Tuesday , 14 August 2018 | سه شنبه , ۲۳ مرداد ۱۳۹۷
آخرین خبرها
شما اینجا هستید: خانه » خبر و مقالات » سبک زندگی اسلامی

بایگانی دسته بندی ها : سبک زندگی اسلامی

اشتراک به خبردهی

دو پیشنهاد برای قرائت صحیح قرآن+ دانلود جزوه

اختصاصی اصفهان بیدار/

جزوه ای که پیش رو دارید، آموزش روخوانی قرآن کریم است که به کوشش محمد سوادی سرپرست فرهنگی پایگاه بسیج مسجدالرسول (ص) تهیه و تنظیم شده است. محمد سوادی در این جزوه دو پیشنهاد برای بهتر خواندن و روان خوانی قرآن دارد:

« ۱- هنگامی که یک شخص مشغول قرآن خواندن است، اگر به علامتی رسید که اطمینان کامل از مفهوم آن ندارد؛ (آن را در ذهن سپرده یا جایی یادداشت نماید) تا بعداً آن را از یک فرد آشنا بپرسد و یا از جزوه و کتاب از آن مطلع گردد.

۲- برای روانتر خواندن قرآن توصیه می شود:

کمی به جلوتر از جایی که خوانده می شود نگاه شود. این کار با تمرین میسر خواهد شد. با این شیوه کلمات را (که با هم خوانده می شوند)، میتوان روانتر خواند.»

این جزوه در ۲۰درس به آموزش تجوید و روخوانی قرآن می پردازد و به صورت خلاصه در ۴۴ صفحه تنظیم شده است و برای دانلود در اختیار خوانندگان عزیز قرار می گیرد.

انتهای پیام/

آغاز بکار پویش مردمی مدافعان حریم خانواده با محوریت عفاف و حجاب و با حضور چهره های مردمی شهر+تصاویر

به همت باشگاه خبری تحلیلی ندای اصفهان، همزمان با برگزاری راهپیمایی عظیم مردم اصفهان و رقم خوردن حماسه ۲۱ تیر ماه اصفهان به نام مدافعان حریم خانواده، پویش مردمی مدافعان حریم خانواده با حضور مسئولان و فعالان فرهنگی شهر اصفهان آغاز بکار نمود.

لازم به ذکر است در آینده نزدیک این پویش در راستای عملی شدن قانون عفاف و حجاب به سراغ مسئولین شهر می رود و مسائل مرتبط با این قانون را مطالبه می کند.

مخاطبان عزیز جهت شرکت در این کمپین می توانند عکس های خود را در تلگرام به شناسه @kamalnf ارسال نمایند.

IMG_6020

 

اعتیاد، یک موهبت بزرگ الهی است!

به گزارش خبرنگار ندای اصفهان، آیت الله ناصر مکارم شیرازی در سال  ۱۳۰۵، در شیراز متولد شد. وی چندین سال در حوزهٔ علمیه نجف مشغول به تحصیل شد و در سال ۱۳۷۰ هـ.ق به ایران بازگشت و در قم به تدریس سطوح عالی و سپس خارج اصول و فقه پرداخت.

ایشان در سال سال ۱۳۳۶ شمسی به اتفاق جمعی از دانشمندان، ماهنامه مکتب الاسلام را زیر نظر دارالتبلیغ اسلامی راه اندازی کرد.

این عالم بزرگوار از دوران جوانی قلم به دست گرفت و کتاب های فراوانی را در رشته های عقاید و معارف اسلامی و مساله ولایت، تفسیر، فقه و اصول نوشت. از تألیفات و آثار او تا کنون بیش از ۲۰۰ عنوان کتاب به چاپ رسیده که برخی از آن‌ها بیش از ۳۰ بار تجدید چاپ شده و برخی به بیش از ۱۰ زبان زندهٔ دنیا ترجمه شده و در کشورهای گوناگون انتشار یافته‌است.

مهم‌ترین اثر قرآنی وی کتاب تفسیر نمونه در ۲۷ جلد می باشد همچنین از جمله کتب فقهی او: «انوار الفقاهه»، «القواعد الفقیه» و «انوار الاصول» و «تعلیقات مستدل» و مشروحی بر تمام عروه الوثقی است که مکرر به چاپ رسیده‌است.

***

متن زیر یکی از آثار ایشان است که در آبان ماه ۱۳۵۱ به چاپ رسیده است که درایت و دوراندیشی این عالم آگاه به زمان رانشان می دهد (زمانی که هنوز بسیاری از آسیب های فردی و اجتماعی دخانیات بی اطلاع بودند). این متن همزمان با روز «بدون دخانیات» برای اولین بار در فضای مجازی توسط پایگاه تحلیلی خبری ندای اصفهان منتشر می گردد.

مکارم شیرازی

آیا هیچ فکر کرده اید اگر با تکرار یک عمل به آن «عادت» نمی کردیم و هر بار که می خواستیم یکی از کارهای روزانه مانند: راه رفتن و حرف زدن را انجام دهیم، مجبور بودیم همان توجه و دقتی که برای دفعه اول لازم بود بکار بریم چه مشکل بزرگ و غیرقابل تصوری برای ما پیدا می شد؟!

آیا اصلاً زندگی در آن صورت برای ما ممکن بود؟

اگر تعجب نکنید: نه! زندگی بصورت فعلی اصلاً امکان نداشت، چرا؟

برای اینکه ما مجبور بودیم تمام وقت و فکر و حواس و هوش خود را تنها در همین چند «کار ساده» صرف کنیم (اگر می گوئیم ساده در سایه عادت است والا در آغاز به هیچ وجه ساده نیست).

مثلاً: آیا سخن گفتن کار آسانی است؟ مسلماً نه، زیرا از یک طرف انسان مجبور است با یک تکه گوشت کوچک که نامش زبان است ۳۲ رقم صدا (۳۲ حرف) بلکه بیشتر از دهان خود بیرون آورد؛ از طرف دیگر باید این حرفها را به دقت با هم جفت وجور کند و کلمات موزونی بسازد، و با ترکیب کلمات مختلف به یکدیگر؛ مطابق یک برنامه منظم و مخصوص (اسم به جای خود، فعل به جای خود، حروف مختلف هر کدام به جای خود) جمله هائی درست کند، و مقاصد خود را در قالب این جمله ها ریخته به ضمیمه حرکات دست و چشم و امثال آن بطرف بفهماند.

این کار مسلماً یک کار پیچیده و مشکل است.

لذا ملاحظه می کنید یک کودک که تازه زبان گشوده یا کسی که تازه می خواهد یک زبان خارجی را یاد بگیرد باید چقدر فکر کند و دقت بخرج دهد تا یک جمله ساده آن هم ناقص و «شکسته بسته» ادا نماید.

اگر بنا بود زبان ما (یا صحیح تر اعصاب و فکر ما) با تکرار یک عمل عادت نمی کرد، ما برای سخن گفتن همیشه حال آن کودک و آن شخص نوآموز را داشتیم و تنها همین یک کار (یا نوشتن یک نامه همچون شاگردان کلاس اول) دردسر بزرگ و «عذاب الیمی» برای ما بود که باید غالب اوقات خود را در روز بضمیمه شش دانگ حواسمان خرج آن کنیم دیگر کجا می توانستیم به سایر کارها بپردازیم.

ولی اگر می بینید امروز مثل «بلبل»! بدون کوچکترین زحمت و تکلفی صحبت می کنیم حتی در موقع خواب هم گاهی حرف می زنیم (حتی می گویند بعضی از سخنران های ماهر توانسته اند در اثنای سخنرانی دقایقی به خواب روند و در عین حال به سخنان پرجوش خود ادامه دهند!) تمام اینها از برکت این است که آفریننده جسم و جان ما، ما را طوری آفریده که (برخلاف چرخ های ماشین) با تکرار یک عمل به آن عادت می کنیم یعنی هر دفعه آنرا آسان تر از اول – با مهارت بیشتر و فکر و مطالعه کمتر – انجام می دهیم.

این موضوع ممکن است در نظر بعضی ساده باشد: ولی در حقیقت یک از شگفتی های بزرگ آفرینش انسان و سایر جانداران است.

آری موضوع عادات و اعتیاد یک موهبت بزرگ الهی است که اگر آن نبود، امروز اثری از این همه پیشرفتهای علمی، این همه صنعتگران ماهر، جراحان دقیق، هنرمندان چیره دست و اساتید لایق نبود، و قیافه زندگی ما عیناً قیافه زندگی کودکان یا کارکنان ناشی و تازه کار بود، و اصولاً مهارت در هیچ موضوعی مفهوم نداشت.

سوءاستفاده از همه چیز!

اما نباید فراموش کرد که همیشه بزرگترین مواهب زندگی ما بر اثر سوءاستفاده و نابجا صرف کردن بصورت بزرگترین بلاها درمی آید.

مگر «نیروی اتم» که مهمترین و غنی ترین منبع قدرت در جهان ماده است در سایه سوء تدبیر نسل فعلی بشر بصورت خطرناکترین سلاحی که هستی و موجودیت او را تهدید می کند درنیامده است؟!

اگر دولتهای زورمند دنیا متکی به این نیرو نبودند کجا می توانستند اینقدر به دیگران ستم کنند و زور بگویند و هر روز در گوشه ای از جهان آتش فتنه تازه ای روشن سازند، حتی اگر یک روز دولتهای کوچکتر به فکر شکستن این انحصار قدرت اتمی و تهیه سلاح مشابه که عادلانه ترین راه برای جلوگیری از تجاوزها در شرائط کنونی است بیافتند، فریادشان بلند می شود که ای وای هوای زمین مسموم شد!؟

نیروی بخار، ترقیات علمی و صنعتی، مطبوعات و وسائل دیگر تبلیغاتی همه همینطورند، یعنی هم می توانند فرشته سعادت شوند و هم عفریت بدبختی و نکبت! تا چگونه از آنها استفاده کنیم.

اعتیاد و عادت نیز که یکی از بزرگترین مواهب زندگی است مشمول همین قاعده کلی است، اگر در مورد کارهای مفید و سودمند به کار افتد چه از آن بهتر؟ و اگر در مورد اعمال غلط باشد چه از آن بدتر؟ زیرا هنگامی که ما بر اثر تکرار یک عمل زشت و غلط به آن «اعتیاد» پیدا کردیم، انجام آن کار برای ما بسیار آسان می شود و هم تدریجاً بصورت یک «خواسته طبیعی» درمی آید که باین زودی دست از سر ما برنخواهد داشت.

این خواسته کاذب درونی انسان را دائماً تحریک میکند و چنان است که گویا از آغاز با جسم و روح او پیوند داشته، و سازگار بوده است، این همان حقیقتی است که دانشمندان می گویند: «العادۀ کالطبیعه الثانیۀ للانسان»: عادت همچون طبیعت دوم برای انسان است.

و تمام خطرهای اعتیاد از همین جا است!

طب پیشگیری و طب درمانی

در اینجا ذکر یک نکته لازم است و آن اینکه: طب امروز در حقیقت به دو بخش وسیع تقسیم می گردد: «طب پیشگیری» و «طب درمانی».

در قسمت اول بحث و گفتگو از کلیه اموری می شود که از بروز بیماریها جلوگیری می کند و عوامل مرض را در نطفه خفه می نماید، و قسمت دوم مربوط بطرق درمان بیماریها بعد از بروز آنها است! شاید احتیاج به توضیح نداشته باشد که قسمت اول از جهات مختلفی لازمتر و اساسی تر است.

در طب روحی و اخلاقی عیناً این دو بخش وجود دارد مثلاً در مورد همین «اعتیاد» همانطور که باید با اعتیادهای خطرناک مبارزه کرد و از تمام مسائل ممکن برای نجات معتادین استفاده نمود، باید از تشکیل عادات بد به شدت جلوگیری نمود و این امر مستلزم «رژیمهای مخصوص اخلاقی» و مراقبت های فراوان است.

چگونه از تشکیل عادتهای بد جلوگیری کنیم؟

جوانی نوشته بود من به سینما و دیدن فیلمهای عشقی و گمراه کننده عادت کرده ام و اکنون که زیان فیلمها را به چشم خود دیده ام و هم از مربیان اجتماعی و اخلاقی شنیده ام و می خواهم آن را ترک کنم هر چه می کوشم نمی توانم!

عده ای از جوانان بر اثر بی اطلاعی و «محرومیت های جنسی» گرفتار عادات مذموم و خطرناکی می شوند که دائماً روح و جان آنها را آزار می دهد، و پس از توجه به عواقب وخیم آن هر چه سعی می کنند این عادات را ترک کنند کمتر موفق می شوند.

اینگونه امور به ما می آموزد که به موضوع جلوگیری از تشکیل عادات زشت اهمیت فراوان بدهیم.

بعقیده ما اگر جوانان به یک نکته اساسی توجه، نه فقط «توجه» بلکه «ایمان راسخ» داشته باشند کمتر گرفتار اینگونه عادات می گردند و آن اینکه: «جلوگیری از «تشکیل» یک عادت غلط بمراتب از «ترک» آن آسانتر است»!

یک عادت غلط کانون خطر بزرگی برای سعادت انسان است و مانند یک غده بزرگ چرکین که در درون وجود او پیدا شود سلامت او را تهدید می کند، آری این «غده چرکین روانی» که نامش «عادت مذموم» است سلامت جان ما را تهدید می کند.

هر قدر اطلاعات طبی ما کم باشد باز می دانیم جلوگیری از تشکیل یک چنین غدۀ چرکین بوسیله دارو یا رژیم غذائی، از برداشتن آن بوسیله عمل جراحی به درجات آسانتر و کم خطرتر است.

جوانانی که به آسانی خود را بدست اعتیادهای غلط می سپارند، نمی دانند چه زنجیر گران و دردآوری بدست و پای خود می بندند که خلاصی از آن به این آسانی میسر نیست.

آنها بر اثر نادانی «عادت» را یک موضوع ساده می پندارند بهمان سادگی که پیراهنی را می پوشند و از تن درمی آورند، ولی چقدر در اشتباهند؟!

این نکته نیز لازم است جداً مورد توجه قرار گیرد که تشکیل یک عادت مذموم و غلط احتیاج به مقدمات زیادی ندارد. تنها چند مرتبه تکرار یک عمل کافی است آنرا بصورت یک عادت ریشه دار درآورد.

و از اینجا پی به اهمیت این حکم بزرگ اسلامی می بریم که می گوید: «تکرار گناهان کوچک برابر با گناهان بزرگ است»!

بنابراین جوانانی که به سعادت خود علاقه مندند باید کاملاً به هوش باشند و خود را با دست خویش در دام عادات غلط نیاندازند، و هرگاه کار خطائی از آنها سر زد کاملاً مراقب باشند از تکرار آن جلوگیری کنند، زیرا تکرار همیشه مقدمۀ تشکیل عادت است.

پس از تشکیل عادت چگونه با آن مبارزه کنیم؟

اما اگر کاری که نمی باید بشود، شد، و اعتیاد غلطی چه در موضوع مواد مخدر، یا دخانیات، یا خدای نکرده انحرافات جنسی و امثال آن پیدا شد، نباید تصور کرد که دیگر کار، از کار گذشته، و باید تسلیم شد، همانطور که اگر بر اثر غفلت و عدم مراعات اصول بهداشتی غده ای چرکین در بدن ما پیدا شد ما هرگز نمی توانیم دست روی دست گذاشته و به انتظار مرگ بنشینیم.

درست است کار به مرحله مشکل تری رسیده، اما کدام مشکل است که با همت و کوشش و تصمیم و پشتکار حل نشود؟

پس بدون فوت وقت باید مبارزه را بر ضد آن شروع کرد.

اما توجه داشته باشید که نخستین و مهمترین «شرط» این مبارزه «تصمیم و اراده» است. آری تصمیم و اراده!

من به شما جوانان عزیز توصیه می کنم برای ترک اعتیادهای غلط فوراً تصمیم نگیرند، چون تصمیمهای فوری و عجولانه مانند خیمه های سردستی است که در ییلاق ها می زنند، با یک تندباد مختصر تاروپودش درهم می ریزد، اینگونه تصمیم ها معمولاً پایدار نمی ماند.

همیشه برای اتخاذ تصمیم فکر کنید، مطالعه کنید، تمام جوانب را ببینید، معایب و بدبختی ها و سرانجام شوم یک عادت زشت را از نظر بگذرانید پس از دقت کافی در اطراف موضوع یک تصمیم قاطع و غیرقابل شکست بگیرید، در این صورت مسلماً موفق خواهید شد، زیرا چنین تصمیمی مانند یک سد محکم پولادین است که با نقشه و مطالعه کافی احداث گردیده است.

شما هنگامی که کتابهای نوشته شده در این موضوع را دقیقاً مطالعه کنید حتماً متوجه خواهید شد که همین دود سیگار که تاکنون آنرا موضوع ساده ای فرض می کردید چه چیز خطرناکی است، با مطالعه آمارهای منتشر شده خواهید فهمید که دخانیات دشمن هولناکی برای سلامت و سعادت بشر، مخصوصاً نسل جوان است.

این دشمن بیرحمانه به تمام مراکز قدرت وجود شما می تازد، پایگاه های دفاعی بدن شما را بمباران می کند، درهای انواع بیماری جسمی و روحی را به روی شما می گشاید، و بیش از آنچه تا کنون خیال می کرده ایدز زیانبخش و خطرناک است.

پس از توجه به این حقایق اگر معتاد نباشید تصمیم می گیرید در آینده خود را از آن دور نگاهدارید، این آسان است، ولی اگر معتاد باشید تصمیم بگیرید آنرا ترک کنید، اما می بینید ترک آن خیلی آسان و ساده نیست، وانگهی راه ترک این عادت را نمی دانید.

برای اینکه در این کار موفق شوید لازم است خود را آماده کنید و با دقت نکات زیر را بکار بندید:

۱- هرگز عمل دیگران را ملاک قرار ندهید، هرگز نگوئید اگر این کار بد بود چرا دیگران که از ما بزرگترند می کنند؟ شما شخصیت دارید، مستقل هستید، باید در فکر کردن هم استقلال داشته باشید. دیگران خیلی کارهای غلط دیگر هم انجام می دهند.

هنگامیکه شما پس از مطالعۀ این بحثهای علمی و منطقی مضر بودن، بلکه، خطرناک بودن این کار را تشخیص دادید باید تصمیم خودتان را بگیرید و خط سیر زندگی خود را مشخص کنید.

۲- فکر کنید! علاوه بر همۀ زیانهای روحی و جسمی که از دخانیات دامنگیر انسان می شود، تنها در مملکت ما سالی ۹۰۰ میلیون تومان!! تلف می گردد، دود می شود، و به هوا می رود. آیا این کار عاقلانه است؟

با این مبلغ هنگفت چه کارهای بزرگی می توان در این کشور انجام داد، بیمارستانها، مدارس، درمانگاهها، راه های شوسه، لوله کشی شهرهای متعدد را با همین پول می توان انجام داد.

فکر کنید اگر این عمل رایج نبود و امروز می خواستند ملت و دولت ما تصمیم بگیرند که از سال آینده مبلغی معادل ۹۰۰ تومان را دود کنند و به هوا بفرستند شما درباره چنین تصمیمی چگونه قضاوت می کردید؟!

فکر کنید آیا بهتر نیست این ثروت هنگفت در راه آبادی این کشور «عقب افتاده» (اگر جسارت نباشد!) بکار افتد.

۳- همانطور که قبلاً اشاره شده زود تصمیم نگیرید تمام عیوب و ضررهای آنرا بدقت از نظر بگذرانید، بعد فکر کنید در مقابل این همه ضرر (و لااقل احتمال این همه ضرر) چه چیز از این دود بی مصرف عائد شما می شود؟

هنگامی که متوجه شدید هیچ نفعی که بتواند آن همه خسارات را جبران نماید عائد شما نمی گردد آنگاه یک تصمیم جدی و غیرقابل شکست بگیرید و مردانه وارد میدان شوید.

هنگامیکه تصمیم گرفتید کوچکترین تردیدی به خود راه ندهید و مطمئن باشد در این کار موفق خواهید شد، اصلاً احتمال شکست ندهید؛ شکست برای چه؟

ولی توجه داشته باشید… . اگر مقدار اعتیاد شما زیاد است لازم نیست یک مرتبه ترک کنید می توانید آنرا تدریجاً ترک نمائید، اما نه با یک برنامه شل و ول، بلکه با یک برنامه صحیح و منظم و جدی!

۴- هنگامی که تصمیم گرفتید به هیچ قیمت فکر شکستن آنرا در سر نپرورانید؛ توجه داشته باشید که ناراحتی هائی که برای افراد پس از ترک اعتیادهای مختلف پیدا می شود مربوط به این است که فکر می کنند شاید بشود روزی این تصمیم را شکست، والا اگر مسلم بدانند این راه هرگز بازگشت ندارد هیچگونه ناراحتی برای آنها پیدا نمی شود این موضوع یک موضوع بسیار حساس است.

لذا بسیار دیده ایم کسانی که اگر یک ساعت سیگار آنها دیر شود یک عالم ناراحت می شوند در ماه مبارک رمضان که در سایه اعتقاد محکم مذهبی مصمم به روزه گرفتن می شوند ۱۵ ساعت و گاهی بیشتر لب به سیگار نمی زنند و خودشان اعتراف دارند که کوچکترین ناراحتی هم پیدا نمی کنند!

این از آثار معجزه آسای تصمیم های غیرقابل شکست است و اگر فرضاً پاره ای ناراحتی های جسمی هم برای شما پیدا شد هرگز نباید در تصمیم شما کوچکترین اثری بگذارد باید مقاومت کنید و این دوران کوتاه را با عزم راسخ پشت سر بگذارید.

برای تصمیم خود ارزش قائل باشید و بدانید قدرت تصمیم شما نشان میزان شخصیت شما است!

۵- توجه داشته باشید شما جوان هستید، و همه چیز شما حتی تصمیم و اراده شما جوان و نیرومند است، امروز بهتر می توانید این مشکل را حل کنید، اگر امروز گذشت مسلماً فردا مشکلتر خواهد بود.

دستورهای فوق را در مورد ترک سایر اعتیادهای مذموم در موضوعات مختلف اخلاقی و جنسی و مانند آن می توانید بکار ببندید و تأثیر آن بسیار رضایت بخش است.

بعضی هنر را درک نمی کنند / مشکلات کار فرهنگی از زبان یک کارگردان جوان

ندای اصفهان- امیرحسین هراتیان:

امروز در پایگاه بسیج مهدیه اصفهان، پای صحبت های هنرمند جوانی می نشینیم که با وجود سختی های بسیارِ راه، بدون هیچ چشم داشتی به دنبال عملی کردن منویات امام خامنه ای است. کسی که اگر اصرار زیاد ما نبود؛ حتی حاضر نبود کمی از سوابق خود بگوید. با این همه نیرویی که او برای کار خود هزینه می کند، اما نتیجه چندانی نمی گیرد.

امیرحسین اسماعیلی متولد ۷۱٫۱٫۲۳ و اهل اصفهان است. چهره خسته اش گویای این است که روز پرکاری داشته، اما هنوز پرتوان و با اشتها سخن می گوید. چه چیزی باعث شده است که این جوان، برای تحقق اهدافش به مشکل بربخورد و نتواند آن طور که باید امر به معروف و نهی از منکرِ غیر مستقیم که همان هنر است؛ را عملی کند؟

تئاتر

ندای اصفهان: لطفا برای آشنایی بیشتر خوانندگان ما با شما خودتان را معرفی کنید و از سوابق کاریتان بفرمایید.

امیرحسین اسماعیلی: تئاتر را از بچگی دوست داشتم و دوران راهنمایی که بودم یادم هست که از صدا و سیما به مدرسه ما آمدند و برای کار در برنامه کودک یک نفر را می خواستند که باید با یک لحجه خاصی صحبت کند. تست گرفتند و مرا انتخاب کردند. برنامه ای بود که صبح ها پخش می شد به نام «بیدار شو آفتاب شد» و از آنجا کارهای من شروع شد. بعد از آن معلم پرورشی ما که کارگردانی خوانده بود خیلی به من کمک کرد و استارت کار من از آنجا جدی تر شد. نمایش عروسکی “بلا بگو” در مسابقات تئاتر دانش آموزی مدرسه فرهنگ در اصفهان اول شد و برای مرحله بعد در قزوین اجرا داشتیم. “نمایش شیشه ای” در مسابقات تئاتر دانش آموزی، نمایش “شب ها” در دبیرستان امام صادق (ع)، نمایش “مدیر” در دانشگاه امین فولادشهر، نمایش “کفاش” تئاتر دانشجویی و خیابانی، نمایش “کودک خرس جنگل”، نمایش خیابانی “دیوانه ها”، اجرای خیابانی “عمو نوروز” و … از این جمله اند.

ندای اصفهان: چه برنامه ای برای بسیج دارید و چه اهدافی را دنبال می کنید؟

– خیلی چیزها در ذهنم هست. من از تاسیس پایگاه “۹ دی” در آنجا مشغول فعالیت هستم ولی جرقه ای که در ذهنم خورد و باعث شد به فکر انجام کار هنری بیفتم؛ سخنرانی پارسال حضرت آقا بود. اگر اشتباه نکنم در بین دانشجویان در مورد بسیج و بحث جذب صحبت کردند و اینکه باید چه کارهایی انجام بدهیم. در مورد هنر صحبت کردند و به تئاتر رسیدند و گفتند بهترین وسیله ای که می توان جوانها را جذب کرد تئاتر است. گفتند که: «من چندین سال پیش یک تئاتر دیدم در مورد حضرت یعقوب (ع) بعد از اتمام نمایش به کارگردان گفتم من چندین سال است در قرآن در مورد این موضوع می خوانم. ولی این نمایش چند دقیقه ای تاثیر بیشتری بر من داشت». همین صحبت های حضرت آقا باعث شد که من به فکر بیفتم که چرا در پایگاه یا حوزه این کار را انجام ندهم؟

یک بار هم حضرت آقا در صحبت هایشان اسم مرحوم سلحشور و آوینی را به عنوان شهدای شاخص بردند و گفتند که من از جوانانی که این کار را انجام میدهند حمایت میکنم و از دولت هم می خواهم که حمایت کند.

ندای اصفهان: تا حالا حمایتی از دولت در این مورد دیدید؟ به حرف حضرت آقا عمل کردند؟

– اولین مشکلی که وجود دارد همین است. البته بدون شک اگر شخص درون خودش را درست کند، به دنبال آن مسائل بیرونی هم برایش حل می شود. مشکل ما این است که دید بچه مذهبی ها نسبت به هنر بد است! نمیدانم چرا بعضی خوشان را کاسه داغ تر از آش می دانند و بالاتر از رهبری حرکت می کنند. انسان نمی تواند در عصری که سینما و تئاتر و هالیوود و شبکه های اجتماعی وجود دارند؛ چشمش را ببندد. شما در وبسایت هایی که کارشان رده بندی فیلم هاست نگاه کنید؛ تعدادی از برترین فیلمها از نظر این سایت ها همان هایی هستند که ضد اسلام و ضد دین هستند؛ همان هایی هستند که به زبان هنر می خواهند بگویند که اسرائیل خوب است و ایران بد است. آنها با زبان سینما و تئاتر این همه کار می کنند. حالا ما باید بنشینیم و تماشا کنیم تا وقتی کار از کار گذشت؟ حالا ما در این زمینه می خواهیم کاری انجام دهیم و بعضی از دوستان مخالفند و همکاری نمی کنند. من حس میکنم که این دید دیگر باید کنار گذاشته شود که تئاتر سخیف است و بازیگری کار خوبی نیست.

ندای اصفهان: اگر بخواهیم کمی ریزتر نگاه کنیم؛ فکر می کنید چه کمکی از اطرافیان خودتان نیاز دارید؟ چه اتفاقی باید بیفتد تا هنر بیشتر رواج پیدا کند؟

– اولین کسانی باید کاری انجام دهند؛ خودِ بچه بسیجی ها هستند. بسیج یعنی یک نیروی خود برانگیخته. بسیجی ها خودشان خواستند که کاری بکنند. حالا چه در بحث هنر، ورزش، سیاست یا هر زمینه دیگری. بسیجی باید به صورت خودجوش درباره این مسائل اقدام کند. الآن بعضی از پایگاه ها را می بینیم که باید برای مسئولینش هزار بار پیام داد و زنگ زد که آقا، فلان کار فرهنگی را انجام دهید؛ که تازه هزار مدل بهانه های مختلف می تراشند. امروز بالاترین اولویت جامعه بسیج، به قول خودِ حضرت آقا همین کارهای فرهنگی است.

ندای اصفهان: کار هنری و یا به طور خاص، تئاتر چه تاثیرات مثبتی می تواند برای نوجوانان و کلیه کسانی که وارد این عرصه می شوند؛ داشته باشد؟

– طبق تحقیقاتی که انجام شده است، از بین تمام زمینه های هنری که وجود دارد؛ هنر تئاتر بیشترین تاثیر را دارد. از همه نظر و اولین اثر مثبت آن افزایش اعتماد به نفس نفرات است. کسی که در جمع، کاری را تمرین میکند و انجام می دهد؛ قطعا اعتماد به نفس بالایی به دست خواهد آورد. در کتاب آقای دشتی که نهج البلاغه را به صورت موضوعی در آورده اند؛ می خواندم که پیامبر صل الله علیه و آله در منزل بودند و خطاب به امام حسن علیه السلام فرمودند که بیا برای ما سخنرانی و صحبت کن. امام حسن (ع) (به زبان من) گفتند که من خجالت میکشم و بگذارید برای وقت دیگری. پیامبر (ص) برای اینکه امام حسن (ع) راحت باشند؛ خودشان گوشه ای قایم شدند و بعد که امام حسن (ع) صحبت کردند؛ پیامبر(ص) ایشان را تشویق کردند.

خب این برای ما الگوست. ما اگر بهترین استعدادها را هم داشته باشیم، وقتی نتوانیم آنها را بروز دهیم؛ هیچ چیز نداریم. به نظر من تئاتر اعتماد به نفس کودک و نوجوان و همچنین افراد بزرگتر را اضافه خواهد کرد. مساله بعدی تقویتخلاقیت افراد است که تئاتر در این زمینه هم تاثیرگذار است و به دنبال آن، اعضا کار تیمی را یاد می گیرند.

ندای اصفهان: یک سری آسیب هایی در تئاتر ما جود دارد و البته غیرقابل انکار هم هست. چطور می توان حاشیه امنی ایجاد کرد که جوان و نوجوان ما کار هنری را صحیح و بدون آفت یاد بگیرد؟

– چهارچوبی که برای کار ما طراحی شده است؛ شامل تمام موازین دینی و اخلاقی است و چقدر هم خوب است که کسی که می خواهد هنر را شروع کند؛ آن را از یک جایی یاد بگیرد که بدون حاشیه و بدون آسیب باشد و به طور صحیح و اصولی یاد بگیرد. ما که نمی توانیم برویم کنار و بگوییم که هنر به دست یک سری آدم های خراب افتاده است و حالا ما دیگر نباید وارد این عرصه شویم. اتفاقا برعکس، وقتی می بینیم که عرصه به این صورت است، باید بیشتر برای آن تلاش کرد و کجا بهتر از مسجد و پایگاه بسیج برای این کارها. حیفِ بچه بسیجی ها نیست که در هیچ پایگاهی در اصفهان، برای آنها این بستر فراهم نیست و کار فرهنگی از این دست انجام نمی شود؟

ندای اصفهان: ممنون از وقتی که در اختیار ما گذاشتید.

تئاتر

تئاتر

تئاتر

photo_2016-05-13_15-33-09

برچسب‌ها: , , , ,

ولی کباب من از دست روزگار شدم (شعر طنز)

ندای اصفهان- حجت الاسلام سید محمدرضا هاشمی/

شبی چو خسته ز سختی کسب و کار شدم

به حال زار سوی خانه رهسپار شدم

رسیده و نرسیده کنار سفره شام

به مثل آدم در حال احتضار شدم

به خواب رفتم و در خواب هم ز بخت سیاه

روان به جانب بازار بهر کار شدم

چو پا به عرصه بازار شهر بنهادم

به کار عرضه پوند و ین و دلار شدم

حساب جاری من گشت مملو از ارقام

خرید کردم و مشغول احتکار شدم

در آن دریا پرآشوب هرچه پیش آمد

به سود من شد و دارای اعتبار شدم

نجات یافتم از شر این موتورگازی

به مرکبان چنین و چنان سوار شدم

نماز و روزه و خمس و زکات یاد هم رفت

پی معاصی پنهان و آشکار شدم

رسید کار به جایی که با طناب دلار

صعود کردم و ز اصحاب اقتدار شدم

سفر به خارج و داخل روال کارم گشت

رفیق و یار صمیمی شهردار شدم

چو درصدی ز درآمد نصیب او می گشت

دو روزه مالک املاک بی شمار شدم

به هر دیار که طرحی جدید شد آغاز

به لطف یار روان سوی آن دیار شدم

ولی ستاره بختم افول کرد آن شب

چو دوست گفت که از کار برکنار شدم

مرا شبانه گرفتند و با غل و زنجیر

به حبس برده و هم بند شهردار شدم

برفت مرکب و ملک و دلار و هرچه که بود

میان سلسله در فکر انتحار شدم

طناب دار چو انداختم به گردن خویش

ز خواب جستم و فارغ ز گیر و دار شدم

بقا گرسنه ببیند بخواب نان و کباب

ولی کباب من از دست روزگار شدم

موتور فرهنگ را پیاده کردیم؛ به این فنرِ یدکِ کپی رایت خیلی فشار نیاورید! (طنز)

4450648401510255102a-420x287

صحبت ها و اوامر رهبر انقلاب که مدت ها در مورد فرهنگ ایراد فرموده اند، ما را به فکر فرو برد و واداشت تا موتور این فرهنگ که همه به طور لاینقطع از آن دم می‌زنند را پیاده کنیم و یک نگاه خریدارانه به سرتاپای آن بیندازیم و ببینیم چه ایرادی داشته که داد بزرگان را هم در آورده است.

خلاصه درحال باز کردن پیچ و مهره ها بودیم که ناگهان در همان ابتدای کار یک فنر از بخش مجازی موتور در رفت و از بیخ گوشمان رد شد و بعد از اینکه حسابی به در و دیوار خورد، افتاد جلوی پایمان، آن را برداشتیم و دیدیم که یک علامت © خیلی مشکوکی روی آن حک شده است که کمی هم به چشممان آشنا می آید. خوب که براندازش کردیم فهمیدیم که ای بابا این همان نشانک قانون کپی رایت خودمان است. این شد که شستمان خبردار شد که بعله مشکل از همین جاست. ظاهراً این فنر باعث شده بود که قطعۀ تبادلِ گرمایِ موتور به خوبی عمل نکند و گرمای لازمه تأمین نشود و فضایِ مجازیِ موتورِ فرهنگِ این مملکت، سرد و منجمد شود.

علامت کپی رایت

القصه، بنده به نمایندگی دوستان فرهنگی، فنر را برداشتم و رفتم سراغ اساتید فنرساز که البته جدیداً هم ساکن میدان بهارستان شده‌اند و محل برگزاری مجلس هایشان آنجاست. اساتید نگاهی به آن فنر فلک زده انداختند و اظهار نظرها شروع شد. یکی گفت باید تعمیر شود، یک گفت پوسیده است، یکی گفت تاب برداشته است و… خلاصه بازار افاضات داغ بود که در این بین یک نفر که حرفش حسابی تر به نظر می‌آمد گفت: به خاطر اینکه تسمۀ زحمتِ موتورِ فرهنگ خیلی کِش آمده است و زحمتِ موتورِ فرهنگ را زیادی کشیده اند، این فنر هم داغ شده است و دیگر کار نمی کند.

فنر

پرسیدم که خب حالا چاره چیست؟ دستی به چانه کشید و گفت این کار، کارِ احمدخان سرلک کاشانی است و بس. بروید طبقه بالا درب اول سمت راست. دوباره فنر را برداشتم و رفتم سراغ ایشان. همان لحظه اول که داخل دفتر شدم یک نگاهی به سرتاپای من انداختند و گفتند که ظاهراً برای امور مجازی تشریف آورده اید. عرض کردم که فنر کپی رایتِ بخشِ مجازیِ موتورِ فرهنگ، بیرون زده است، به دنبال راه چاره ایم، گفتند بیایم خدمت شما. فنر را گرفتند و نگاهی به آن انداختند و گفتند که بعله «مخاطب و ساقی به هم ساخته‌اند و بنیادش را برانداخته‌اند» باشد رسیدگی می‌کنیم. فنر را بگذارید و بروید ۴۰۰ روز دیگر تشریف بیاورید، ان شاا… که درست شده است. بنده (بعد از یک ملاقات پنج هزار ولتی با جناب ادیسون) با تعجب گفتم ۴۰۰ روز! مگر می‌خواهید یک موتور جدید طراحی کنید؟! گفتند بچه بازی که نیست، قرار است کار فرهنگی بکنیم. دیدم که نخیر ایشان راضی بشو نیستند که نیستند.

قفل

فنر را برداشتم و پرسان پرسان خودم را به خیابان فلسطین شمالی رساندم، خدمت استاد محمدرضا خان مخبرزاده دزفولی و ناله زدم که آقا به دادم برسید، این فنر کپی رایت ما مشکل دارد و برای صاحبان آثار فرهنگی دردسرهای مالی فراوانی درست می‌کند و موتور فرهنگ درست نمی‌چرخد. گفتند که اجازه بدهید تا ببریم داخل شورا مطرح کنیم تا ببینیم نظر دوستان چیست. بعد از بررسی های لازم، از اتاق شورا بیرون آمدند و گفتند که نظر شورا این است که این فنر دیگر به کار نمی‌آید و در فضای مجازی امروز، جا نمی‌رود. باید آن را عوض کرد، چرا که جنسش خارجی است و با فرهنگ ما که ایرانی است جور در نمی‌آید. باید بنشینیم یک فنر ایرانی و سازگار با موتور فرهنگی خودمان طراحی و تهیه کنیم که به فضای مجازیمان بخورد. به هرحال تقریبا ۴۰۰ روزی طول می‌کشد.

دیدم که ظاهراً چاره دیگری نیست، قبول کردم و برگشتم. الآن هم که این یادداشت را خدمت شما خواننده عزیز می‌نویسم، تعمیر موتور فرهنگ نیمه کاره رها شده است و نمی‌دانید که در فضای مجازی چه اوضاعی داریم. به هر حال جناب مخبر دزفولی پیغامی دادند که به شما خوانندگان و رانندگان فرهنگی برسانم. فرمودند که لطفاً تا آن موقعی که کار ساخت فنر جدید تمام می‌شود، دست به دامانتان هستیم که به این فنرِ یدکِ کپی رایت خیلی فشار نیاورید که ممکن است دوباره بیرون بزند و خدای ناکرده به صاحب اثری آسیبی برساند.

پ.ن:

در حین نگارش به یاد دوبیتی آن شاعر گمنام (چکاد) افتادم که می‌گفت:

شخصی با کلی امید آرزو و اهداف سپید   طرحی ساخت و روانه‌ی حوزه کپی رایت گردید

گرچه در چکاچک مشکلات درنرفت و فرار ننمود   اما حقوق مادی و معنویش در فضای مجاز، ترکید

‌                                                                                                             اجرتان با خدا…

ببینید تلویزیون چطور ذره ذره ما را می کشد!

دکتر اریک سیگمن

دکتر اریک سیگمن عضو انجمن روانشناسی بریتانیا و عضو موسسه بیولوژی و نویسنده کتاب های «نسل معیوب شده» و «جامعه الکلی» است. او در یک مقاله جامع، اثرات جانبی تماشای تلویزیون را بررسی و برای تکمیل تحقیقات خود به نقاط متعدد و مختلف جهان از جمله ایران سفر کرده است (+). در ادامه ترجمه این مقاله را با هم می خوانیم.

 دریافت متن زبان اصلی مقاله: اینجا

آشنایی بیشتر با نویسنده: اینجا

***

اریک سیگمن: به یاد دارم که در شهر ساحلی هیستینگز در شرق ساسکس[۱]، در ورودی اتاق زیر شیروانی فروشگاه کویین ایستاده بودم، دقیقاً همان جایی که جان لوگی برد[۲] ، مخترع «گیرنده سیگنال‌های بی سیم» مشغول انجام اولین آزمایش‌های خود بود (سال ۱۹۲۵). سال‌ها بود که با تمام قوا دست وپا می زد تا این دنیای شکاک و پر از تردید را متقاعد کند که چیزی که او در حال ساختنش است، می تواند یکی از بزرگترین اختراعات بشر باشد، او در این رابطه در زندگینامه اش نوشته است: چیزی که او را به این مسیر می‌کشاند و نمی‌گذارد ناامید شود این است که حس می کند کاری که انجام می دهد ارزشمند است و می تواند خدمتی به بشریت بکند.

متاسفانه «برد» نتوانست ببیند که اختراع او امروز در بین جوامع مختلف چه کاربردی پیدا کرده است.

فکر می‌کنید اگر برد این آینده را می‌دید، باز هم دستگاهش را اختراع می‌کرد؟ اگر می‌دید که بدترین صحنه‌های غیر اخلاقی از دستگاهی که او ساخته است پخش می شود چه؟ اگر می‌دید تلویزیون جای ارتباطات انسانی را گرفته است، از رفتن به کلیسا محبوب تر شده است یا اگر می‌دید حتی افرادی هستند به آن معتاد می شوند چه، آیا باز هم آن را اختراع می کرد؟ اگر می‌دید که رأی مردم به یک مسابقه بی سروته تلویزیونی حتی از انتخابات (نخست وزیر و کل کابینه اش) هم بیشتر است چه؟ از همه مهم تر، آیا او اصلاً باورش می‌شد که اختراع بی‌نظیرش در قرن ۲۱ به یکی از بزرگترین خطرات برای سلامت و رفاه اجتماعی بریتانیا تبدیل شود؟

تلویزیون

من اخیراً مقاله‌ای در مورد خطرات جدی این مقدار تماشای تلویزیون منتشر کرده‌ام که در این مقاله طیف گسترده‌ای از مطالعات علمی سازمان‌های دولتی در سراسر جهان را مورد بررسی قرار داده‌ام، از مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری چین بگیرید تا کالج سلطنتی روانپزشکان، انجمن پزشکی آمریکا، آکادمی ملی علوم و دانشکده‌های پزشکی دانشگاه‌های هاروارد و استنفورد. برای تألیف این مقاله ماه‌ها وقت صرف مطالعه دقیق مقالات علمی و مجلات مختلفی مثل: لانست و مجله پزشکی نیواینگلند، مجله طبیعت و مجله علم عصب شناسی کردم و در نهایت تصویری که با این مطالعات و بررسی ها در ذهن من شکل گرفت به قدری نگران کننده بود که به اعتقاد من، بزرگترین رسوایی بهداشتی زمان ما است.

من با انجام این تحقیقات متوجه شدم که حتی مقدار متوسط تماشای تلویزیون هم:

* ممکن است به توسعه سلولی و عملکرد مغز آسیب برساند.

* تنها تفریح ​​و سرگرمی بزرگسالان در سنین ۲۰ تا ۶۰ است که با ابتلا به بیماری آلزایمر مرتبط است.

* یک علت مستقیم و بی واسطه چاقی است. عاملی حتی بزرگتر از خوردن فست فود و یا ورزش نکردن (کمتر از حد نرمال) است.

* به طور قابل ملاحظه خطر ابتلا به دیابت نوع ۲ را افزایش می دهد.

* ممکن است باعث بلوغ زودرس شود.

* منجر به میزان قابل توجهی از مشکلات خواب در دوران بزرگسالی، تغییرات هورمونی که خود باعث افزایش تولید چربی بدن و افزایش اشتها، صدمات سیستم ایمنی بدن و ممکن است منجر بالاتر رفتن شانس ابتلا به سرطان منجر شود.

* یک علت مستقل و مهم افسردگی بالینی [۳] است (که انگلیس دارای بالاترین نرخ آن در اروپاست).

توجه کنید که این نتایج، به‌هیچ وجه حدس و گمان نیستند. منبع تمام این ادعاها، شواهد و مدارک محکم پزشکی است که در مجلات علمی درج یا بهتر بگویم دفن شده‌اند. به عنوان مثال، دانشمندان دانشگاه واشنگتن، ۲۵۰۰ کودک را مورد مطالعه قرار دادند و متوجه شدند که بین قرار گرفتن در معرض تلویزیون در سنین پایین و مشکلات تمرکزی (که با تست ADHD قابل تشخیص بود) [۴] که در سن هفت سالگی ظاهر می‌شود، یک پیوند قوی و انکار نشدنی وجود دارد. به عبارت دقیق‌تر، هر یک ساعتی که یک کودک در طول روز به تماشای تلویزیون می‌نشیند، به میزان نه درصد مشکلات تمرکزی مغز او بالا می‌رود.

گزارشی که در مجله پزشکی کودکان منتشر شده است هم به همین اندازه تکان دهنده است. در این گزارش آمده است: در آزمایشی که در آن سرعت سوخت و ساز بدن ۳۱ کودک، در هنگام انجام فعالیت‌های مختلف مورد مطالعه قرار گرفت، تنیجه این شد که هنگامی که کودکان تلویزیون تماشا می‌کنند، روزانه معادل ۲۱۱ کالری کمتر از موقعی که مطلقاً هیچ کاری انجام نمی‌دهند، انرژی مصرف می‌کردند. در انتها نویسندگان این مقاله علمی نتیجه گرفتند که تماشای تلویزیون، یک اثر نسبتاً شدید در کاهش نرخ سوخت و ساز بدن دارد، که برای سلامت افراد نیز خطرساز است.

وقتی من برای تکمیل این مقاله به نقاط مختلف دنیا سفر کردم به نتایج دقیق تری دست یافتم. مطالعه جوامع مختلف و بررسی تأثیر ورود تلویزیون بر آنها برای من مثل این بود که درحال برگشت به گذشته جامعه خودم بودم. من کاملاً و به وضوح می دیدم که جوامع مختلف چطور با این رسانه شکل می‌گیرند و تلویزیون چه تأثیراتی عمیقی برآنها دارد.

من در سفرم به آخرین کشوری که تلویزیون به آن وارد شد (بوتان) سر زدم و وحشت کردم که چطور در این فرصت کمی که ۴۶ کانال به این کشور وارد شده است، مردم آن با اولین موج جدی جرم و جنایت روبه رو هستند. وحشت کردم که چطور آرام آرام، حرص و بخل و خودخواهی جایگزین ارزش های دیرین آنها مثل صلح و احترام می‌شود. دانشمندان بوتانی در یک تحقیق به این تنیجه رسیدند که تلویزیون عامل افزایش جرم و جنایت، فساد و همینطور عامل تغییرات چشمگیری در رفتار و روابط مردم در کشورشان است و کاملاً شوکه شدند وقتی به این موضوع پی بردند که در حال حاضر بیش از یک سوم از پدران و مادران بوتانی به جای صحبت کردن و بازی کردن با کودکانشان، ترجیح می‌دهند وقت خود را به تماشای تلویزیون اختصاص دهند.

کمی بعد وقتی به جزیره واوا- او [۵] در کشور تونگا سفر کردم، دریافتم که آنها هم با مشکلاتی مشابه کشور بوتان مواجه هستند، در آنجا با رئیس پلیس اشلی فوآ [۶] ملاقاتی داشتم، او اشاره کرد که از زمان ورود کانال های تلویزیون و دی وی دی های برنامه‌های امریکایی، جرم و جنایت در میان مردان جوان این جزیره به طور محسوسی اوج گرفته است. او اشاره کرد: «مشکل اینجاست که ما تا به حال هیچ نیازی به دادگاه یا زندان نوجوانان و یا دادگستری نداشته‌ایم و اما الآن نیروی پلیس ناگهان باید با موجی از جرم و جنایت مقابله کند که برای این کار آماده بوده است».

البته هیچ کس نمی تواند ادعا کند که همه مشکلات اجتماعی بریتانیا به تماشای تلویزیون برمی‌گردد. اما دست کم، با مشاهده این یافته ها و نتایج می توان از خود پرسید که چه مقدار از مصرف تلویزیون ممکن است مشکل آفرین باشد؟

برای اینکه پاسخ این سوال را بهتر درک کنیم باید بدانیم که بیشتر ما تا سن ۷۵ سالگی، بیش از ۱۲٫۵ سال را صرف تماشای تلویزیون می‌کنیم. این یعنی تماشای تلویزیون در دنیای صنعتی به یک فعالت اصلی تبدیل شده است و این یعنی زمانی که صرف تماشای تلویزیون می‌کنیم از تمام فعالیت‌های ما جز کار و خواب بیشتر است. در حال حاضر کودکان بیشتر از زمانی که در مدرسه هستند، وقت خود را صرف تماشای تلویزیون می کنند. درواقع هر کودکی که شش ساله می‌شود، به طور متوسط نزدیک به یک سال از زندگی خود را صرف تماشای تلویزیون کرده است. ​اگر دیگر فعالیت‌های مبتنی بر تلویزیون، مانند بازی‌های رایانه‌ای را نیز در محاسبه بگنجانیم، این رقم به مراتب بسیار بالاتر خواهد بود. کودکان ۱۱ تا ۱۵ سال جمعا ۵۳ ساعت در هفته صرف تماشای تلویزیون و کار با کامپیوتر می‌کنند که این عدد نسبت به یک دهه قبل ۴۰ درصد افزایش داشته است. این رفتارهای غلط واقعاً نگران کننده است به ویژه که یافته‌ها نشان می‌دهد که مشاهده تلویزیون در کودکان زیر سه سال به توانایی‌های یادگیری آنها به طور دائم آسیب می‌رساند.

دانشمندان می‌گویند که تماشای بیش از حد تلویزیون بر توانایی‌های ریاضیاتی، خواندن، قدرت تشخیص و درک مطلب، حتی بعد از دوران کودکی نیز اثرات زیان آوری خواهد داشت. در واقع به نظر می رسد که خروجی‌ دیداری و شنیداری تلویزیون، به سرعت توسعه مغز کودک آسیب می‌رساند.

آمارها نشان می دهند، کودکانی که والدینشان به آنها اجازه می‌دهند که در اتاق خوابشان تلویزیون داشته باشند در سنین هشت یا نه سال بدترین نمرات را در آزمون های مدرسه کسب می‌کنند.

دانشمندان در یک مطالعه طولانی مدت ۲۶ ساله (مطالعه کودکان از بدو تولد)، دریافتند که تماشای تلویزیون در دوران کودکی و نوجوانی ممکن است پیامدهای خطرناک و طولانی مدتی برای: سلامت جسمی،سلامت روحی، پیشرفت تحصیلی، وضعیت اجتماعی و اقتصادی درپی داشته باشد.

پزشکان توانستند ارتباط مستقیمی بین میزان زمانی که کودکان صرف تماشای تلویزیونی می‌کنند و میزان آسیب‌های آموزشی آنها بیابند. آسیب های بلندمدت قابل توجهی حتی در به اصطلاح سطح متوسطی از تماشای تلویزیون​ (بین یک تا دو ساعت در روز) رخ می‌دهد.

متاسفانه به خاطر اینکه تماشای تلویزیون ظاهراً یک فعالیت کاملاً بی خطر و سالم است، هشدار دادن در مورد آن پشت سر دیگر مسائل مربوط به بهداشت روانی قرار گرفته است. اما در مواجهه با چنین شواهد محکمی عاقلانه ترین کار، کاهش زمان ارتباط ما با صفحه نمایش است، این کار باید برای همه ما یک اولویت بهداشتی باشد. ولی متاسفانه در چنین شرایطی و با این میزان بالای آسیب‌های اجتماعی و خطرات جدی تماشای بیش از حد تلویزیون بر سلامت افراد، دولت هنوز چشمانش را بر روی حقیقت بسته است و بعید است که در سیاست‌های کلی خودش تجدید نظر کند. پس در نهایت، مردم باید خود تصمیم بگیرند که چه مقدار و چه نوع برنامه‌های تلویزیونی را تماشا کنند، چرا که آگاهی دادن و هشدار دادن توسط دانشگاهیان، سیاستمداران و رسانه‌ها بخاطر منافع مالی که تلویزیون برای دولت دارد، پشت گوش انداخته می شود. (دقیقا همان طور که مدیریت صنعت دخانیات، سال ها ادعا می کرد که سیگار کشیدن یک فعالیت لذت بخش است که هیچ اثر سوء ثابت شده‌ای بر سلامت مردم ندارد).

معمولاً افرادی که بیشتر به فکر هستند توصیه می‌کنند که «کلید حل این مشکل میانه روی است» و یا «والدین باید متعادل باشند» اما هنگامی که پای سلامت فرزندانمان در میان است، باید بپرسیم که واقعاً منظورمان از «اعتدال» و «تعادل» چیست؟ اگر در آینده کسی به شما در مورد اثرات سوء تماشای بیش از حد تلویزیون هشدار داد، به یاد داشته باشید که اغلب موارد منظور از عبارت «بیش از حد»، دو ساعت در روز است.

با وجود اثرات طولانی مدت و خطرناک تماشای تلویزیون، شاید بزرگترین مانع ما در راه اصلاح رفتارمان این واقعیت ساده است که تماشای تلویزیون لذت بخش است. ما هشدارها را نمی‌شنویم چرا که نمی‌خواهیم بشنویم، چون سرمان با دیدن برنامه‌های جورواجور تلویزیون گرم است.

آلدوس هاکسلی [۷] هشدار داده بود که از ولع و اشتیاق بی پایان انسان، برای پرت کردن حواس و کنترل ذهن او استفاده می‌شود، اکنون این خطر وجود دارد که با وابستگی رو به رشد ما به تلویزیون، کابوس هاکسلی در آغاز قرن ۲۱به واقعیت بپیوندد.

پی نوشت

[۱] شهری در انگلستان

[۲] John Logie Baird

[۳] افسردگی که نیازمند درمان های پزشکی است. (مترجم)

[۴] Attention Deficit Disorder

[۵] Vava’u

[۶] Ashley Fua

[۷] Aldous Huxley

تاکید رهبر انقلاب بر کتاب های آموزش زبان

گوگل چطور شما را متقاعد می کند؟

download

دشمن برای گرفتن کمک و یاری (درکارهای ناصحیح) از دیگران ابتدا باید به ذهن آنها نفوذ کند و به آنها بقبولاند که به چیزی که او در ذهن دارد نیاز واقعی و مبرم دارند. اما یکی از بهترین راه ها برای متقاعد کردن این است که مردم ببینند که خود فرد مورد نظر(دشمن) هم به آنها موضوع کمک میکند چه بسا حتی بیشتر از مردم…

how to ricive help copy copy

نمونه بارز این ترفند را در شرکت گوگل می بینید. گرفتن پول مردم به بهانه کمک به تحقیقات در مورد ویروسی که خودشان به وجود آورده اند. فکر میکنید چقدر از این راه سود میکنند…؟

در مجموعه فرهنگی عاشورائیان چه می گذرد؟

امکان ندارد کسی اهل بسیج و پایگاه وهیئت باشد و نام مجموعه فرهنگی عاشورائیان را نشنیده باشد.

اما آیا واقعا عاشورائیان فقط یک هیئت عزاداریست؟!!!

پاسخ شما یک نه!!! بسیار بزرگ است. چرا که  چند سالیست که این مجموعه فرهنگی در سدد تربیت جوانان این شهر است برای انجام امور فرهنگی و در واقع مدیریت امور فرهنگی…

مهمترین فعالیت انجام شده در این ضیمنه توسط این مجموعه فرهنگی مذهبی، برگزاری جلسات آموزشی سنگر اجتماعی است که با هدف تربیت یک گردان ۵۰۰ نفره نیروهای زبده فرهنگی برگزار گردید و اختتامیه این جلسات نیز ۲۹ شهریور با حضور شیخ علی ظاهر معاون فرهنگی مقاوت حزب الله لبنان برگزار شد.

MG_0422shikhe-ali-zaher

باید منتظر شد و دید برنامه بعدی و در واقع حرکت سوم این مجموعه چیست؟

اگر مایل هستید بیشتر با این مجموعه و مدیر شورای سیاست گذاری آن جناب آقای وحید ملتجی آشنا شوید توصیه میکنم که حتما به وبسایت این مجموعه سری بزنید.

www.ashouraiyan.com

تا دیدار بعدی …

معاونت فاوا بسیج مسجد مهدیه (خ جی) اصفهان

 

Scroll To Top