Wednesday , 23 October 2019 | چهارشنبه , ۱ آبان ۱۳۹۸
آخرین خبرها
شما اینجا هستید: خانه » بایگانی/آرشیو برچسب ها : کاربرد

بایگانی/آرشیو برچسب ها : کاربرد

اشتراک به خبردهی

عشق چیست و آیا لازمه ی ازدواج است؟

عشق چیست و آیا لازمه ی ازدواج است؟

یبلیبل

محور اصلی تعریف عشق بایستی ذهنی یا پدیده شناختی باشد نه عینی یا رفتاری. عشق اساساً عبارت است از اشتیاق و محبت توأم با لذت، شادی، رضایت، احساس غرور و حتی وجد و شعف از برخوردار بودن از این احساس، در صورتی که همه چیز به خوبی پیش برود. در این حالت گرایش و تمایلی به نزدیک تر شدن به شخص مورد علاقه وجود دارد، به داشتن ارتباط صمیمانه تر با او، به لمس کردن و در آغوش گرفتن محبوب و مشتاق او بودن. در یک رابطه ی عشقی سالم، گرایش بسیار کمی برای سلطه گری و تأثیرگذاری وجود دارد. این رابطه طوری است که حتی احتمال پنهان ساختن معایب جسمی ناشی از میانسالی و کهنسالی و نظایر آن را کم می کند و تمایل به حفظ فاصله، اسرارآمیز بودن، فریبندگی، احتیاط و اختفا و نهانکاری بسیار کمتر می شود.
عشق شکل عالیِ مرتبط بودن به دیگران و به خویش است و به معنای مسئولیت، توجه، احترام، معرفت، تمایل به رشد و پیشرفت شخص دیگر می باشد و بیان صمیمیت بین دو انسان و حفظ همبستگی بین آن هاست.
عشق در درجه ی اول شبیه نوعی پیمان شراکت است تا یک سرخوشی و نشاط خودانگیخته، رفاه نوع بشر یا وظیفه ی تولید مثل یا پیشرفت آینده ی بشر، که افراد را به یکدیگر جذب می کند.
اگر تصور بر این باشد که عشق به تنهایی می تواند مسائل ما را حل کند و باعث راحتی و خشنودی بی حد ما شود یا باعث شود که با خویشتن، با تنهایی خود، با دردها و مرارت ها مواجه نشویم و دلبستگی بیش از اندازه به جنبه های بهشتی عشق داشته باشیم، ممکن است به نتایج ناامیدکننده ای منتهی شود.
عشق فقط عبارت زیبایی است و این فکر که تنها با تکیه بر جنبه ی عاشقانه ی یک رابطه و با بالا رفتن از نردبان عشق می توان همه ی مسائل و مشکلات را پشت سر گذاشت، فکری واهی است.
عشق اراده است. نیت و عمل باید هر دو با هم باشند. عشق ورزیدن انتخاب ماست. اراده متضمن انتخاب است. ما مجبور به عشق ورزیدن نیستیم. ممکن است بر این گُمان باشیم که عشق می ورزیم در حالی که در واقع عشق نمی ورزیم؛ زیرا انتخاب ما عشق نورزیدن بوده است. بنابراین به رغم نیات خوبمان عشق نمی ورزیم. از سوی دیگر هرگاه واقعاً در جهت رشد معنوی تلاش کنیم، علتش انتخاب ما بوده است. بیماران روان رنجور بدون استثناء ذهنشان در مورد ماهیت عشق مخدوش است. علتش این است که در مواجه شدن با راز عشق، سوءتفاهم ها سر برمی کشند، سوءتفاهم هایی که تنها باعث رنج بیماران می شوند.
« عاشق شدن»، حداقل تجلی عشق است و ممکن است سوءبرداشتی از عشق باشد؛ زیرا از لحاظ ذهنی عاشق شدن عمیقاً به عنوان تجربه ی عشق است اما فرد عاشق بدون شک، به آنچه فکر می کند تجربه ای شهوانی و جنسی است. در این رابطه ما تنها زمانی عاشق می شویم که آگاهانه از نظر جنسی برانگیخته شده باشیم، به همین خاطر این احساسی گذراست و جاذبه ی آن سریع سپری می شود و شکوفه ی عشق پژمرده می گردد.

عاشق شدن:

– ارتباط چندانی با پرورش هدفمند و تکامل معنوی فرد ندارد.
– گسترش محدودیت ها یا مرزهای شخصی نیست، فروپاشی گذرا و جزئی آن هاست.
– احساس به مقصد رسیدن و قلّه را فتح کردن است. فرد عاشق از جایی که ایستاده احساس رضایت می کند و همه چیز ( مخصوصاً معشوق) را متکامل می بیند.

عشق انواع مختلف دارد: عشق الهی، عشق شهوانی، عشق کامل، عشق ناکامل، عشق رمانتیک و… در نتیجه در همه ی انواع عشق فقط مسائل جنسی یا شهوانی مدنظر نیست.
دکتر کارل فینگر یکی از روان شناسان مشهور آمریکایی اعتقاد دارد که « عشق درمان کننده است، هم کسی را که مورد عشق واقع می شود شفا می دهد و هم کسی را که عشق را ارزانی می کند.»

عشق رمانتیک و آرمان گرایانه چه تأثیری در انتخاب همسر دارد؟

عشق مبهم ترین هیجان بشری است که به رغم تلاش دانشمندان، شاعران و ترانه سُرایان برای توصیف این حالت مُعماگونه، تاکنون تعریف مشخصی از آن ارائه نشده است. اما اعتقاد به عشق رمانتیک هنوز تداوم دارد و همه ی ما به نوبه ی خود در جست و جوی همسری هستیم که به بهترین وجه، آرمان های ما را در زندگی متجلی کند.
عشق های رمانتیک به تمدن های اولیه ی روم و یونان بازمی گردد و ویژگی های آن عبارتند از:
حالت هیجانی دیوانه وار، برانگیختگی فیزیولوژیک، سرگشتگی و گمگشتگی، شیفتگی شدید و میل مفرط.
عشق رمانتیک در همان نگاه اول شکل می گیرد؛ عشاق در این روند عیوب و ضعف های یکدیگر را نادیده می گیرند و تنها عشق را حلّال همه ی مشکلات می دانند.
گاهی مترادف با هوس و اتحاد جنسی است.
عشق های رمانتیک معمولاً ناگهانی و بسیار مهیج شروع می شوند و ممکن است به ازدواج هم منجر شوند؛ اما زوج بر کُل فرایند ازدواج کنترل محدودی دارند. معمولاً طول عمر عشق های رمانتیک کوتاه است.

چگونه می توان عشق هیجانی و رمانتیک را از عشق واقعی تشخیص داد؟

همه ی انسان ها می خواهند که عاشق باشند و مهم ترین هدف عشق، تشکیل یک زندگی زناشویی سعادتمند است. افراد انتظار دارند که ازدواج، نیازهای آن ها را برآورده کند و آن ها را به رشد فردی و جمعی برساند؛ و اگر عشق نتواند یک زوج را به این نقطه برساند کم کم فراموش می شود. به همین دلیل است که وقتی جوانان با کسی معاشرت می کنند و با او در همه ی اوقات خوش هستند، فکر می کنند که ازدواج هم چیزی شبیه به همین رابطه است؛ اما وقتی زندگی تشکیل می دهند، بعد از مدتی آن احساسات گرم از بین می رود، و تعهد به طرف مقابل و احساس مسئولیت در مورد فرزندان جای عشق شان را می گیرد.
همه ی ما در خانواده هایی رشد می کنیم که به شکلی دارای عیب ها و نواقصی هستند، و به ما اطلاعاتی می دهند. در نتیجه ما درباره ی خود و ارتباط های مان نگرشی پیدا کرده و به نوعی درباره ی آن ها قضاوت می کنیم؛ که این نگرش و نوعِ قضاوت کردن ها، می تواند مانع از ایجاد پیوندهایی شود که باعث رشد و تکامل ما می شوند. احساساتی که در مورد خود و دیگران پیدا می کنیم تا پایان عمر همراه ما هستند. تنها زمانی می توانیم به گونه ای مؤثر به این داوری ها و نگرش های خود سمت و سوی درست بدهیم که نسبت به آن ها آگاهی پیدا کرده باشیم. برای آنکه از قدرت لازم روانی در جهت ارتقای روابط خود با همسرمان، به عنوان فردی با شخصیتی متفاوت، برخوردار شویم، باید از روان شناسی عشق و روان شناسی علت های رفتاری آگاه باشیم. عشقِ ناپخته، زودهنگام و نارس در اثر نوعی بلوغ، احساسات جنسی، احساس نیاز به جنس مخالف و کنجکاوی های نوجوانی ایجاد می شود. بدین معنا که نوجوان فردی را مورد نظر قرار می دهد و شبانه روز به عنوان عاشق به او فکر می کند. او این احساس خود را عشق می داند و همیشه احساس می کند که طرف مقابل نیز از تمام حالات او آگاهی دارد. در صورتی که معشوق او در یک بی خبری کامل به سر می برد. معمولاً این عشق های رمانتیک دوامی نخواهند داشت و بعد از زمان کوتاهی، یا به دلیل دل بستن به دیگری یا به دلایل دیگر از بین می رود و ضربه های روانی شدیدی به خانواده ها و دختران و پسران جوان وارد می آورد. در حقیقت زیربنای این گونه عشق ها عبارت است از: جاذبه های جنسی، صورت ظاهری، مسائل مالی و… در صورتی که زیربنای عشق واقعی عبارت است از: شناخت کافی از یکدیگر، انتظارات واقع بینانه از یکدیگر، حل و فصل مسائل شخصیتی و رفتاری، داشتن تصویر روشن ذهنی از همسر آینده و بررسی انتظاراتی که در آینده از یکدیگر خواهند داشت.
عاشق یعنی انتخاب و مهر ورزیدن به کسی که حداقل شباهت ها را به شما داشته باشد و تا حد امکان از تفاوت های مسئله ساز دور باشد و دارای ویژگی های مهم شخصیتی، برای جبران اختلاف ها باشد. عشق نیروی سرشاری به زندگی ما می دهد و انقلابی در روابطِ ما با دیگران ایجاد می کند. عشق می تواند اعجاز کند؛ می تواند کارهای دشوار را به فرصت های مناسب تبدیل کند؛ می تواند انگیزه دهنده ی رفتارهای شجاعانه باشد؛ عشق مهم ترین احساس بشر است.

آیا دوست داشتن دلیل می خواهد؟

در اشخاص سالم یعنی کسانی که هیچ گونه تعارض و مشکل شخصیتی و روانی نداشته باشند، دوست داشتن غریزی است.
دوست داشتن، عشق و صمیمیت از فرمول خاصی تبعیت نمی کنند و علاقه ای است که در « ته دل» افراد نسبت به دیگری ایجاد می شود و بنیان زندگی براساس آن گذاشته می شود. به همین دلیل این امر همیشه قابل بحث نیست؛ مثلاً شما از فرزند خود سؤال می کنید که چه چیز این مرد را دوست داری؟ قیافه، تحصیلات یا ثروت او را؟
شما در آن فرد هیچ نکته ی قابل توجهی نیافته اید ولی اثری فوق العاده در دل دختر جوان شما دارد که با معیارهای رایج اجتماعی قابل قبول نیست. شاید به همین دلیل است که عده ای معتقدند علاقه و دوست داشتن تابع فرمول خاصی نیست، ولی درست یا غلط بودن آن را می توان با بررسی های دقیق تر و کامل تر مشخص کرد و نشان داد که آیا این علاقه احساسی زودگذر است یا منطقی و پایدار؟
مقوله ی دوست داشتن می تواند تابع این اصل هم باشد « که با دیگران چنان رفتار کن که دوست داری با تو رفتار کنند» و شاید افعال نیکِ طرف مقابل اثر خوبی بر ذهن و زندگی فرد گذاشته است.
منبع مقاله :
نویسنده: دکتر ماهیار آذر(۱۳۸۵)، ازدواج: حل مشکلات زناشویی، تهران: نشر قطره، چاپ سوم.

به کوشش بسیجی : سعیدی

ازدواج در کلام و عملکرد امام حسین (ع)(۵)

ازدواج در کلام و عملکرد امام حسین (ع)(۵)

سبی

ازدواج موقت (متعه)

یکی از احکام اسلامی و سنت اجتماعی رسول خدا ازدواج موقت (متعه) است که توسط ائمه اطهاراستمرار یافت.
بسیاری ازمردان یا زنان مشکلات و محدودیت های اجتماعی فراوانی دارند که نمی توانند درازدواج دائم باشند و از طرفی، نمی خواهند دچار گناه شوند. تنها راه حل شرعی مشکلات جنسی آنان، ازدواج موقت است. ازدواج موقت یکی از سنت های ارزشمند الهی است.
امامان معصوم به این سنت الهی عمل کردند و مؤمنان جامعه اسلامی به آن توجه داشتند.
رویکرد با درایت امام حسین در ازدواج موقت حاکی از آن است که مسیری که امام در آن گام بر می دارد احیاگر سیره نبوی است. در واقع، این نوع از ازدواج، یک ضرورت اجتماعی است و برای جلوگیری از روابط نامشروع و عدم سقوط در ورطه زناست.
راوی ازامام کاظم درباره متعه سؤال کرد. امام فرمود: متعه بدون هیچ قید و شرطی حلال و مباح است برای کسی که خداوند او را به ازدواج دانم بی نیاز نکرده است. او باید به وسیله متعه، عفاف خود را حفظ کند و اگر به وسیله ازدواج دائم، از متعه بی نیاز شد، در صورتی که متعه برای او مباح است که از همسر خود (به واسطه سفر و…) غایب باشد.(۱)(مجلسی، ۱۳۹۳ ق، ج۸، ص ۴۷۸(
نیز حضرت به بعضی از موالی خود نوشتند : اصرار بر متعه نکنید، برشماست که اقامه سنت کنید. به وسیله متعه، خود را از همسران دائمی بازندارید….(۲)(همان(
امامان معصوم ما ضرورت ازدواج موقت (متعه) را درجهت حلیت و مشروعیت متعه دیده و تصریح فرموده اند: متعه نسیم رحمت است که خداوند برامت محمد وزانده و اگر از آن نهی نمی کردند، هیچ کس محتاج به زنا نبود، مگر افراد بدبخت.(۳)( همان، ص ۴۵۵(
البته عمل زنا، احتیاج طبیعی نیست، بلکه طبق بعضی از روایات، زاییده شقاوت و انحراف است و شبیه احتیاجی است که شخص معتاد به الکل و هروئین دارد.
در واقع، لحن ادله تشریع ازدواج موقت، نمایانگر گشایش راهی در تنگناهای زندگی است و چنین به نظر می رسد که ازدواج موقت، برزخی است میان تجرد و تأهل.
امام صادق (ع)نیز درراستای حفظ این سنت نبوی و ضرورت اجتماعی آن می فرمایند: من نمی پسندم که مردی بمیرد و یکی از برنامه های پیامبرخدا را به جا نیاورد. پرسیدند: پیامبر خدا متعه کرده؟ فرمودند : آری.(همان، ص ۵۰۷(
وانگهی، وقتی اسلام، تمام کوشش خود را از لحاظ برنامه ریزی زندگی خانوادگی و مسائل تربیتی و اخلاقی متوجه تحکیم خانواده و دوام و بقای آن کرده، چگونه ممکن است به گونه ای با مسئله ازدواج موقت برخورد کند که نتیجه اش سست شدن پایه های خانواده و ایجاد دافعه میان زوجین باشد؟!
اسلام برای دلبستگی های زن و شوهر به یکدیگر زمینه سازاست و برای پیدایش گریز و بی میلی در میان آنها مانع است و به همین دلیل، پیامبر عظیم الشأن فرمودند: «هر گاه یکی از شما متوجه زنی زیبا بشود، باید به سراغ همسر خود برود و نیاز و هیجان خود را دفع کند که در واقع هر دو یکی هستند.» یکی پرسید: اگر همسر ندارد، چه کند؟ فرمودند : «به
درگاه خداوند خواسته اش را بگوید که آن وجود عظیم الشأن اجابت کننده است.» (۴) مجلسی، ۱۴۰۳، ج۸، ص ۳۴۵(

امام حسین و مسئله تعدد زوجات

تعدد زوجات در میان مردمانی همچون مصری ها، هندوها، فارس ها و حتی رومی ها و یونانی ها رواج داشته است و بیشتر این تعدد زوجات در میان قبایل و خاندان هایی که زندگی شان قبیله ای است، نظیر ده نشینان و کوه نشینان اتفاق می افتد. این تعدد زوجات به دلیل مقتضیات و شرایط زندگی آنان بوده که این گونه می طلبیده است.(میرچا، ۱۳۸۱، ص ۱۰۴(
اما اسلام قانون ازدواج با یک زن را تشریع کرده و با بیشتر از یک همسر، یعنی تا چهار همسر، در صورت تمکن با رعایت عدالت در میان آنها، موافقت نموده و فرموده : «و لهن مثل الذی علیهن بالمعروف» (بقره : ۲۲۸)؛ یعنی : مردنی که توان و قدرت و امکانات مالی و شرایط اخلاقی مناسبی دارند و می توانند عدالت را رعایت کنند، نگذارند زنانی در جامعه اسلامی بی شوهر بمانند.
اگر این فرهنگ با تمام شرایط و مقرراتش در جامعه اسلامی به صورت یک ارزش مطرح شود، ریشه های روابط نامشروع خشکانده خواهد شد.
رسول گرامی و امام معصوم به این سنت ارزشمند اجتماعی عمل کردند. دراین حیطه، حضرت اباعبدالله نیز، هم کلام و هم عملکردشان، حایز توجه می باشد.
روزی جمعی از دوستان وارد منزل امام حسین شدند؛ فرش ها و پرده های نو مشاهده کردند، گفتند: در منزل شما چیزهایی می نگریم که در خانه رسول خدا نبود.
امام حسین (ع)فرمودند: ما با زنانی ازدواج کردیم، و عادت ما آن است که مهریه زنان را بعد از ازدواج به آنها می پردازیم و چون همسران ما امکانات مالی پیدا می کنند برای خود لوازم خانه می خرند؛ اینها به ما تعلق ندارد.(۵)(حرعاملی، ۱۴۰۳، ج۳، ص ۵۸۶ / کلینی، ۱۳۶۷، ج۶، ص ۴۸۶، ح۱(
در کلام و عمل امام چند نکته حول تعدد زوجات حایزاهمیت است:
۱٫ قایل شدن به مسئولیت دادن مهریه همسر سریعاً پس از عقد ازدواج : با توجه به اینکه اکثر زوج ها مهریه زن را تنها به عنوان تزیینی و چیزی که وجود داشته، فرض کرده و در صدد عمل به آن نیستند، امام تأکید دارند مهریه زن را پس از عقد ازدواج باید به وی داد.
۲٫ قایل شدن استقلال مالی برای همسر و زن : این عملکرد امام، تأکیدی برحفظ استقلال مالی زن و منبعی مالی برای او (مهریه) اوست، حال آنکه در کشور شیعی ما بسیاری ازافراد حتی برای زنان و همسران شاغل خود استقلال مالی قایل نیستند و آنان را تحت فشار قرار می دهند.
۳٫ حفظ کرامت و استقلال شخصیتی برای همسر و زن : با اینکه امام بزرگوار از تعدد زوجات برخوردارند (پنج همسر)، اما این حرکت ایشان درسی است برای همه مردان مسلمان، بلکه همه مردان جهان که جایگاه زن و همسر باید به عنوان یک انسان با تمام
درجات خود محفوظ بماند. امام با عظمت و شکوه خود آن قدر به همسر خوش اهمیت و ارزش می دهند که نه در خرج مهریه همسر اعمال نظر می نمایند(در واقع،برای سلیقه همسر خویش ارزش قایلند) و نه پس از ارائه مهریه به همسر، آن را دیگر از آنِ خود می دانند.

نتیجه

حسین آبروی همیشه تاریخ است. حسین وسعت نظری ژرف دارد و این وسعت نظر در حیطه مسائل مربوط به ازدواج هم خود را نشان داده است. با بررسی کلام و عملکرد امام در ابعاد مختلف مسئله ازدواج، می توان نتیجه گرفت: عظمت و ابهتی که ایشان به عنوان یک انسان کامل و در جایگاه یک همسر و یک مرد برای زن قایل هستند بی نظیر است و در کمال احترام، چه با همسران خود و چه با زنان درجامعه، برخورد می نمایند و تحمل کوچک ترین بی احترامی نسبت به ساحت زن در قالب ازدواج را ندارند و این را در برخورد خود با یزید در رابطه با مسئله ارینب و خواهر زاده خویش ام کلثوم نشان دادند. امام به عنوان انسان کامل، ازدواج را دراخلاق، ایمان، سادگی و تسریع در آن زیبا می بینند و حق و حقوق زن را در ازدواج محترم می شمارند و تلاش شان در تداوم سیره نبوی و احیای آن است؛ حتی در حیطه مسائل مربوط به ازدواج.
منابع تحقیق:
* قرآن کریم
* تلمود، کتاب مقدس، ترجمه فارسی، انجمن پخش کتب مقدسه درمیان ملل.
۱٫ ابن عساکر، علی بن حسن؛ تاریخ ابن عساکر (در زندگانی امام حسین)؛ [بی جا] : المحمودی، ۱۳۵۶٫
۲٫ ابن هشام؛ سیره النبویه؛ تهران : شرکت سهامی خوارزمی، ۱۳۶۱٫
۳٫ اربلی، علی بن عیسی؛ کشف الغمه؛ ایران : دارالطباعه کربلایی محمد حسین طهرانی، ۱۲۹۴ ق.
۴٫ اصفهانی، ابوالفرج؛ الاغانی؛ قاهره : وزاره الثقافه و الارشاد القومی، ۱۹۶۳م.
۵ـــــــــــــــ؛ مقاتل الطالبین؛ دارالاحیاء الکتب العربیه، ۱۳۶۸ق.
۶٫ بابازاده، علی اکبر؛ مسائل ازدواج و حقوق خانواده؛ [بی جا]: بدر، ۱۳۷۰٫
۷٫ بروجردی؛ جامع احادیث شیعه؛ [بی جا]:‍[بی نا]، ۱۳۸۰ ق.
۸٫ بهشتی، احمد؛ داستان زنان قهرمان؛ تهران : آیین جعفری، ۱۳۵۱٫
۹٫ پطرس، فرماج؛ ایضاح التعلیم المسیحی؛ [بی جا] : مطبعه الاباء المرسلین الیسوعیین، ۱۸۸۲ م.
۱۰٫ پیچ، ریموند؛ ما و فرزندان ما؛ تهران : امیرکبیر، [بی تا].
۱۱٫ تمیمی، نعمان بن محمد؛ دعائم الاسلام؛ قاهره : دارالمعارف، ۱۳۸۲ ق.
۱۲٫ جوادی آملی، عبدالله؛ زن در آیینه جمال و جلال؛ تهران : مرکز نشر فرهنگی رجاء، ۱۳۶۹٫
۱۳٫ حر عاملی، محمد بن حسن؛ وسائل الشیعه؛ لبنان : دارالاحیاء التراث لبنان، ۱۴۰۳ ق.
۱۴٫ دریایی، تورج؛ شاهنشاهی ساسانی؛ ترجمه مرتضی ثاقب فر؛ تهران : ققنوس ۱۳۸۳٫
۱۵٫ دشتی، محمد؛ فرهنگ سخنان امام حسین؛ قم : نشرامیرالمؤمنین، ۱۳۸۸٫
۱۶٫ ـــــــــــــ؛ دائره المعارف نوین جهان اسلام؛ قم : کنگره : ۱۳۸۸٫
۱۷ـ راوندی، قطب الدین؛ الخرائج و جرائح؛ قم : للمطبوعات، ۱۴۱۱ ق.
۱۸٫ س.سکری سرور، محمد؛ نظام الزواج فی الشرایع الیهودیه و المسیحیه؛ [بی جا] : دارالفکرالعربی، [بی تا].
۱۹٫ شهیدی، جعفر؛ زندگانی علی بن حسین؛ [بی جا] : دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۶۵٫
۲۰٫ صفری، محمد علی؛ زن و شوهر (ازدواج و انتخاب همسر)؛ مشهد : هاشمی نژاد، ۱۳۷۱٫
۲۱٫ طبرسی، فضل بن حسن؛ ترجمه مکارم الاخلاق؛ [بی جا] : فراهانی، ۱۳۵۵٫
۲۲٫ طبری، محمد بن جریر؛ تاریخ طبری؛ تهران : اساطیر، ۱۳۶۸٫
۲۳٫ عطاری کرمانی، عباس؛ امام حسین آبروی همیشه تاریخ؛ تهران : آسیم، ۱۳۸۲٫
۲۴٫ فلسفی، محمد تقی؛ گفتار جوان؛ تهران: نشر معارف، ۱۳۷۵٫
۲۵٫ فیض کاشانی، ملا محسن؛ محجه البیضاء؛ تهران :مکتبه الصدوق، ۱۳۳۹ق.
۲۶٫ فیشلر، کورت؛ امام حسین و ایران؛ ترجمه ذبیح الله منصوری، تهران: بدرقه جاودان، ۱۳۸۰٫
۲۷٫ قمی، شیخ عباس؛ منتهی الآمال؛ تهران : علویون، ۱۳۸۷٫
۲۸٫ کلینی، یعقوب بن اسحاق؛ اصول کافی؛ ترجمه و شرح سید جواد مصطفوی؛ تهران : علمیه اسلامی، ۱۳۶۷٫
۲۹٫ کلینی، محمد بن یعقوب؛ فروع کافی؛ ج۵، تهران : علمیه اسلامی، ۱۳۶۷٫
۳۰٫ مجلسی، محمد باقر؛ بحارالانوار؛ لبنان: دارالاحیاء التراث لبنان، ۱۴۰۳ق.
۳۱٫ مجلسی، محمد تقی؛ روضه المتقین؛ تهران : بنیاد فرهنگ اسلامی، ۱۳۹۳ق.
۳۲٫ مشکینی، علی؛ ازدواج در اسلام؛ قم : الهادی، ۱۳۶۶٫
۳۳٫ مطهری، مرتضی؛ حقوق زن در اسلام؛ تهران: صدرا، ۱۳۸۱٫
۳۴٫ مظاهری، حسین؛ خانواده در اسلام؛ تهران : شفقی، ۱۳۷۵٫
۳۵٫ میرچا، الیاده؛ رساله ای در تاریخ ادیان؛ ترجمه جلال ستاری؛ تهران : سروش، ۱۳۸۱٫
۳۶٫ میشل، توماس؛ کلام مسیحی؛ ترجمه حسین توفیقی؛ تهران : مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، ۱۳۷۷٫
۳۷٫ مهاجرانی، عطاءالله؛ پیام آور عاشورا؛ تهران : اطلاعات، ۱۳۷۱٫
۳۸٫ نجفی، محمد حسن؛ جواهرالکلام؛ مکتبه الاسلامیه، ۱۳۶۵، ج۲۹٫
۳۹٫ نوری طبرسی، حسین؛ مستدرک الوسائل؛ تهران : علی اصغر خوانساری، ۱۳۲۱، (چاپ سنگی (
۴۰٫ واضح احمد بن؛ تاریخ یعقوبی؛ تهران : بنگاه ترجمه ونشرکتاب، ۱۳۵۶٫

پی نوشت ها :

۱ ـ هِی حلال مباحُ مُطلَقِ لمَن یغنِهِ اللهُ بِالتَزویجِ فَلیستَعفِف بِالمِتعَه، فإن إِستَغنی عَنها بِالتزویجِ فَهِی مُباح لَه إذا غابَ عَنها.
۲ ـ لا تَلخوا عَلی المُتعَهِ، إنمّا علیکم إقامه سنَّه، فلا تَشتَغِلوا بِها عَن فَرشِکم و حَرائِرِکم.
۳ ـ ما کانَتِ المُتعَهُ الّارَحمهَ رَحِمَ اللهُ بِها أمَّهَ مُحَمَدٍ لَولا نَهیهُ عَنها ما إِحتاجَ إلی الزِّنی الّاشَفاً.
۴ ـ اشاره دارد به آنکه هر فردی برای ازدواج باید از خداوند استجابت همسری مناسب نماید تا خداوند از فضل خود او را برخوردار سازد.(ر.ک به : نساء:۱۷۳(
۵ ـ انّا نتزوَّج النساء فَنُعطیهِنَّ مُهورَهُنَّ فَیشتَرینَ بِها ماشِئنَ لَیسَ لَنا فیهِ شَیءٌ

منبع مقاله :
نشریه بانوان شیعه (نویسندگان:دکتر نهله غروی نائینی فاطمه همدانیان)، شماره ۲۰

 به کوشش جواد سعیدی

ازدواج در کلام و عملکرد امام حسین (ع)(۴)

ازدواج در کلام و عملکرد امام حسین (ع)(۴(

xzc

تسریع در ازدواج

ازدواج علاوه براینکه پاسخی مناسب به یکی از نیازهای تکوینی به ودیعه گذاشته شده در نهادو سرشت انسان است و عدم تأمین صحیح آن، نوعی مبارزه غلط و ناصحیح با سرشت خود به شمار می رود، باعث تسکین و تکمیل انسان است. پس عدم ارضای صحیح و به موقع این نیاز فطری و درونی، ضررهای جبران ناپذیری را بر روان فرد و روابط او با اجتماع، وارد می سازد. ازدواج فرد را از حالت خودمداری، اضطراب و احساس سلطه براشیا و اشخاص، باز می دارد و موجب بقای سلامت روان و تن ودوری از بسیاری بیماری های جسمانی، روانی، و انحرافات اجتماعی می شود و به همین دلیل است که امام حسین (ع) برادر زاده ۲۰ ساله خود را بر مبنای ایمان، برای دختر ۱۷ ساله خود می پذیرد و اینچنین در ازدواجشان تسریع روا می دارد. (دشتی، ۱۳۸۳، ص ۹۳(
در روایتی ازامام صادق (ع)آمده است که رسول الله فرمودند : ای مردم، جبرئیل از پیشگاه الهی نزد من آمد و گفت : دختران بکر مانند میوه درختند، موقعی که می رسند اگر چیده نشوند اشعه آفتاب فاسدشان می کند ووزش باد آنها را پراکنده می سازد. همین دختران وقتی به حد بلوغ رسیدند و مانند زنان در خویش تمایل جنسی احساس نمودند، دارویی جزشوهر ندارند و اگر همسر نگیرند از فساد ایمن نیستند؛ چه آنکه بشرند و بشر از خطا و لغزش مصون نیست.(کلینی، ۱۳۶۷، ج۵، ص ۳۳۷(
علت اینکه اسلام، ازدواج کردن را به منزله به دست آوردن نصف ایمان معرفی می کند، بدین سبب است که غریزه جنسی نیرومند ترین و سرکش ترین غریزه انسانی است و به تنهایی با دیگر غرایز، برابری می کندو انحراف از آن نیمی از دین و ایمان انسان را به خطر خواهد انداخت، و گرنه خود ازدواج، در اصل، یک عمل مستحب مؤکد است. وجوبش زمانی
است که انسان با ترک آن به گناه، زحمت و مشقت بیفتد؛ ازاین رو، مجرد ماندن جایز است. اما بروز شخصیت اجتماعی و مذهبی و پیشرفت دنیوی و اخروی انسان با ازدواج میسرمی شود؛ چون اساس شخصیت اجتماعی و مذهبی هر شخص تا حدی به ازدواج وی بستگی دارد و بدون ازدواج کمتر کسی می تواند در جامعه، شخصیتی مطلوب و مورد توجه و اعتماد مردم پیدا کند و ایمان خود را گزند انحراف های جنسی، و افکار و عواطفش را از اضطراب ها، عقده ها و حسادت ها حفظ نماید.
بنابراین، نه تنها ازدواج مانع رشد و استفاده از اوقات زندگی و جوانی نمی شود، بلکه باعث فراهم کردن زمینه برای رفع بسیاری از نگرانی ها و تشتت افکار و انحرافات فکری و اخلاقی می گردد و در نتیجه، بهتر می توان ازجوانی بهره گرفت. طبق آمار و ارقام جهانی، در برخی کشورها، سن ازدواج را به طور رسمی پایین آورده اند تا میزان مشکلات جوانان را کاهش دهند.(فلسفی، ۱۳۷۵، ص ۱۷۶)

پسران و انتخاب همسر، دختران و انتخاب شوهر

از بررسی این ازدواج مقدس که امام حسین (ع)باعث و بانی آن است، بر می آید که پسران جوان پیش از آنکه دختری را برای همسری خود نامزد کنند، باید از ریشه خانوادگی و طرز تربیت های ایمانی و اخلاقی اش تحقیق نمایند و بدانند که نباید از مشاهده صورت زیبا واندام موزون و حرکات دلنشین دوشیزه ناشناخته ای خودباخته و مسحور شوند و بدون احراز شایستگی و صلاحیت با وی پیمان ازدواج برقرارکنند.
روزی رسول اکرم (ص) به مردم فرمود : بپرهیزید از گیاهان سبز و خرمی که در سرگین پرورش یافته است. عرض شد : یا رسول الله، مقصود ازاین سخن چیست ؟ فرمودند: زن زیبا
وخوب رویی است که در خانواده بد و محیط فاسد پرورش یافته است.(۱)(کلینی، ۱۳۶۷، ج۵، ص ۳۳۲(
دختران جوان نیز باید در انتخاب همسران خود متوجه جهات ایمانی و اخلاقی باشند و از ازدواج با پسران آلوده و گناهکار بپرهیزند و موجبات ناکامی و بدبختی خویش را فراهم نیاورند. البته برای اینکه پدران نادان و ناآگاه از قدرت خویش در این حیطه سوء استفاده ننمایند و ازدواج نامتناسبی رابه دختران خویش تحمیل ننمایند، پیشوای گرامی اسلام به آنها هشدار می دهد.
رسول اکرم فرمودند: آن کس که دختر خود را به ازدواج مرد فاسقی درآورد، با این عمل از وی قطع رحم نموده است.(۲(
و ما مشاهده می نماییم که در ازدواج پسر بزرگوار امام حسن مجتبی(ع) ودختر گرامی و کریمه امام حسین (ع) که در کمال ایمان صورت گرفت و وجود مبارک امام حسین بر آن نظارت داشتند تماماً و کمالاً سیره و روش رسول الله اجرا شده است.

درایت امام در حیطه ازدواج سیاسی

آن زمان که روزگاربه کام معاویه شد، یزید پسر معاویه به انواع خوش گذرانی ها و عیش و نوش ها همچون زن پرستی و می گساری مشغول بود.
یکی ازبستگان معاویه به نام عبدالله بن سلام زنی بسیار زیبا به نام «ارینب» داشت که دختر عمومی عبدالله هم بود. او در زیبایی و فتانت و ادب و کمال در منطقه عراق زبانزد خاص و عام بود. یزید خوش گذران و زن پرست که وصف خوبی و لطافت چهره ارینب را شنیده بود، به ناگاه تصمیم گرفت آن زن خوب رو را از نزدیک ملاقات کند. بدین منظور، ناگهانی از شام به عراق حرکت کرد و به هر تدبیری ارینب را از نزدیک دید و حالش دگرگون شد.
پس از مدتی، معاویه که از ماجرا اطلاع یافته بود، عبدالله بن سلام را به شام احضار کرد و قول دختر خود «رَمَله» و سکونت در قصر مجاور خودش را به وی داد واز وی خواست که همسرش ارینب را طلاق دهد. عبدالله چنین کرد و ارینب هم به مدینه نزد پدرش بازگشت.
پس از آن، معاویه به ابوهریره مأموریت داد به مدینه برود و ازارینب خواستگاری نماید و مهریه ارینب را یک میلیون درهم تعیین نمود.
در راه مدینه، ابوهریره با امام حسین برخورد داشت و ماجرا را به ایشان گفت. امام هم که از سیاست بازان بنی امیه اطلاع داشت که چگونه نوامیس مردم را بازیچه خود قرار می دهند و زن و شوهری را که زندگی آرام وگرمی داشتند ازیکدیگر جدا می سازند تا به هوس بازی های زودگذرخود برسند، برای حفظ ارینب و بازگرداندن او به شوهرش عبدالله بن سلام، چاره ای اندیشید : ازدواج سیاسی با ارینب! اگر امام از ارینب خواستگاری و با وی ازدواج می کرد، دیگر معاویه و یزید نمی توانستند کاری از پیش ببرند. ازاین رو، امام به ابوهریره فرمودند : از طرف من هم از ارینب خواستگاری کن. ابوهریره نزد ارینب رفت و گفت : معاویه تو را برای ولیعهد خود یزید می خواهد و امام حسین نیز از تو خواستگاری کرده است. ارینب که از فساد یزید مطلع بود، ازدواج با امام را ترجیح داد و
با حضرت اباعبدالله (ع)ازدواج کرد. ولی امام به ارینب فرمودند که فعلاً در خانه پدرش بماند و به هیچ وجه با اوملاقات نکند. معاویه هم که از ماجرا مطلع شد و نقشه اش را ناکام یافت، سخت برآشفت و ابوهریره را به بی لیاقتی متهم کرد و عبدالله را از قصرش خارج نمود.
عبدالله با حالی نذار و غمگین عازم عراق شد، ولی در راه فکر کرد نزد ارینب برود و صندوقچه جواهری را که به دست او به امانت داده بود بگیرد و با آن تا آخر عمر زندگی کند. ازاین رو، وقتی به عراق رسید، شرمنده به حضور امام آمد، و تقاضای خود را مطرح کرد. امام حسین فرمود : «خوب است این کار درحضور هر سه نفر صورت گیرد.»
وقتی امام حسین(ع) ارینب و عبدالله را رودر رونشاند، عبدالله از شدت خجالت سربالا نکرد تا اینکه امام موضوع را مطرح کردند. ارینب گفت : «راست می گوید.» صندوق را گشودند، همان بود که عبدالله گفته بود.
عبدالله گفت :«ای ارینب، من به تو بد کردم. بنابراین، مقداری ازاین جواهرات را به تو می دهم شاید تو مرا ببخشی»،و آنگاه اشک ریخت.
امام حسین فرمودند: ای پسر سلام، من خوب حلال کننده ای برای شما دو نفر بودم؛ او را طلاق دادم، با اوازدواج کن.(۳(
وقتی عبدالله بن سلام این اخلاق و ایثارگری امام را دید از خواب غفلت بیدار شد و دانست که امام برای شکست توطئه معاویه به این ازدواج سیاسی اقدام نمودند.
معاویه نیز با شنیدن این خبر سخت برآشفت و یزید کینه امام حسین را به دل گرفت.(۴(

نقش امام حسین (ع)در ممانعت از ازدواج یزید

یزید تنها در مورد ارینب نقشه اش توسط امام نقش بر آب نشد؛ زیرا او مردی بوالهوس و شهوت پرست بود. حکایت زیر، نمونه ای دیگر در این زمینه می باشد:
گویند روزی مروان به سراغ عبدالله بن جعفر (همسر حضرت زینب رفت و از دختر او ام کلثوم برای یزید خواستگاری کرد. عبداله گفت : «اختیار دختربا دایی او (امام حسین است.»
مروان به سراغ امام آمد و جواب منفی شنید. امام نیز بی درنگ ام کلثوم را به عقد یکی از جوانان بنی هاشم درآوردند.
وقتی خبر به یزید رسید، بی اندازه عصبانی شد و کینه امام را (افزون بر کینه قبلی اش) به دل گرفت و قسم خورد که انتقام می گیرد.(۵(
اما آنچه دراین ازدواج سیاسی حایزاهمیت است:
۱٫ کرامت و عزت بخشیدن به شخصیت زن : امام با این کار فرخنده خویش، با تفکر ابزاری شدن وجود زن و فرض نمودن زن به عنوان ملعبه در دست مردی همچون یزید به مخالفت پرداختند.
۲٫ توجه امام به اهداف و شخصیت پلید یزید : امام بزرگواربه این علت که از اهداف مادی گرا و هوسرانی های یزید آگاه بود، برای خنثی کردن هدف پلید وی دست به این امر نیکو زدند.
۳٫ احساس مسئولیت امام در برابر زندگی افراد جامعه در حیطه خانواده: امام با توجه به تأکید اسلام برحفظ نهاد خانواده و تأثیر مستقیم آن برفرد، با این کار خود نخواستند نهاد مقدس خانواده با کار احمقانه و بوالهوسانه یک شاخص فاسد مورد تعرض قرار گیرد، و در نهایت هم دوباره امام این نهاد را احیا کرد.
۴٫ابهت و عظمت شأن امام در برخورد و چگونگی عملکرد ایشان در جایگاه یک محلل بنا به گفته خود ایشان : امام در نهایت ایثار و ابهت دست به این کار و اخذ چنین تصمیمی زدند؛ تصمیمی که سرانجام ختم به خیر شد.
۵٫ توجه امام به جو مادی گرایی در جامعه : امام چون به این امر واقف بود و اقدام سبک سرانه عبدالله بن سلام را برای رسیدن به زخارف دنیا، به منزله فروپاشی زندگی او می دانست، هم برای احیای عبدالله بن سلام و هم برای پا گرفتن مجدد زندگی مشترک او با ارینب، پس از شنیدن ماجرا از ابوهریره، اقدام به جا و به هنگام خود را عملی نمودند تاهم فرد و متعاقب آن جامعه را نجات دهند.در واقع، آن حضرت با چراغ نجات خود، زندگی افرادی همچون عبدالله بن سلام و ارینب را احیا کردند و آنها را در کشتی نجات خود گرفتند. ایشان در مورد خواهر زاده خود ام کلثوم هم این گونه عمل نمودند؛ و به حق که حسین همان «مصباح الهدی و سفینه النجاه» است

پی نوشت ها :

۱ـ قالَ رسول الله خطیباً فقالَ: أیهَا النّاسُ ایاکُم وَ خضَراءُ الدَّمَنِ. قیلَ یا رسول الله وَ ما خَضراءُ الدَّمَنِ. قالَ المَرأهُ الحَسناءُ فی مَنبَتِ السُوءِ.
۲ـ قالَ رسول الله : مَن زوَّجَ کَریمَتَهٌ مِن فاسِقِ فَقَد قَطَعَ رَحِمَها.
۳ـ یابنَ السَّلام نِعمَ المُحَلِلُ کُنتُ لَکُما، هِی طَلاقُ.(ابن عساکر، ۱۳۵۶، ص ۲۰۳(
۴ ـ این حکایت از کتاب فرهنگ سخنان امام حسین اقتباس گردیده است.(ر.ک به : منابع و مآخذ(
۵ ـ این روایت به اختصار از دائره المعارف اسلام اقتباس شده است.(ر.ک به : منابع و مآخذ(

منبع مقاله :
نشریه بانوان شیعه (نویسندگان:دکتر نهله غروی نائینی فاطمه همدانیان)، شماره ۲۰

 به کوشش : بسیجی سعیدی

Scroll To Top