلات جنسی نمی اندیشد، آیا این معاشرت ها مفاسد و زبان هایی در پی ندارد؟! از سویی دیگر، صحنه ها و رویدادهای گوناگون زندگی است که آشکار کننده ی شخصیت فرد است. صفاتی مانند شکیبایی، متانت، قناعت، بردباری، گذشت و فداکاری، پس از فراز وفرود روزگار هویدا می گردد، و گر نه به هنگام خوشی و آسایش چگونه می توان بدین ویژگی های پی برد؟!
البته ناگفته نماند از منظر اسلام، انتخاب همسر،حق طبیعی هر فرد است و هیچ کس حتی پدر ومادر نمی توانند این حق را از او سلب نمایند. یکی از یاران امام صادق (علیه السلام) میگوید: به حضرت گفتم: می خواهم با زنی ازدواج کنم، درحالی که پدر ومادرم زن دیگری را برای همسری من می خواهند. حضرت فرمود: «با آن زنی ازدواج کن که دوستش داری و آن زنی را که پدر و مادرت دوست دارند، رها کن.»(۲(
درانتخاب همسر سه نکته کلی را باید در نظر داشت:
یک. باید از معیارهای آرمانی و غیر واقع بینانه دست برداشت و در اندیشه همسر رؤیایی نبود. به سخنی دیگر، هر اندازه معیارهای انتخاب واقع بینانه تر باشد، پایه های زندگی زناشویی مستحکم تر خواهد بود.
دو. معیارهای کاذب مانند پولدار بودن و تحصیلات عالی نیز مطلوب نیست، بلکه باید ویژگی هایی چون اصالت خانوادگی و دین داری، پاکدامنی و نجابت را در نظر داشت. پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) می فرماید:
هر کسی با زنی فقط به خاطر زیبایی وی ازدواج کند، آنچه را دوست داشت، در او نخواهد یافت و هر کس با زنی تنها به خاطر ثروتش ازدواج نماید، خداوند او را با آن ثروت وا می گذارد[=فقط به همان ثروت مشغول می شود.] پس بر شما لازم است که همسر دین داری را انتخاب کنید.(۳(
سه. درانتخاب همسر باید به دنبال فردی مکمل بود تا صفات درونی و رفتارهای بیرونی توسط یکدیگر کامل گردد. این مکمل بودن گاه با وجود ویژگی های مشابه در هر دو نفر نیز سازگار است؛ مانند میزان باوردینی و نوع ویژگی های روحی و روانی. گاه نیز برخی تفاوت ها میان دو نفر موجب تکاملی آن ها می گردد: مانند تفاوت سنی دختر و پسر. در روایات دینی ملاک هایی برای همسر مناسب و نامناسب مطرح گردیده که به مهم ترین آنها اشاره می گردد:

یک. ویژگی های همسر مناسب

دین داری، امانت داری، زیبا رویی، اصالت خانوادگی و نجابت، خوش اخلاقی، مهربانی، شادی آفرینی، سازگاری، قناعت پیشگی، زایایی، مددکاری، نگهدری اموال، توانگری و خردمندی.

دو. ویژگی های همسر نامناسب

شرابخواری، انحراف جنسی، بی اصالتی و بدنامی، بی بند و باری، نازایی، ناسازگاری، بداخلاقی، عیب جویی، کینه توزی، فریب کاری، شکاکی، بی اعتنایی، اسراف کاری، زشت رویی و هزینه تراشی.

سه . تطابق گزینی

مهم ترین ملاک هایی را که در تطابق گزینی باید در نظر داشت عبارتند از:
۱٫ تطابق سنی؛ ۲٫ تطابق هوشی؛ ۳٫ تطابق جسمی؛ ۴٫ تطابق روانی؛ ۵٫ تطابق باوری؛ ۶٫ تطابق فرهنگی؛ ۷٫ تطابق خانوادگی؛ ۸٫ تطابق اقتصادی؛ ۹٫ تطابق تحصیلی؛ ۱۰٫ تطابق شخصیتی.
بیان تطابق های ده گانه یاد شده جهت آشنایی باملاک های موفقیت در مکمل گزینی می باشد و باید درنظر داشت که اولویت بندی این ملاک ها درنظر افراد بسیار متفاوت می باشد و هر فردی با توجه به اهداف خویش از زندگی باید این اولویت بندی را نزد خویش مشخص نماید. اما آنچه قطعی به نظر می رسد آن است که در شرایط طبیعی هر اندازه تعداد این تطابق ها بیشتر باشد می توان احتمال موفقیت ازدواج را بیشتر دانست.

پی‌نوشت‌ها:

۱٫ برای فراهم شدن شرایط ازدواج، دو نوع آمادگی نیاز است:
یک. آمادگی فردی: برای این آمادگی می توان سه نوع بلوغ درنظر گرفت:
بلوغ جنسی: از شرایط لازم برای ازدواج است. ولی شرط کافی نیست. معمولاً این بلوغ اکتسابی نیست.
بلوغ عقلی: منظور آن است که شخص توانایی اندیشیدن، و قدرت تشخیص صحیح را داشته و در برخورد بامشکلات، قدرت حل آنها را داشته باشد.
بلوغ اجتماعی: فرد درخود توانایی پذیرش مسئولیت های اجتماعی را احساس کند و بتواند با ایجاد روابط اجتماعی مناسب، از عهده وظایف خویش بر آید.
دو. آمادگی اجتماعی: فرد باید از نظر اقتصادی (مانند شغل مناسب) و سایر امکانات (مانند مسکن) تأمین باشد. دراین بخش علاوه بر فرد، خانواده و حکومت نیز وظیفه مهمی را بر عهده دارند.
۲٫ کلینی، فروع کافی، ج ۵، ص ۴۰۱، ح ۱٫
۳٫ طوسی، تهذیب الاحکام، ج۷، ص ۳۹۹، ح ۱٫

منبع مقاله: نورمحمدی، غلامرضا؛ (۱۳۹۰)، مهارت های زندگی اجتماعی، قم: نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها،دفتر نشر معارف، چاپ دوم

به کوشش بسیجی : سعیدی

چه زمانی برای ازدواج مناسب است؟

چه زمانی برای ازدواج مناسب است؟ 

یبل

مرد و زن باید از نظر عقلی و ذهنی به چنان رشدی برسند که بتوانند به راحتی از والدین خود جدا شوند. به خودکفایی دوران بزرگسالی برسند. جایگاهی رضایت بخش در بازار کار بیابند. صمیمیت عاطفی و جنسی را در یک رابطه ی مبتنی بر تعهد تجربه کنند. توانایی حفظ آن را در مواجهه با فشارهای قدرتمند بدنی، روانی و محیطی دارا باشند؛ با افراد، در سنین مختلف روابط دوستانه برقرار کنند؛ قدرت پذیرش نقش همسر و به تبع آن پدر یا مادر بودن را از ابعاد مختلف روان شناختی و زیستی دارا باشند. سن ازدواج به عوامل مختلفی ارتباط دارد که عبارتند از: بلوغ جسمی و فکری، توانایی کسب درآمد، پیشرفت تحصیلی و…
اعتقاد عمومی بر این است که بهترین زمان برای ازدواج بعد از بیست سالگی است زیرا در این سن زندگی افراد از ثبات بیشتری برخوردار خواهد بود. کسانی که در سنین ۲۴-۳۰سالگی ازدواج می کنند، با ثبات ترین ازدواج را خواهند داشت. آمادگی پذیرش مسئولیت های بیشتری را دارند، درصد طلاق در این افراد به کمترین حد خود می رسد.

سن مناسب ازدواج برای پسران ۲۷ سال و برای دختران ۲۴ سال است که این حدنصاب هر ساله رو به افزایش است.

ازدواج که رابطه ای پایدار و متعهدانه ایجاد می کند، یکی از هیجان انگیزترین و مقدس ترین پدیده های موجود در زندگی فرد است. پس چنین تعهد طولانی مستلزم آماده سازی خویش و رسیدن به سنی خاص برای تعامل روحی، روانی و جسمی است. فرد باید قبل از ازدواج تعهدی صادقانه احساس کند و برای شناخت خود و طرف مقابل صمیمانه بکوشد.
دوره ی آمادگی برای ازدواج دوره ای است که در آن زوجین باید به منظور درک اهداف و نگرش ها و نیز بررسی مسائل خانوادگی، اقتصادی و امیال و آرزوهای طرفین همدیگر را صادقانه و دقیق بررسی کنند. همچنین بحث و مذاکره در این دوره درباره ی جنبه های زندگی مشترک امری ضروری است. بنابراین، افراد باید از بلوغ فکری و سن مناسب برخوردار باشند و به مسائل مربوط به آن با جدیت نگاه کنند.
وجود بلوغ جسمی و جنسی و بلوغ عقلی و فکری از ابتدایی ترین عوامل شروع هر زندگی مشترک است. تفاوت سنی بین دختر و پسر از مسائلی است که همیشه مطرح بوده است. در حال حاضر می توان گفت میانگین سن ازدواج در سراسر جهان، برای دختران از ۲۲ تا ۲۷سالگی و برای پسران از ۲۶ سالگی به بعد می باشد. روان شناسان اختلاف سنی ۴ تا ۷ سال را پیشنهاد می کنند؛ ولی به صورت استثنا تفاوت های سنی هم گزارش شده که از معیارهای روان شناختی خارج بوده است ولی موفقیت آمیز هم بوده اند.
منبع مقاله :
نویسنده: دکتر ماهیار آذر(۱۳۸۵)، ازدواج: حل مشکلات زناشویی، تهران: نشر قطره، چاپ سوم.

ترغیب به ازدواج

تشویق و ترغیب به ازدواج

سزب

اسلام در صورت توانایی فرد بر ازدواج، مجرد زیستن او را فضیلت نمی داند و حتی آن را نکوهش می کند. برای مثال، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) می فرماید:
هر کس توانایی ازدواج کردن داشته باشد وازدواج نکند از ما اهل بیت (علیه السلام ) نیست.(۱(
در روایتی دیگر آمده است: زنی که مجرد بودن خود را فضیلت می دانست، بر امام صادق(علیه السلام) وارد شدو گفت: خداوند تو را سلامت بدارد. من زنی «متبتله» هستم. حضرت فرمود: «تبتل» نزد تو چیست؟ زن گفت: یعنی هیچ گاه ازدواج نخواهم کرد. حضرت فرمود: چرا ؟! زن گفت: با این کار به دنبال کسب فضیلت هستم. حضرت فرمود: از این کار صرف نظر کن؛ زیرا اگر در این کار فضیلتی بود، بی شک حضرت فاطمه (علیه السلام) برای کسب این فضیلت از تو سزاوارتر بود. چنین نیست که فردی در فضیلت بر حضرت فاطمه (علیه السلام)پیشی گرفته باشد.(۲(
تشویق به امر ازدواج در بسیاری از روایات ما دیده می شود. برای نمونه، پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:
هیچ بنایی در اسلام نزد خداوند متعال محبوب تر از ازدواج نیست.(۳(
دو رکعت نماز که فردهمسردار به جا آورد، بهتر از این است که مرد مجرد و بی همسر همه ی شب ها به نماز بایستد و تمام روزها را روزه بدارد.(۴(
هر کس به این منظور ازدواج کند که از انجام حرامی بر کنار ماند، بر خدا لازم است که او را یاری کند.(۵(
ازدواج کن تا هر چه بیشتر بر پاکدامنی خود بیفزایی.(۶(
اسلام برای گسترش فرهنگ ازدواج درمیان پیروان خود راهکارهای مهمی تحت عنوان «فراهم سازی زمینه های ازدواج» مطرح نموده که به مهم ترین آنها اشاره می گردد.

یک. آسان گیری در ازدواج

بر خلاف سنت های حاکم بر جامعه فعلیـ که دشواری های فراوانی را درامر ازدواج جوانان ایجاد نموده است ـ بسیاری از آموزه های دینی بر آسان گیری در امر ازدواج تأکید دارند.پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) می فرماید: «بهترین ازدواج ها آن است که آسان تر انجام می گیرد.»(۷(
یکی از یاران امام باقر (علیه السلام) درنامه ای به آن حضرت نوشت: جوانان مناسب و شایسته ای برای دختران خود پیدا نمی کنم؛ تکلیفم چیست؟ حضرت در پاسخ وی نوشت:
در انتظار پیدا شدن جوانانی مباش که از هر جهت مورد پسند و دلخواه تو باشند؛ زیرا پیامبر گرامی (صلی الله علیه و آله) فرمود: اگر جوانانی برای ازدواج از دختران شما خواستگاری نمودند که از جهات اخلاقی و دینی مورد پسند باشند، دختران خود را به ازدواج آنها در آورید و اگر این کار را انجام ندهید، بر روی زمین فتنه و انحراف و فساد ایجاد خواهد شد.(۸(
اسلام برای تشکیل خانواده با تمامی عواملی که ممکن است افراد را از انجام آن باز دارد، به شدت مبارزه نموده است. از این رو، همگان نیز موظف اند برای جوانان موانع تشکیل خانواده را بردارند و راه های تحقق آن را آسان سازند. از سویی، تمامی دستگاه های حکومتی باید در جهت رفع موانع فعلی ازدواج بسیج شوند و خانواده ها نیز باید تلاش کنند خود را اسیر تشریفات و تجملات کاذب ننمایند.(۹(
اسلام به برگزاری ساده مقدمات ازدواج و مراسم آن و کم بودن میزان مهریه سفار نموده است؛ چنان که پیامبر (صلی الله علیه و آله) می فرماید: «برترین زنان امت من، زیباروترین و کم مهریه ترین آنان هستند.»(۱۰(
امام صادق(علیه السلام) نیز فرمودند: «نامبارکی زن نیز درمهریه سنگین وی است.»(۱۱(

دو . شتاب ورزی در ازدواج(۱۲(

امروزه مشکلات متعددی سبب گردیده که سن ازدواج افزایش یابد. یکی از این عوامل، سپری شدن سالیانی دراز از عمر ما در نهادهای آموزشی است که موجب شده علاوه بر بالا رفتن سن ازدواج، انتظارات و دقت افراد درانتخاب همسر نیز فزونی بیابد. اگر سنت های نادرست حاکم بر جامعه کنونی ما همچون دریافت مهریه سنگین و تهیه ی جهیزیه ی لوکس و سایر مشکلات اقتصادی مانند تهیه مسکن و عدم اشتغال نیز به آن اضافه گردد، تمامی این عوامل بی شک تشکیل خانواده را به تأخیر می افکند. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در سفارشی به امیر مؤمنان (علیه السلام) فرمود:
ای علی! سه چیز را نباید به تأخیر اندازی: نماز را از وقتش، جنازه و مرده را از دفنش [ و نیز ازدواج] دختری که به سن ازدواج برسد و همسر مناسب برای وی پیدا شود.(۱۳(
بنابراین دین اسلام به منظور پیشگیری از هر نوع انحراف و لغزش جنسی جوانان، به شتاب ورزی در ازدواج سفارش نموده است.(۱۴) از این رو، برای این منظور باید موانع گوناگون اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی مرتفع گردد.

سه. تلاش برای فراهم سازی مقدمات ازدواج

دین اسلام وظیفه فراهم سازی و تدارک مقدمات ازدواج را بر دوش خود فرد، خانواده و حکومت گذارده است. بدین بیان، ابتدا خود جوان باید بکوشد تا زمینه های ازدواج خویش را فراهم سازد. در روایات آمده است که اگر مؤمنان دراین زمینه تلاش جدی داشته باشند، خداوند آنان را یاری خواهد نمود. برای نمونه، پیامبر(صلی الله علیه و آله) می فرماید:
سه گروه اند که بر خدا لازم است آنان را کمک نماید. یکی از آن سه، کسی است که می خواهد ازدواج کند تا پاکدامن و عفیف بماند.(۱۵(
یکی از عوامل بازدارنده ازدواج، عامل اقتصادی و ترس از فقر است که سبب می شود بسیاری از جوانان بدان تن ندهند. در آموزه های دینی به افراد نوید داده شده که خداوند از فضل خویش جبران کننده محرومیت های مادی خواهد بود:
مردان و زنان مجرد خود و شایستگان از بندگان و کنیزان را همسر دهید. اگر فقیر و بینوا باشند، خداوند از فضل و کرم خویش ایشان را بی نیاز و توانگر می سازد که خدا گشایش دهنده و داناست.(۱۶(
خانواده و به ویژه پدر نیز می باید مقدمات ازدواج فرزندشان را فراهم سازند. بی شک بهترین کمک به جوانان، تدارک زمینه ازدواج از سوی خانواده هاست. اسلام پدر را در ازدواج فرزند جوانش مسئول دانسته و وی را به انجام این وظیفه تشویق فراوان نموده است تا زمینه آرامش و حفظ اخلاق و ایمان او را فراهم ساخته باشد. پیامبر (صلی الله علیه و آله) می فرماید:
هر کس فرزندش به سن و مرحله ازدواج برسد وتوانایی انتخاب همسر [و فراهم سازی ازدواج] را برای او داشته باشد و ازدواج او را ترتیب ندهد و فرزند بدین جهت مرتکب گناه و انحرافی شود، گناه آن بر عهده پدر خواهد بود.(۱۷(
در رساله های مراجع تقلید نیز آمده است:
در صورتی که فرزند نیاز شدید به ازدواج داشته باشد ـ به طوری که با ترک آن به حرام می افتدـ بر پدر واجب است نسبت به آن اقدام نماید.(۱۸(
در آخر نیز اسلام فراهم سازی مقدمات ازدواج را بر عهده حکومت نهاده است. با توجه به وضعیت کنونی جامعه ی ما، توجه ویژه حکومت به امر ازدواج بسیار ضروری است. امام صادق (علیه السلام) فرمود:
مردی را نزد امیر مؤمنان (علیه السلام) آوردند که دچار انحراف جنسی [=استمنا] بود، حضرت بر دستش زد تا قرمز شد. آنگاه با هزینه بیت المال برای وی همسری برگزید.(۱۹(

پی‌نوشت‌ها:

۱ـ دارمی، سن الدرامی، ح ۲۰۷٫
۲ـ کلینی، فروع کافی، ج ۵، ص ۵۰۹، ح ۳٫
۳ـ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج ۳، ص ۳۸۳، ح ۴۳۴۶٫
۴ـ همان، ص ۳۸۴، ح ۴۳۵۰٫
۵ـ ابوالقاسم پاینده، نهج الفصاحه، ح ۱۳۹۶٫
۶ـ سیوطی، جامع الاحادیث، ح ۱۰۳۲۳٫
۷ـ ابوالقاسم پاینده، نهج الفصاحه، ح ۱۵۰۷٫
۸ـ کلینی، فروع کافی، ج ۵، ص ۳۴۷، ح ۲٫
۹ـ در مورد موانع پیش روی دختر و پسر درامر ازدواج بنگرید به: احمد صافی، خانواده متعال و نامتعادل، ص ۳۶ و ۳۷٫
۱۰ـ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج ۳، ص ۳۸۵، ح ۴۳۵۹٫
۱۱ـ کلینی، فروع کافی، ج ۵، ص ۵۶۷، ح ۵۱٫ ۱۲ـ سه نوع زمان می توان برای ازدواج در نظر گرفت: زود هنگام، به هنگام و دیر هنگام. از آنجا که موضوع ازدواج بیشتر کیفی محسوب می شود تا کمی، نمی توان برای تمام افراد، سن خاصی را به عنوان قاعده ای کلی برای ازدواج در نظر گرفت تا ملاک زمانی برای تقسیم بندی سه گانه باشد. این تقسیم بندی بر اساس زمان آمادگی افراد برای ازدواج سنجیده می شود؛ یعنی باید در صورت فراهم بودن امکانات ازدواج بر پایه واقعیات (نه سطح توقعات) اقدام به ازدواج نمود. این موضوع شتاب ورزی درامر ازدواج نامیده می شود، نه آنکه ازدواج زود هنگام پیش از آمادگی مد نظر باشد.
۱۳ـ کلینی، فروع کافی، ج ۵، ص ۵۰۹، ج ۳٫
۱۴ـ بر اساس تحقیق جان لاب، جرم شناس انگلیسی، کسانی که در مراحل جوانی تشکیل خانواده می دهند، کمتر به امور مجرمانه و خلاف قانون روی می آورند (بنگرید به: حسین محبوبی، «تغییرات ا جتماعی ازدواج»، کتاب زنان، ش ۲۶(
۱۵ـ نسانیی، سنن نسایی، ح ۳۱۶۶٫
۱۶ـ نور(۲۴): ۳۲٫
۱۷ـ کلینی، فروع کافی، ج ۷، ص ۲۶۵، ح ۲۵٫
۱۸ـ رساله توضیح المسائل جامع، مسئله ۲۲۶۵٫
۱۹ـ کلینی، فروع کافی، ج ۷، ص ۲۶۵، ح ۲۵٫

منبع مقاله: نورمحمدی، غلامرضا؛ (۱۳۹۰)، مهارت های زندگی اجتماعی، قم: نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها،دفتر نشر معارف، چاپ دوم

به کوشش سیجی : سعیدی

تأمین نیاز جنسی

اسلام می خواهد ارضای نیازهای جنسی در قالب ازدواج صورت پذیرد و پس از ازدواج نیز زن و شوهر چشم و سایر اعضای خود را از آلوده شدن حفظ نمایند؛ چرا که بی شک تشکیل خانواده شیینوعی تعهد و تقید در روابط زناشویی به شمار می رود. هر فرد پس از ازدواج ملزم می گردد روابط خاصی را برای فعالیت ها و رفتارهای جنسی خود برگزیند و تنها یک نفر را محرم جنسی خود بداند و به وی وفادار باشد؛ چنان که سعدی می سراید:

کسی بر گرفت از جهان کام دل … که یک دل بود با وی آرام دل(۱)

به امام باقر(علیه السلام) گفته شد: چرا مؤمن ازدواج می کند؟ حضرت فرمود:
برای اینکه شرمگاه خویش را از شرمگاه هایی که بر او حلال نیست. حفظ نماید و شهوت وی به هر سویی میل نکند. هر گاه مؤمن به حلال دست یابد، به همان بسنده می کند و از غیر آن بی نیاز می گردد(۲(
پیامبر (صلی الله علیه و آله) نیز فرمود:
ای مردم! نگاه [شهوت آلود] از ابزارها شیطان است. هر کس از نگاه کردن ، حالتی [شهوت آلود درخود] یافت، با همسر خویش آمیزش نماید.(۳)
در سایر ادیان و آیین ها نیز ازدواج تنها راه تأمین نیاز جنسی شمرده شده است که به آنها می پردازیم.

۱٫ دین مسیح:

اعتقاد سنی مسیحیان آن است که فعالیت جنسی تنها در چار چوب ازدواج می تواند نقش وحدت بخشی خود را به درستی ایفا نماید. مسیحیت ازدواج را ارزشمند می داند؛ چنان که انجیل، ازدواج را برای حضرت آدم راه حل مناسبی شمرده است:
سپس پروردگار فرمود: آدم نباید تنها بماند. من همراه مناسبی برای او خواهم آفرید.(۴)
البته ناگفته نماند این دیدگاه مسیحیت، غیر از توجیه کشیشان برای مجرد زیستن حضرت عیسی و دعوت به پرهیز از ازدواج است.

۲٫ دین یهود:(۵)

در نزد یهودیان ازدواج عقدی است میان دو نفر که بر اساس آن برکت خدا را طلب می کنند. مرد یهودی باید همسرش را چون خود دوست داشته باشد و بیش از خود او را محرتم بدارد. نگرش کلی یهودیان آن است که سهل انگاری در روابط جنسی قبل از ازدواج، صفات عالی و روابط انسانی را نابود می سازد و روابط جنسی را به ابتذال می کشاند.

۳٫ آیین هندو:(۶)

از منظر این آیین، ازدواج با اینکه ارتباطی صمیمی میان دو فرد است، برای جامعه و حتی کل آفرینش سودمند است. آنان ازدواج را سامسکارا(۷) یعنی پیوند ناگسستی می دانند که مورد تأیید خداست. از این رو، همسران باید ازهر نظر خود را با آن تطبیق دهند و به وحدت زن و شوهر کمک نمایند.

پی‌نوشت‌ها:

۱٫ سعدی، بوستان، باب ۷٫
۲٫ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج ۳، ص ۵۶۰، ح ۴۹۲۷٫
۳٫ همان، ج ۴، ص ۱۹، ح ۴۹۷۸٫
۴٫ انجمن کتاب مقدس، انجیل، سِفر آفرینش، ۲/۱۸٫
۵٫ بنگرید به: جمعی از نویسندگان، اخلاق در شش دین جهان، ترجمه محمد حسین وقار، فصل دین یهود.
۶٫ همان، فصل آیین هندو.
۷٫ Samskara.

منبع مقاله: نورمحمدی، غلامرضا؛ (۱۳۹۰)، مهارت های زندگی اجتماعی، قم: نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها،دفتر نشر معارف، چاپ دوم

با تشکر از بسیجی سعیدی

پس از ازدواج هم به فرزندانمان کمک کنیم!

چرا پدرم با این که من را وادار به ازدواج کرد، بعد از ازدواج هیچ کمکی به من نمی کند؟شسیشس

باید بدانیم که ما در مقام پدر، می توانیم فرزندان خویش را تشویق و ترغیب به ازدواج کنیم، اما هرگز نباید آنان را وادار به ازدواج کنیم، به ویژه اگر سن آنان برای این امر مناسب نیست، به بلوغ فکری نرسیده اند و یا توان اداره ی خانواده را به لحاظ مدیریتی و اقتصادی ندارند.
در چنین وضعیت نامناسبی، حتی اگر پدر، فرزند جوانش را وادار به ازدواج کند، وقتی جوان شرایط ازدواج را در خود نمی بیند، نباید به این امر تن دهد.
به هر حال، در صورتی که چنین ازدواجی صورت بگیرد، پدر مکلف نیست که به فرزند جوان خود کمک کند، زیرا او در سن استقلال است، باید خودکفا باشد و زندگی اش را اداره کند.
در حقیقت کمک عمده ی والدین، در مراحل اولیه ی ازدواج و انتخاب همسر خوب و مناسب برای پسرشان است و بعد وظیفه ی دیگری ندارند. اما با این حال، خوب است که اگر می توانند، تسهیلاتی برای تسریع و تقویت ازدواج فرزندشان فراهم کنند و با اقدام به این کار خیر و خداپسندانه، به این دستور قرآن عمل کنید که می فرماید: «و انکحوا الایامی» یعنی به امر ازدواج جوانان تان اقدام نمایید.
هم چنین اگر پدری واقعاً از تمکن مالی برخوردار است و می تواند به جوان خود که به تازگی زندگی جدیدی تشکیل داده است، کمک و مساعدت کند، خوب است که این کار را انجام دهد. در این گونه موارد، برخی از افراد حتی به غریبه ها کمک و اتفاق می کنند، چه برسد که این فرد، فرزند خود ما باشد که در این صورت، والدین باید بیشتر احساس دین کنند.
منبع مقاله :
نویسندگان: دکتر محسن ایمانی- فاطمه وجدانی (۱۳۸۸)، چالش های من و پدرم،(پاسخ به سؤالات نوجوانان)، تهران: نشر قطره، چاپ اول (۱۳۸۹)

با تشکر از بسیجی سعیدی

ازدواج با کسی که والدین تمایل ندارند

اگر فرزندمان تصمیم گرفت با فرد غیرموجهی ازدواج کند چه باید بکنیم؟

در سؤال دو قسمت مهم وجود دارد که باید به آن پرداخت:

۱- فرزندان: آیا فرزندی که در دامن شما پرورش یافته می تواند به این شدت اشتباه کند، یعنی به نوعی خانواده را با این شخص ناموجه، عوض کند؟
۲- فرد غیرموجه: غیرموجه بودن به چه مفهومی است؟ آیا این شخص مورد قبول عموم مردم می باشد؟ آیا این فرد در مقابل تمام معیارهای مثبت اجتماعی غیرموجه است؟ یا فقط از نظر خانواده و نسل گذشته توجیه خاصی ندارد؟ اگر این فرد توجیه خاص اجتماعی، اقتصادی و شخصیتی ندارد، پس فرزندمان اشتباه می کند، و در صورتی که این توجیهات مورد پسند عام باشد، ما اشتباه می کنیم. و بالاخره در صورتی که فرزند به رغم موجه نبودن این شخص تصمیم قطعی خود را گرفته باشد، لازم است بدون حمایت و پشتیبانی خانواده تصمیم قطعی خود را عملی کند و پیش برود. چون همیشه می توان درصد ضعیفی را هم در نظر گرفت که او درست بگوید و ما اشتباه کنیم.

در صورت مخالفت خانواده، چه باید کرد؟

مخالفت خانواده با ازدواج فرزندان معمولاً از عدم تفاهم دو نسل با یکدیگر نشأت می گیرد. خانواده ها معمولاً ضروری می بینند که به نکاتی مانند تناسب فرهنگی خانواده ها، نکات مثبت عروس یا داماد آینده، میزان تحصیلات، دین و مذهب و جاذبه های مادی او دقت کنند، و به دلیل این که تجربه ی بیشتری از جوانان دارند، این نکات را برای تشکیل یک زندگی موفق لازم می دانند. مخالفتِ آن ها هیچ گاه برای اذیت و آزار فرزندانشان نیست. مخالفت کردن خانواده بر اساس دلایل منطقی و دوراندیشی آنان است. در هر صورت عقاید و افکار والدین در بسیاری جهات با فرزندان شان هماهنگ نیست. در اکثر این اختلافات والدین معتقدند که مثلاً پسر جوانشان در یک مهمانی یا یک گردش خیابانی با این دختر آشنا و از مسیر سنتی انتخاب خانواده دور شده است، آن ها فکر می کنند که احتمالاً چنین انتخابی پایدار نیست؛ چرا که از روی احساس و عاطفه انجام گرفته است و چون آن ها در این انتخاب هیچ دخالتی نداشته اند، از روی تجربه حس می کنند که این فرد نمی تواند انتخاب مناسبی باشد.
در هر ازدواج روابط خانوادگی زن و شوهر با افراد خانواده شان نیازی طبیعی است و این در صورتی برآورده می شود که در بهترین حالت هر دو خانواده با ازدواج فرزندان خود موافق باشند. در غیر این صورت دختر و پسر جوان باید در رفتارشان سیاست ویژه ای برای جلب نظر مساعد خانواده ها داشته باشند. عروس جوان از نظر عاطفی، باید نظر مادرشوهر آینده را جلب کند و در مدت آشنایی به نوعی قابلیت های خود را به او بقبولاند. این نوع انتخاب اصطلاحاً شورشی از سوی جوانان علیه خانواده، و طبیعتاً بحران زاست؛ که در این شرایط بهترین راه حل این است که فرزندان و خانواده ها اختلافاتشان را به شکلی واقع بینانه و طبیعی برطرف کنند.
معمولاً وقتی خانواده ها با ازدواج فرزندشان با شخص خاصی مخالفند. و نمی توانند نظر فرزندشان را تغییر بدهند، خود را کاملاً از زندگی او کنار می کشند و حمایت های فکری، عاطفی و مالی خود را قطع می کنند؛ یعنی به قول معروف فرد را به حال خود رها می کنند که هر کاری خواست بکند و عواقب کارش را هم خودش تحمل کند. در چنین مواقعی فرزندان احساس می کنند که یک بخش مهم و قوی زندگی شان را از دست داده اند و دیگر راه برگشتی ندارند؛ در نتیجه احساس امنیت در آن ها متزلزل می شود و احساس تنهایی می کنند. عموماً این گونه زوج ها زندگی سختی دارند و باید با مشکلات متعددی دست و پنجه نرم کنند؛ ولی گاهی پس از گذشت چند سال، کم کم خانواده ها به این زوج نزدیک می شوند و اختلافات و مشکلاتشان از بین می رود.
نکته ی اساسی و قابل ذکر در پایان مبحث این است که: باید به والدین هشدار داد اگر بنا به نظر شما مثلاً پسرتان این دختر را ترک کند و خود را در جهت انتخاب همسر، کاملاً در اختیار شما بگذارد، آیا تضمین می کنید انتخاب شما برای چهل سال آینده ی فرزندتان انتخاب درست و مناسبی خواهد بود؟ بدین معنی که پدر و مادر به رغم تجربه ی طولانی و منطقی ای که دارند، آیا می توانند در این گونه انتخاب ها آینده ی پیچیده و بسته ی ازدواج فرزندشان را تضمین کنند؟ و اگر فرزندان به روش آنان پیش روند تا چه میزان خطر طلاق را می توان کاهش داد؟ پس همیشه به خانواده باید به صورت مشاوران دلسوزی نگاه کرد که تجربیات، امکانات فکری و مالی خود را رایگان در اختیار جوانان قرار می دهند و مانند سایر مشاورین می توان نظرات آن ها را شنید و تصمیم گرفت که آیا به دستورالعمل آنان رفتار کنیم یا خیر؟
منبع مقاله :
نویسنده: دکتر ماهیار آذر(۱۳۸۵)، ازدواج: حل مشکلات زناشویی، تهران: نشر قطره، چاپ سوم.

باتشکر از بسیجی سعیدی

با چه مردان و زنانی ازدواج نکنیم؟

با چه مردان و زنانی ازدواج نکنیم؟

 شش
با مردان هوس باز، بیکار، لاف زن، دائم الخمر، خسیس، وابسته به مادر یا خانواده، دمدمی مزاج و بی اراده، حقه باز، گوشه گیر، بی خاصیت، بدبین و شکاک، سلطه جو و صاحب مشاغل حساس و پراهمیت نباید ازدواج کرد.
با زنانی که فقط متکی به زیبایی خود یا متکی به مال و منال پدر خود هستند و زنان مُدپرست، لوس و از خودراضی، ‌وابسته به خانواده و جاه طلب نباید ازدواج کرد.
برخورداری از صداقت، استقلال مالی و عاطفی، خوش قول بودن، هدفمند بودن، مسئولیت پذیری، اخلاق مناسب و ایمان کافی، داشتن توانایی و خلاقیت در کارهای مفید از جمله خصلت هایی است که باید در همسر آینده جست و جو کرد.
در هر صورت تصمیم نهایی انتخاب با دختر خواهد بود و به رغم توضیحات، بایدها و نبایدهای اطرافیان، سرانجام او با عقل و منطق مناسب سن خود، این تصمیم را خواهد گرفت. البته باید تا میزان زیادی آینده ی این انتخاب خود را بررسی کرده باشد، شخصیت دختر از نظر تفکر و تعقل دارای ویژگی های خاصی است. در صورتی که این شخصیت چنین مردی را ترجیح دهد، حتماً صفات مثبت دیگر او را نیز بررسی کرده است، چون ویژگی های شخصیت همسر فقط به این دو خصوصیت محدود نمی شود. حتماً در سایر عناصر شخصیتی او جذابیت های پنهانی وجود دارد و شما فقط این دو را در ظاهر می بینید. حتماً دختر جوان توضیحات قانع کننده ای برای جذابیت این نوع صفات یا مشاغل در ذهن خواهد داشت.
به رغم این که میزان این گونه صفات مانند هوس بازی در زنان به خصوص در فرهنگ ما کمتر دیده می شود و درصد بسیار پایینی در زنان وجود دارد، اما نمی توان آنان را عاری از این گونه خصوصیات دانست.« ولی مراجعه و اعتراض به زنانی با این صفات محدود، دیده می شود، مگر این که زن از بیماری دو قطبی، یکی از شخصیت های ضد اجتماعی یا مرضی در رنج باشد».
منبع مقاله :
نویسنده: دکتر ماهیار آذر (۱۳۸۵)، ازدواج: حل مشکلات زناشویی، تهران: نشر قطره، چاپ سوم.

باتشکر از بسیجی جواد سعیدی

آیا همسر خوب باید تمام شرایط مناسب را داشته باشد؟

آیا همسر خوب باید تمام شرایط مناسب را داشته باشد؟

 یثب
همسر خوب کسی نیست که تمام این شرایط را داشته باشد، ولی دارا بودن اکثر شرایط حائز اهمیت است. هرکس در بررسی و انتخاب همسر، موارد خاصی را که به نظرش مهم تر است برمی گزیند. این شرایط برای همه یکسان نیست و بر اساس خواسته های فردی تنظیم و بر آن ها تأکید می شود. مثلاً دختری بیشتر به صداقت فرد مقابل توجه می کند و دختر دیگری به خانواده ی او یا فردی به ظاهر توجه ویژه می کند و دیگری به دست و دل بازی. چون ازدواج امری پوشیده و دربسته است که به رغم تمام بررسی های کیفی و کمی، ‌می تواند بسیار خوب و یا بسیار بد از آب درآید؛ فقط باید سعی کنیم بعد از ازدواج دائم افسوس نخوریم که « می توانستیم دقت بیشتری بکنیم و نکردیم».
همسر مناسب بودن الزاماً به معنی برآورده کردن تمام نیازها نیست و به نظر می رسد بخشی از آن کفایت می کند. بدین مفهوم که زندگی مشترک را با حداقل ها می توان شروع کرد و سپس در تکامل آن کوشید. یک فرد به تنهایی نمی تواند « تمام نیازها» ی طرف مقابلش را برآورده کند.
هوس بازی در صورتی که خصلت مردی جاافتاده باشد، بعید است که در طی زمان عوض شود. هوس بازی نسبتاً خصلتی ماندگار و ناپسندیده است، ولی در صورتی که قسمتی از زندگی زمان تجرد باشد عمق چندانی در شخصیت فرد ندارد و احتمال دارد پس از ازدواج رفع شود.
هیچ گاه افراد با ویژگی های کامل ازدواج نمی کنند، گذشته از آن تأثیر داشتن یا نداشتن یک و یا چند ویژگی خاص به نوع و اهمیت آن ویژگی ها بستگی دارد. اگر یک یا چند ویژگی خاص باشد ضربه ی چندانی به زندگی نمی زند و احتمال بهبودی آن در زندگی مشترک وجود دارد و بهتر است زندگی ادامه داشته باشد. چون در زندگی مشترک باید بین ویژگی های مطلوب و نامطلوب طرف مقابل تعادلی برقرار کرد و باید دید که آیا تحمل فرد با همین ویژگی ها آسان تر است یا تحمل جدایی و مسائل و مشکلات بعد از طلاق. با توجه به این که هیچ تضمینی هم وجود ندارد که انتخاب بعدی مان، فردی کاملاً مناسب و منطبق بر آرمان های ما باشد؛ یعنی باید دید جدا شدن به نفع ما است یا ادامه دادن به زندگی؟ زندگی مشترک یعنی زندگی کردن‌ِ دو نفر با هم که دو شخصیت، دو تربیت، دو خانواده ی کاملاً متفاوت و دو نوع مسیر رشد کاملاً متفاوت داشته اند، و شباهت های شان بسیار محدود است. در واقع هنر زندگی مشترک در همین تحمل کردن ها و در سازگاری با این گونه اختلافات است.
منبع مقاله :
نویسنده: دکتر ماهیار آذر (۱۳۸۵)، ازدواج: حل مشکلات زناشویی، تهران: نشر قطره، چاپ سوم.

تشکر از بسیجی جواد سعیدی

Scroll To Top